فارس من| چرا باید مدیران مسئول تصمیمات خود باشند؟
در بسیاری از سازمانها تصمیمهای مهم توسط مدیران گرفته میشود، اما زیان این تصمیمها گاهی بر دوش کارکنان، سهامداران یا منابع عمومی میافتد. کارشناسان تأکید دارند بدون تعادل میان اختیار و مسئولیت مدیران، اصلاح ساختار اقتصادی و افزایش کارآمدی با چالش مواجه خواهد شد.
فارس من - شاید یکی از ریشههای مزمن ناکارآمدی در اقتصاد کشور، جدایی میان اختیار و مسئولیت است. در بسیاری از نهادها و بنگاهها، مدیران اختیار گستردهای در تصمیمگیری دارند، اما اگر نتیجه تصمیمهای آنان زیانآور باشد، هزینه آن اغلب بر دوش بدنه سازمان یا حتی جامعه قرار میگیرد. در مقابل، اگر همان تصمیمها موفقیتآمیز باشد، پاداشها و مزایا نصیب مدیران میشود. در این راستا، مطالبه ای با محوریت «تصمیم گیران در منافع و مضرات تصمیمگیریهای خود شریک شوند» در سامانه فارس من ثبت و درخواست شده است.این نابرابری در تقسیم سود و زیان، در ادبیات اقتصادی، «ریسک اخلاقی» نام دارد و در بلندمدت پیامدهای قابل توجهی دارد. مدیرانی که مطمئن باشند زیان تصمیمهایشان مستقیما متوجه آنان نخواهد شد، ممکن است ریسکهای بیشتری بپذیرند یا بدون بررسی دقیق، پروژههای پرهزینه را اجرا کنند. نتیجه چنین روندی، افزایش ناکارآمدی، کاهش بهرهوری و در نهایت اتلاف منابع اقتصادی است.به گفته کارشناسان اقتصادی، یکی از مهمترین عوامل شکلگیری ریسک اخلاقی؛ تعارض منافع و بیانگیزگی در مدیریت است؛ مسئلهای که به ویژه در ساختارهای دولتی، شبهدولتی و خصولتی، پیامدهای سنگینتری به همراه دارد. پل کروگمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد معتقد است؛ ریسک اخلاقی زمانی رخ میدهد که فردی درباره میزان ریسک تصمیم میگیرد اما شخص دیگری هزینه احتمالی آن را میپردازد. این مفهوم در بسیاری از بحرانهای مالی و مدیریتی جهان نیز مورد توجه قرار گرفته است.
وقتی هزینه تصمیم را دیگران میپردازند
نمونههای این وضعیت را میتوان در بخشهای مختلف اقتصادی مشاهده کرد؛ از بنگاههای بزرگ گرفته تا برخی نهادهای عمومی. در چنین ساختارهایی، مدیران ممکن است پروژههایی را آغاز کنند که در صورت موفقیت، اعتبار و پاداش برای آنان به همراه دارد، اما در صورت شکست، هزینه آن به شکل بدهی، کاهش اشتغال یا استفاده از منابع عمومی جبران میشود. گری اچ. استرن، رئیس پیشین بانک فدرال رزرو مینیاپولیس، در مقالهای با عنوان «مدیریت مخاطرات اخلاقی با استفاده از سیگنالهای بازار» توضیح میدهد که ریسک اخلاقی زمانی شکل میگیرد که عامل اقتصادی هزینه واقعی رفتار خود را احساس نکند. در چنین شرایطی، احتمال گرایش به تصمیمهای پرریسک افزایش مییابد، زیرا زیانهای احتمالی به دیگران منتقل میشود. این مسئله به ویژه در اقتصادهایی که دولت یا نهادهای شبهدولتی حضور پررنگی دارند، بیشتر دیده میشود. وقتی بنگاهها از حمایتهای مستقیم یا غیرمستقیم برخوردار باشند، فشار رقابت کاهش مییابد و انگیزه پاسخگویی نیز تضعیف میشود.
خصوصیسازی بدون تغییر در مدیریت
اگرچه در ظاهر مالکیت برخی بنگاهها خصوصی شده، اما ساختار مدیریتی و نظام انگیزشی آنها همچنان به شیوه گذشته عمل میکند.برخی کارشناسان معتقدند شکلگیری اقتصاد موسوم به خصولتی (خصوصی - دولتی) یکی از چالشهای مهم اقتصاد ایران است. در این وضعیت، بنگاهها از نظر حقوقی خصوصی محسوب میشوند، اما در عمل تحت نفوذ یا مدیریت نهادهای شبهدولتی قرار دارند.وقتی رقابت واقعی وجود نداشته باشد، بنگاهها کمتر مجبور میشوند کارآمدتر عمل کنند. در چنین فضایی، مدیران ممکن است بدون نگرانی از پیامدهای عملکرد خود در جایگاه مدیریتی باقی بمانند و اصلاحات مدیریتی نیز به کندی پیش برود.
نقش نظارت و پاسخگویی مدیریتی
اقتصاددانان معتقدند یکی از مهمترین راههای کاهش این مشکلات، تقویت سازوکارهای پاسخگویی مدیریتی است. در یک نظام اقتصادی سالم، میان اختیار و مسئولیت تعادل برقرار است. مدیری که از اختیار تصمیمگیری برخوردار است، باید در برابر پیامدهای تصمیمهای خود نیز پاسخگو باشد.در چنین سیستمی، نظام پاداش و تنبیه نقش مهمی ایفا میکند. مدیران موفق باید از پاداشهای متناسب با عملکرد خود برخوردار شوند، اما در مقابل، مدیرانی که تصمیمهای آنان به زیان سازمان منجر میشود نیز باید مسئولیت آن را بپذیرند.علاوه بر این، وجود نهادهای نظارتی مستقل و شفاف میتواند به کاهش تعارض منافع و افزایش پاسخگویی کمک کند. این نهادها میتوانند با بررسی عملکرد مدیران و نظارت بر تصمیمهای اقتصادی، مانع انتقال زیانهای مدیریتی به کارکنان یا منابع عمومی شوند.
ضرورت اصلاح ساختار تصمیمگیری
کارشناسان اقتصادی تاکید میکنند که اصلاح اقتصاد تنها با تغییر مالکیت بنگاهها یا افزایش مقررات حاصل نمیشود. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، اصلاح ساختار تصمیمگیری و ایجاد نظام انگیزشی صحیح در مدیریت است. نظارتهای مستمر باید بیشتر شود و در این حیطه متر و معیاری برای سود و زیان تصمیمات باید برای هر مجموعهای طراحی و سنجیده شود که بر اساس واقعیت باشد. امروزه به نظر میرسد معیار مناسبی در حوزه سنجش عملکرد مدیران وجود ندارد. در چنین ساختاری، مدیران باید بدانند که تصمیمهای آنان پیامدهای مستقیم برای جایگاه و منافعشان خواهد داشت. این موضوع باعث میشود آنان با دقت بیشتری تصمیم بگیرند، ریسکها را دقیقتر ارزیابی کنند و منابع سازمان را با مسئولیت بیشتری مدیریت کنند.
16:50 - 28 خرداد 1405