حتی یک فشنگ به بسیج ندهید!

در آغاز جنگ بنی صدر ابلاغ کرده بود که حتی یک فشنگ به سپاه و بسیج تحویل ندهند. استدلال عجیب و غریبی هم برای این دستور خودش داشت...
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: هرکجا را نگاه می کنی، رد پایشان پیداست. در کوچه پس کوچه های روزهای جنگ 8 ساله که وقتی دستشان از برداشتن خاک و خاکستر آوار خانه های جنگ زده پاک شد، قد راست کردند برای حضور در جبهه های بعدی. آنجایی که یکی از آنها شد، مرحوم کاظمی آشتیانی و رویان معروف را راه انداخت تا آروزی لالایی خواندن و در آغوش گرفتن فرزند دلبند به دل هیچ زوج جوانی نماند. یا شاید هم آنجایی که وقتی به ایران اجازه وارد کردن حتی یک چیپ ساده الکترونیک نمی دادند غیرتشان قبول نکرد، ایران را در جهان کم و پایین ببینند. دست بکار شدند، ماهواره به فضا پرتاب کردند و شدند صادر کننده انواع قطعه های پیشرفته صنعتی. وقتی زمین لرزید، جنگلها آتش گرفت و سیل آمد هم بودند. بیشتر از همه اما خاطره آن روزها و شب ها که زوزه موشک های اسرائیل دل بچه های ایرانی را می لرزاند، یاد همه ما هست. قامت راستشان شد دلگرمی یک ملت، همان وقت که سیل موشک های ایرانی سیلی محکم شد به صورت دشمن. همان ساعت ها که آجر به آجرِ خانه های ویران شده را دوباره روی هم می گذاشتند و مثل 8سال دفاع مقدس می گفتند: بسیج؛ جان فدای این ملت و این کشور...
بنی صدر از بچه ها می ترسید!متنی که از سردار «محمد کوثری»، از فرماندهان دوره دفاع مقدس لشکر محمد رسول الله(ص) در تاریخ 5 خرداد سال 1387 در سایت خبری حیات منتشر شد که نکات جالبی درباره بسیج دارد و سایت «پرسمان» بخش هایی از این مصاحبه را انتخاب و بازنشر داده است. سردار کوثری در این گفتگو اشاره جالبی به عدم حمایت دولت بنی صدر دارد و می گوید: «در آن زمان بنی صدر به عنوان فرمانده کل قوا در روزهای آغازین جنگ به ارتش ابلاغ کرده بود که حتی یک فشنگ به سپاه و بسیج تحویل ندهند و همواره برای این کار خود استدلال می کرد که یک عده بچه آمده اند تا بجنگند.» این صحبت ها دو بخش کلیدی دارند؛ اول اینکه امکانات نظامی و دفاعی از این نهاد دریغ می شد آن هم در شرایطی که کشور به نیروی نظامی نیاز داشت. دوم اینکه تفکر بنی صدر و جریانی که به آن تعلق داشت از اساس جایگاهی نه تنها برای بسیج که برای نسل جدید قائل نبودند. عبارت یک عده بچه، به خوبی نشان می دهد که این جریان تا چه حد بر روی نسل جدید، نوجوانان و جوانان حساب می کرد. دوباره مرور می کنیم؛ بنی صدر گفته بود حتی یک فشنگ هم به بسیج و سپاه تحویل ندهند!
زمین بده؛ زمان بگیر!برگردیم به سالهای دفاع مقدس به زمانی که به دلیل کسالت امام خمینی(ره)، بنی صدر به سمت فرمانده کل قوا منصوب شد. درست زمانی که رژیم بعث به خاک ایران تجاوز کرده بود، او یک استراتژی «مُرده» برای نجات کشور ارائه کرد. برخی مطالب تاریخی حاکی از این است که ظاهراً بنی صدر این استراتژی را با الگو گرفتن از دوره «اشکانیان» مطرح کرده. همان استراتژی بحث برانگیز و ناکارآمد که نه تنها کمکی به عقب راندن دشمن و محکوم کردن صدام نکرد که پای متجاوز را بیشتر به ایران باز کرد. حتی برخی شهرها که چندین روز با مقاومت مردمی و دست خالی، سقوط نکرده بودند با این تفکر تصرف شدند. اما آن استراتژی چه بود؟ زمین بده؛ زمان بگیر! اینجا فقط دو پرسش کافی بود تا تفکر خائن را آشکار کند. یعنی زمینِ کشورمان را به دشمن متجاوز بدهیم؟! و اما دوم؛ از چه کسی زمان بگیریم؛ دشمن؟! اشتباهات مغرضانه و خیانت های آن دولت تا جایی پیش رفت که مجلس وقت شورای اسلامی31 خرداد ماه سال 1360 رسماً عدم کفایت بنی صدر را اعلام کرد و او توسط امام خمینی(ره) به طور کامل از مسند قدرت برکنار شد.
امام خمینی(ره)، عذرخواهی کردبه دنبال برکناری بنی صدر، فضای سیاسی کشور کمتر در اختیار جریان لیبرال و غرب گرایان قرار گرفت. درست در چنین موقعیتی با رواج تفکر بسیجی که در رأس آن امام خمینی(ره) بود، اوضاع جبهه ها وضعیت دفاعی کشور در برابر بعث متجاوز، تغییرات چشمگیری داشت. اوضاع جبهه ها نیمه دوم سال 1360دگرگون شد تا جایی که طی عملیات هایی در کمتر از 9 ماه، اغلب مناطق اشغال شده کشور از دست رژیم صدام آزاد شد.تاریخ حرف های جالبی درباره سرگذشت بسیج دارد به خصوص در نخستین ماه های تشکیل این نهاد به فرمان امام خمینی (ره) . درست زمانی که چند ماه از حمله عراق به ایران گذشته بود و صحبت برای دفاع از کشور و عقب راندن متجاوز بود، نگرش های داخلی غربگرا، وادادگی را تا جایی پیش بردند که به جای ارائه نقشه ای درست برای صیانت از تمامیت ارضی کشور و حمایت از تشکل مردمی بسیج آن را «جنگ طلب» معرفی کردند. آن هم درست زمانی که رژیم بعث صدام متجاوزانه به ما حمله و رسماً حیات انقلاب را با 8 سال جنگ طولانی و خونین به چالش کشیده بود. این عبارت ها عمدتاً از زبان چهره های شناخته شده ای خارج می شد که بعدها به وضوح انحرافشان از مسیر انقلاب، محرز شد. چهره هایی که با سخنرانی های اشتباه و نامه سرگشاده کار را تا جایی پیش بردند که امام خمینی(ره) در واکنش به ارزیابی های غلط و تحلیل های کاملاً اشتباه آن ها، رسماً از خانواده شهدا و جانبازان عذرخواهی کردند. امام در این نامه به برکات جنگ اشاره و جملات تاریخی مطرح کردند . از جمله اینکه ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر کردیم.جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت و آزادسازی فلسطین را به دنبال دارد.
خروج پر سر و صدا، برگشت خاموش!یکی از دیگر چالش هایی که تفکر بسیج و انقلابی توانست در نخستین سالهای انقلاب با موفقیت پشت سر بگذارد، ماجرای حکم تاریخی امام خمینی(ره) درباره «سلمان رشدی» بود. زمانی که فرمان امام به جهان اسلام صادر شد. غربرگرایان داخلی از فشارهایی که غرب در دفاع از این نویسنده گمراه و هتاک علیه ایران اتخاذ می کرد، هراس داشتند. در حالیکه تفکر بسیجی برخی چهره های شاخص سیاسی وقت مقتدرانه عمل و فشار غرب را خنثی کرد. اما ماجرا چه بود؟ کشورهای غربی که پس از پیروزی انقلاب به دنبال بهانه برای شکست و تحریم انقلاب بودند، موضع امام خمینی(ره) در ماجرای سلمان رشدی را دستاویزی برای فشار به ایران دیدند. سفرای خود را پر سر و صدا از ایران فراخواندند. نظام اما مقاومت کرد، در نتیجه کشورهایی که برای تهدید و تحقیر ایران، سفرای خود را از خاک ایران فراخوانده بودند، بی سر و صدا آنها را به ایران برگرداندند. دوباره طولی نکشید، روابطشان را با کشورمان از سر گرفتند. این عقب نشینی دیپلماتیک کشورهای غربی، نتیجه همان مقاومت و روحیه بسیجی درداخل بود.
پیام مهم امام(ره) در دوره سازندگییکی دیگر از صفحات پر تأمل تاریخ بسیج، مربوط به زمان پس از جنگ است که دوران «سازندگی» برای بازسازی و آبادانی کشور آغاز شد. طبیعی بود که در دوره سرنوشت ساز جنگ، توجه به زیرساخت های اساسی کم شده باشد. از طرفی، تجاوز دشمن بخش قابل توجهی از زیرساخت های قبلی را هم از بین برده بود. حالا پس از جنگ، کشور یک سازندگی تمام عیار لازم داشت. مهمتر از این سازندگی اما نوع و مدلی بود که باید برای آن انتخاب می شد. این یک حساسیت زیاد نبود. بلکه یک ضرورت آشکار بود. همه می دانند، همین که انقلاب پیروزشد، 8 سال جنگ تحمیلی برای ایران رقم خورد. جنگی که پس از جنگ جهانی دوم طولانی ترین جنگ شناخته شد. حالا در دوره سازندگی نه تنها باید زیرساخت های قبلی احیا می شد که توسعه متناسب این تفکر هم ضروری بود تا هویت انقلابی و اسلامی آن را تضمین کند. اگر سازندگی از این مسیر منحرف می شد، هزینه های مادی، معنوی بسیاری روی دست می گذاشت و انقلاب را از آرمانهایش دور می کرد. برای همین امام خمینی(ره) در پیامی به وضوح الگوی توسعه مدنظر انقلابی و مطابق با نگرش بسیجی را اعلام کرد. ایشان در این نامه تاکید کردند: «بر هیچ یک از مسئولان پوشیده نیست که دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران بر پایه سیاست نه شرقی نه غربی استوار است و عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود.»
مرز خدمت و خیانت روشن شدپیام مهم بنیانگذار انقلاب درباره محورهای سازندگی، یازدهم مهر سال 1367 تکلیف و مسیر سازندگی را بدون ذره ای ابهام، کاملاً روشن کرد. مسیر، مشخص و انحراف از آن خیانت معرفی شد. در این فرمان همچنین ملاحظات دیگری هم بود. اینکه برنامه ریزی برای سازندگی در جهت رفاه متناسب وضع عامه مردم توأم با حفظ شعائر و ارزش های اسلامی و پرهیز از تنگ نظری ها، افراط گرایی و مبارزه با فرهنگ مصرفی باشد که بزرگترین آفت یک جامعه انقلابی است. در این پیام راهبردی و جامع همچنین تاکید برای خروج از تکیه صرف به صادرات نفت، سفارش به استفاده از نیروهای مردمی، جوانان مومن انقلابی به خصوص جبهه رفته ها، شکستن طلسم در انحصار تجارت داخل و خارج توسط افراد خاص و در عوض بسط دادن آن به توده مردم، همچنین پیشگیری از افزایش فاصله طبقات اجتماعی هم اعلام شد. امروز با بررسی تاریخ معاصر و مسیر سازندگی منطبق بر این راهبرد بسیار روشن می توان پیروی و انحراف از این پیام را رصد کرد. وجود برخی موانع در این راه سبب نشد که بسیجیان تحصیل کرده با استفاده از مهارت و تجربیات جنگ نتوانند مسیر سازندگی مبتنی بر بسیج مستضعفین و سازندگی ملی را انجام دهند. در عرصه های مختلف مانند تجاری، نظامی، مهندسی، پتروشیمی، گاز، معدن، سد سازی و... جوانان انقلابی برای پیشرفت، سازندگی و موفقیت کشور تلاش و اراده خود را خرج کردند. نتایج خوبی هم به دست آوردند که در ادامه به چند نمونه شاخص آن اشاره می کنیم.
افتخار یک دانشمند چه بود؟پژوهشگاه رویان یکی از آن فضاهای علمی، تحقیقاتی و دانشگاهی بود که خرداد 1370 در قالب «مرکز جراحی محدود» با هدف ارائه خدمات درمانی به زوج های نابارور و پژوهش و آموزش در زمینه علوم باروری و ناباروری با مدیریت مرحوم دکتر «سعید کاظمی آشتیانی» کار خود را آغاز کرد. اولین کودک حاصل از باروری آزمایشگاهی که حاصل پژوهش بی وقفه و شبانه روزی نخبگان این مجموعه بود، سال 1371 متولد شد. بعدها تولد اولین گوساله و بزغاله شبیه سازی شده، بانک عمومی خون بندناف و برخی موفقیت های شاخص علمی دیگر هم توسط این مجموعه محقق و ثبت شد. اتفاق هایی که برای یک کشور تازه برخاسته از آوارها، خون و خاکستر جنگ دور از ذهن بود. محققان مومن این جبهه به رقیب جدی کشورهای مدعی در این عرصه تبدیل شدند. شاید برخی افراد معتقد باشند که به این دستاورد فقط باید به عنوان یک توفیق علمی نگاه کرد ونباید آن را به بسیج نسبت داد. رهبری اما در سخنرانی درباره دانشمند فقید کاظمی آشتیانی، جمله نابی دارند که تکلیف را مشخص می کند، ایشان می گویند که این دانشمند و نخبه افتخار می کرد که یک بسیجی است.
روزی به نام یک انرژی بزرگحالا بد نیست نگاهی به انرژی هسته ای بیندازیم. این صنعت چنان در جهان امروز و کشور ما مهم است که بسیاری از تنش، چالش و گفتگوهای عرصه دیپلماسی درباره آن رخ می دهد. برخی کشورهای اروپایی و آمریکا دغدغه انحصاری بودن آن را دارند و به خوبی می دانند، ذخایر انرژی بشر همیشگی نیست. از طرفی با تغییر سبک زندگی و افزایش جمعیت جهانی، انرژی هسته ای است که می تواند ادامه حیات بشر را تضمین و آسان کند. آنها اما به بهانه پیشگیری از ساخت سلاح اتمی، کشورهای دیگر را منع و محدود می کنند. در صورتی که این انرژی در زمینه های مختلف مانند کشاورزی، امنیت غذایی، درمانی و... کاربردها دارد. برخورداری از انرژی هسته ای، تا جایی مهم است که 20 فروردین در تقویم ملی، روز فناوری هسته ای نامگذاری شده است. ایران در این زمینه هم به دستاوردهای بسیاری دست یافته حتی با وجود اینکه تحریم ها و انواع خط و نشان های سیاسی خارجی راه را برای جوانان مومن انقلابی سخت و پر از پیچ و خم کردند. در روند جنگ اخیر تحمیلی اسرائیل علیه ایران و حمله به برخی تاسیسات هسته ای کشورمان مشخص شد، دشمن توان هسته ای ایران را سد مقاومی علیه زیاده خواهی خود می داند. تسلیم نشدن در برابر خواسته های غرب و آمریکا حتی با وجود حمله به این تاسیسات و به شهادت رسیدن دانشمندان هسته ای کشور نشان می دهد، آنهایی که در این حوزه ایستادگی می کنند روحیه مومن انقلابی و مقاومت بسیجی دارند. همچنین کارنامه برخی از این دانشمندان شهید از حضورشان در جبهه های 8 سال دفاع مقدس و فعالیت با روحیه بسیجی حکایت دارد.
تنها کشور مسلمان دارای نانواما «نانو»؛ امروز کسی نیست که درباره فناوری «نانو» چیزی نشنیده باشد. دانشی کاربردی که اگرچه در زمینه های بسیار تخصصی حرف ها برای گفتن دارد اما عمومیت پیدا کردن و کاربردی شدن استفاده از آن در ساده ترین قسمت های زندگی هر خانواده در جهان امروز آن را به فناوری مفید و دوست داشتنی تبدیل کرده است. نانو در ساده ترین تعریف مهار ماده و دستگاه ها در ابعاد فوق العاده کوچک است. ایران در این زمینه هم از کشورهای پیشتاز است. اسفند سال 1387 نمایشگاه بین المللی نانوفناوری به میزبانی ژاپن در توکیو برپا شد که ایران در میان 21 کشور حاضر در این نمایشگاه، تنها کشور مسلمان بود. یکی از شعارها و اهداف این فناوری، تولید ثروت و افزایش کیفیت زندگی مردم است. این جایگاه هم از دید جوانان مومن انقلابی دور نمانده و تا جایی پیش رفته که اکنون رقیب سرسخت برخی کشورهای صاحب مقام در این زمینه هستیم. نام نخبه های بسیجی در این عرصه هم کم نیست و با یک جستجوی ساده در فضای مجازی می توان بیشتر در این باره دانست.
از تحریم چیپ تا پرتاب ماهوارهبسیج نهادی نظامی نیست. کارنامه آن حاکی از آن است که عملکرد فرهنگی، اجتماعی و مردمی دارد با این حال اما مردم دست کم به گواه همین تاریخ معاصر زندگی خودشان می دانند که حفظ صلابت و اقتدار کشور در دنیای پر تهدید امروز، نیازمند داشتن توان و نیروی بازدارنده است. مرور تاریخ دست کم قرن اخیر ثابت می کند، ایران هرگز به کشوری حمله نکرده بلکه مورد حمله و تجاوز قرار گرفته است. احتمالاً همین نگاه بود که جوانان رزمنده و نخبه بازمانده 8 سال دفاع مقدس را برای ایجاد و پیشرفت صنایع راداری و موشکی مصمم کرد. تحریم های همه جانبه چه در زمان جنگ و پس از آن کاری کرده بودند که کشورها از فروش یک «آی.سی» یا همان چیپ های ساده الکترونیک به ایران خودداری می کردند. تلاش جوانان متعهد اما خیلی زود، بسیاری کشور وقدرت ها را انگشت به دهان گذاشت. سال 1387 بود که ماهواره «امید» با کارکرد مخابراتی در مدار فضا قرار گرفت. پرتابی که ناسا آن را موفقیت آمیز اعلام کرد. «جفری فوردن» از چهره های بنام موسسه فناوری ماساچوست حرکت ایران را «شاهکار تکنولوژیکی» توصیف کرد. غربی ها به آن عنوان «گام هراس انگیز ایران» را دادند و کاخ سفید پرتاب این ماهواره را یک «دردسر» خواند. ایران در این زمینه متوقف نشد کشوری که اجازه نداشت یک چیپ الکترونیک ساده را وارد کند، خیلی زود به صادرکننده محصولات الکترونیک و راداری به بیش از 30 کشور جهان تبدیل شد.
موشک های فوق دقیق و اقتدار ایراندر زمینه نظامی هم موشک های دوربرد، بالستیک، نقطه زن، بسیار دقیق و حساس همچنین توان زرهی و نفربر هم جایگاه ایران بسیار درخشان است. با مدیریت شهید «طهرانی مقدم» که از بازماندگان جنگ بود و سردار شهید «حسن باقری»، نابغه اطلاعات عملیات جنگ عراق علیه ایران او را کشف و معرفی کرد، امروز ایران در جایگاهی ایستاده است که کمتر کشوری قدرت رقابت با آن را دارد. برای درک توان موشکی کشور، استناد به حملات بازدارنده در جنگ تحمیلی اسرائیل علیه ایران کافی است. گفته می شود، ایران در این عرصه هنوز از بخش قابل توجهی از توان نظامی خود رونمایی نکرده است. همین توان و ابهام استراتژیک امروز باعث شده مذاکره با ایران را مشروط به محدود کردن توان و بُرد موشکی ایران کنند. توان موشکی کشورمان امروز دوشادوش انرژی هسته ای حرف برای گفتن دارد و به نحوی سپر محافظتی انرژی و دانش هسته ای ایران هم عمل می کند.
3 هزار گروه جهادی در خدمت مردماگر قرار باشد کارنامه بسیج را ترسیم کنیم، بیشترین عرصه حضور آن در حمایت از اقشار محروم، فرهنگی و اجتماعی جامعه است. گفته می شود در دوران دفاع مقدس به استناد اعداد ثبت شده در برخی پایگاه های اینترنتی، 300 گردان بسیج داشته ایم اما اکنون آمارها می گویند که 2 هزار گردان بسیج داریم. همچنین 3 هزار گروه جهادی فعال بسیج در کشور خدمات لازم را به نیازمندان و عموم مردم ارائه می کنند. بسیج 5 آذرماه سال 1358 به دستور امام خمینی(رة) تشکیل شد و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی در دی ماه 1359 به صورت قانونی رسمیت پیدا کرد. بسیج در سالهای نخست تشکیل به دلیل فضای جنگی کشور، خواه ناخواه بیشتر در زمینه دفاع از میهن، اعزام نیرو به جبهه، مبارزه با منافقان فعال بود امروز اما در دوران صلح، توان و همت خود را برای خدمت رسانی به عمومی مردم کشور به خصوص محرومان به کار گرفته است. در زمینه بهداشت می توان به برگزاری اردوهای جهادی سلامت با حضور پزشکان بسیجی و داوطلب اشاره کرد. شهروندان مناطق کم برخوردار، مرزی و صعب العبور برای دریافت این خدمات، بیشتر در اولویت هستند. این اردوها به خصوص با ارائه خدمات دندانپزشکی، مامایی و کودکان مشکلات عمومی و تخصصی درمانی را کمتر می کند.
بسیج از کرونا نترسیدکسی نیست که نخستین روزهای همه گیری کرونا را به یاد نیاورد. هر روز اخبار مبهمی درباره شدت و قوت بیماری منتشر می شد و آن را مرگبار توصیف می کرد. ماسک و مواد ضدعفونی کننده در بسیاری از کشورهای جهان از جمله غرب، آمریکا و کشورهای مدعی حوزه بهداشت و سلامت کمیاب بود. در ایران هم ابتدا وضع همین بود با این تفاوت که تحریم ها و دخالت های بیگانه مانع از دسترسی کشورمان به این اقلام و واکسن می شد. اینجا بود که اعضای بسیج به خصوص بانوان فرش مسجدها، حسینیه و آستان امامزادگان مطهر را کنار زدند. چرخ های خیاطی را کف شبستان همین مراکز راه انداختند. ماسک و لباس محافظ بهداشتی برای توزیع در مراکز درمانی و جامعه دوختند. خدمات جهادی برای مراقبت از بیماران کرونایی در دوران نقاحت قوت گرفت. طبخ انواع غذای مناسب حال بیماران کرونایی رونق داشت. بطری های آب هویج، سیب و شربت عسل بود که روانه مراکز درمانی یا منزل بیماران کرونایی می شد.رزمایش کمک مومنانه با تهیه و توزیع اقلام بهداشتی و غذایی ضروری کمک حال خانواده های محرومی شد که درآمدشان به دلیل شرایط دورکاری و بیکاری برخی مشاغل در اوج کرونا، کم شده بود. مشخص نبود کرونا کی تمام خواهد شد؟ برای همین بسیج با پیشنهاد ازدواج آسان و بدون مراسم، جوانان بسیاری را تشویق به آغاز زندگی کرد. خبر خوش این ازدواج ها بین اخبار منفی آن روزها، دلچسب بود. بسیج خانواده های داغدار کرونایی را هم تنها نگذاشت، نیروهای جهادی به خصوص طلبه های بسیجی خطر را به جان خریدند. با کفن و دفن طبق شرع و محترمانه اموات کرونایی آنها را بدرقه خانه آخرت کردند. حضورشان در آن شرایط قرنطینه در آرامستان ها، قوت قلب خانواده های داغدار کرونایی شد.
فلج اطفال، فلج شد...با داشتن تصویر نزدیک از فعالیت جهادی بسیجیان در دوران کرونا، بد نیست یادی از یکی دیگر از حضور انقلابی بسیجیان در ریشه کنی یک بیماری ویروسی دیگر کنیم. آنهایی که دهه 60 و 70 را به خوبی به یاد می آورند، از حضور بسیجیان شانه به شانه مأموران بهداشت و سلامت برای واکسناسیون ملی کودکان علیه «فلج اطفال» خاطراتی در ذهن دارند. فلج اطفال هم یک بیماری ویروسی است که نوعی نقص در سیستم ایمنی، دستگاه عصب مرکزی و حرکتی را به دنبال دارد. بیماری ای که حتی در سنگ نگاره های مصری ردی از آن دیده می شود. بشر سالها با این بیماری حاد که می توانست منجر به فلج شدن و حتی مرگ افراد شود، دست به گریبان بود. ایران هم کم از این ویروس آسیب ندید. بالاخره سال 1373 واکسن زنده خوراکی در کشور در قالب یک طرح گسترده و خانه به خانه جان مردم را بیمه کرد. چند سال بعد دیگر آماری حاکی از بیماری فلج اطفال در ایران ثبت نشد. فقط سال 1379 یک مورد در چابهار گزارش و مشخص شد که فرد مبتلا بومی ایران نیست. با صفر شدن آمار مبتلایان به فلج اطفال، ایران حتی از برخی کشورهای اروپایی در زمینه ریشه کن کردن این بیماری مهلک، پیشی گرفت. آمارها حاکی از این است که بعضی کشورهای اروپایی حتی تا سال 2002 درگیر این بیماری بوده اند. در طرح واکسیناسیون فلج اطفال که در کشور به صورت خانه به خانه اجرا شد، بسیاری از پایگاه های بسیج در خدمت استقرار نیروهای های درمانی قرار گرفت و بسیجیان به دلیل شناخت کافی از بومیان محله به خصوص خانواده هایی که کودک و نوجوان در خانه داشتند، نیروهای درمان را همراهی می کردند. حضور همین چهره های آشنا تاثیر قابل توجهی در جلب اعتماد عمومی مردم و همکاری آنها برای انجام این واکسیناسیون داشت.
از پلاسکوی سوخته تا آق قلای سیل زدهدر زمان سیل، زلزله و حوادث طبیعی و غیر طبیعی هم حضور بسیج در قالب نیروهای جهادی همیشه چشمگیر بوده. در زمینه آتش سوزی و فروریختن ساختمان های تجاری کافی است به حضور این قشر برای کمک به نیروهای امدادی و آتشنشانی در دو حادثه «پلاسکو» و «متروپل» اشاره کرد. هنگام وقوع سیل «گلستان»، «آق قلا»، «خوزستان»، «امامزاده داود(ع)» و «خرم آباد»، بسیجی ها پا به پای مردم و نیروهای دیگر کف میدان حاضر بودند. برگرداندن اشیاء قیمتی که طعمه سیل شده بود تا لایروبی و آماده سازی خانه و زندگی مردم برای دوباره از سرگرفتن زندگی از زیباترین قاب های حضور بسیج بود. حس همنوعدوستی آنها را پای کار آورد اما وقتی دیدند «حاج قاسم» و شهید «ابومهدی المهندس» هم پای کار آمده اند، دست از پا و شب از روز نشناختند برای خدمت. مصاحبه و عکس های مختلفی از آن روزها در فضای مجازی وجود دارد که سیل زدگان و بسیجی ها دست در دست ایستاده اند و روی سیل را کم کرده اند. در زلزله هم بسیج همیشه پای کار بوده اما اگر به «بم» کرمان برویم یا «سرپل ذهاب» کرمانشاه که مدتی بی وقفه می لرزید، مردم به ما خواهند گفت که اولین نیروهایی که برای کمک آمدند و آخر از همه از این شهرها رفتند بسیجی ها بودند.
وقتی مردم می خواستند، بسیجی شونددر همین جنگ تحمیلی 12 روزه اخیر هم بسیج، خوش درخشید. روزهای اول جنگ که ریزپرنده ها نیروهای پدافندی را مشغول و خسته می کردند تا کم کم شهر، خلوت شود و نیروهای نفوذی بتوانند عملیات های خرابکارانه دیگر را انجام دهند، گشت های شبانه روزی و دقیق بسیج در معابر و حتی بازدید از مناطق و پلاک های مشکوک یا گزارش شده دوباره امنیت و آرامش را به شهرها و محله ها برگرداند. وقتی با بسیجیانی که آن ایام مشغول خدمت داوطلبانه بودند، صحبت می کنی، قشنگ ترین جملات دنیا را می شنوی. اینکه مردم برای تشکر از بسسیجیان، غذا و نوشیدنی آماده می کردند. خانه هایشان را برای نماز و استراحتشان آماده کرده بودند. حتی عده ای سراغ فرمانده گشت ها می رفتند و می خواستند مثل یک بسیجی داوطلب، گشت بدهند و امنیت را دوباره به ایران برگردانند. بعضی هم منتظر اجازه نمی ماندند و شانه به شانه بسیجیان، در آواربرداری و مناسب سازی خانه هایی که اسرائیل ویرانشان کرده بود، کمک می کردند. درباره تعداد بسیجیان آمارهای متعددی وجود دارد اما زیباترین جمله شاید همین باشد که هر وقت پای امنیت و اقتدار ایران در میان باشد، تمام ملت، بسیج می شوند و پای کار می آیند.
19:34 - 7 آذر 1404

0 بازدید