هویت
خودِ «هویت»، در سادهترین تعریف، پاسخ به سؤال «من کیستم؟» است. این «من» میتواند یک فرد باشد یا یک ملت.برای اینکه ملموستر شود، هویت را مثل یک کارت شناسایی در نظر بگیرید که دو طرف دارد:۱. طرف اول: آنچه ما را شبیه دیگران میکند (هویت اجتماعی)این بخش از هویت، حاصل تعلق ما به گروههای مختلف است.
وقتی از ما میپرسند «کیستی؟»، معمولاً با اینها پاسخ میدهیم:· خانواده: من فرزندِ فلانی، همسرِ فلانی، یا پدر/مادرِ فلانی هستم.· ملیت: من ایرانی هستم.· دین و مذهب: من مسلمان، مسیحی، یا پیرو یک آیین خاص هستم.· شغل و حرفه: من یک معلم، پزشک، مهندس یا هنرمند هستم.· جنسیت: تعریف من از خودم
به عنوان یک مرد یا زن (با تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعیاش).این بخش از هویت، به ما احساس تعلق و ریشهداری میدهد. این همان جایی است که میگوییم «من بخشی از یک کلِ بزرگتر هستم».۲. طرف دیگر: آنچه ما را منحصربهفرد میکند (هویت شخصی)این بخش، اثر انگشت وجودی ماست و ما را از همه متمایز میکند.
این پاسخ به «من کیستم؟» فراتر از تعلقات گروهی است:· ویژگیهای شخصیتی: من آدم درونگرا، کنجکاو، صبور یا شجاعی هستم.· ارزشها و باورهای بنیادین: آنچه برایم واقعاً خوب و بد، درست و نادرست، و ارزشمند و بیارزش است، چه میباشد؟ این ارزشها ممکن است برگرفته از دین، ملیت یا تجربههای شخصی من باشد،
19:31 - 20 اردیبهشت 1405