تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌سید مصطفی ساداتی‌
تصویر نمایه‌ی ‌سید مصطفی ساداتی‌

سید مصطفی ساداتی

@Msadati
iri
تاریخ پیوستن: آبان 1404
متولد: 30 شهریور

سنجاق‌شده

تصویر نمایه‌ی ‌سید مصطفی ساداتی‌
@Msadati31 اردیبهشت 1405
مطالبه

چرا خرید خانه برای نسل امروز به آرزویی محال تبدیل شده؟

در روزهایی که زندگی از نفس افتاده و در پسِ قیمت‌های نجومیِ خریدِ حداقل مایحتاج‌های آن، محکوم به چندشیفت کار هستیم، چالشی بزرگ به طرزِ عجیبی دلبری می‌کند! “خریدِ خانه… “ بی‌شک تمامِ ما اغلب به این موضوع فکر کرده‌ایم و از تمامِ این ماجرا، فقط آهِ سردی نصیب ما شده و لبخندی تلخ که هیچ ارتباطی با دلخوشی ندارد... اکنون با توجه به نرخ پیریِ جمعیتِ کشورمان ایران و عدمِ تمایل جوانان به ازدواج و تشکیل زندگی مستقل، می‌توانیم بفهمیم که یکی از بزرگترین یا به بیانی دقیق‌تر یکی از اَبَرچالش‌های مانعِ این اَمر، خریدِ خانه است. چیزی که در گذشته یکی از مسائل عادی و روزمره‌ی ما بود، حالا تبدیل به آرزویی محال شده و این برآورده کردن این آرزوی محال با فرضِ پس‌اندازِ ۱۰ ساله‌ی بدونِ خرج و ثباتِ نرخِ تورم در طی سالهای آینده، سخت‌تر شده. اما مسئله‌ی خانه تنها یک موضوع اقتصادی نیست؛ خانه امنیت روانی می‌آورد، حسِ تعلق می‌آفریند و نقطه‌ی آغاز بسیاری از تصمیم‌های مهم زندگی است. وقتی این نقطه‌ی آغاز به مانعی بزرگ تبدیل شود، اثرات آن تنها در بازار مسکن باقی نمی‌ماند، بلکه در سبک زندگی، الگوی ازدواج، نرخ فرزندآوری و حتی امید اجتماعی نیز خود را نشان می‌دهد. شاید به همین دلیل است که «خرید خانه» دیگر فقط یک هدف شخصی نیست؛ بلکه به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اجتماعی و اقتصادی نسل امروز تبدیل شده است. چالشی که حل آن تنها با تلاش فردی ممکن نیست و نیازمند نگاه واقع‌بینانه‌تر به ساختارهای اقتصادی، سیاست‌های مسکن و آینده‌ای است که قرار است نسل‌های بعد در آن زندگی کنند. تا آن زمان، برای بسیاری از ما خانه هنوز همان رؤیایی است که هر از گاهی در ذهنمان شکل می‌گیرد؛ رؤیایی ساده اما سنگین، که میان اعداد سرسام‌آور قیمت‌ها و واقعیت‌های سختِ زندگی روزمره معلق مانده است. #سید_مصطفی_ساداتی #یادداشت_اجتماعی #روزمرگی


سید مصطفی ساداتی بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌سید مصطفی ساداتی‌
@Msadati31 اردیبهشت 1405
مطالبه

چرا خرید خانه برای نسل امروز به آرزویی محال تبدیل شده؟

در روزهایی که زندگی از نفس افتاده و در پسِ قیمت‌های نجومیِ خریدِ حداقل مایحتاج‌های آن، محکوم به چندشیفت کار هستیم، چالشی بزرگ به طرزِ عجیبی دلبری می‌کند! “خریدِ خانه… “ بی‌شک تمامِ ما اغلب به این موضوع فکر کرده‌ایم و از تمامِ این ماجرا، فقط آهِ سردی نصیب ما شده و لبخندی تلخ که هیچ ارتباطی با دلخوشی ندارد... اکنون با توجه به نرخ پیریِ جمعیتِ کشورمان ایران و عدمِ تمایل جوانان به ازدواج و تشکیل زندگی مستقل، می‌توانیم بفهمیم که یکی از بزرگترین یا به بیانی دقیق‌تر یکی از اَبَرچالش‌های مانعِ این اَمر، خریدِ خانه است. چیزی که در گذشته یکی از مسائل عادی و روزمره‌ی ما بود، حالا تبدیل به آرزویی محال شده و این برآورده کردن این آرزوی محال با فرضِ پس‌اندازِ ۱۰ ساله‌ی بدونِ خرج و ثباتِ نرخِ تورم در طی سالهای آینده، سخت‌تر شده. اما مسئله‌ی خانه تنها یک موضوع اقتصادی نیست؛ خانه امنیت روانی می‌آورد، حسِ تعلق می‌آفریند و نقطه‌ی آغاز بسیاری از تصمیم‌های مهم زندگی است. وقتی این نقطه‌ی آغاز به مانعی بزرگ تبدیل شود، اثرات آن تنها در بازار مسکن باقی نمی‌ماند، بلکه در سبک زندگی، الگوی ازدواج، نرخ فرزندآوری و حتی امید اجتماعی نیز خود را نشان می‌دهد. شاید به همین دلیل است که «خرید خانه» دیگر فقط یک هدف شخصی نیست؛ بلکه به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اجتماعی و اقتصادی نسل امروز تبدیل شده است. چالشی که حل آن تنها با تلاش فردی ممکن نیست و نیازمند نگاه واقع‌بینانه‌تر به ساختارهای اقتصادی، سیاست‌های مسکن و آینده‌ای است که قرار است نسل‌های بعد در آن زندگی کنند. تا آن زمان، برای بسیاری از ما خانه هنوز همان رؤیایی است که هر از گاهی در ذهنمان شکل می‌گیرد؛ رؤیایی ساده اما سنگین، که میان اعداد سرسام‌آور قیمت‌ها و واقعیت‌های سختِ زندگی روزمره معلق مانده است. #سید_مصطفی_ساداتی #یادداشت_اجتماعی #روزمرگی


سید مصطفی ساداتی بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌سید مصطفی ساداتی‌
@Msadati21 اردیبهشت 1405
گرانیِ‌تحمیلی یا تحمیل گرانی؟
مطالبه

درخواست رسیدگی به جهش غیرمنطقی قیمت کالاهای دیجیتال

گرانیِ‌تحمیلی یا تحمیل گرانی؟ پارسال همین موقع‌ها یک هارد اکسترنال یک ترابایتی خریدم؛ قیمتش حدود سه میلیون تومان بود. خریدی بود برای آرشیو پروژه‌ها و فایل‌هایی که هر روز بیشتر می‌شوند. آن روز فکر می‌کردم این فقط یک وسیله معمولی دیجیتال است؛ چیزی که هر کسی ممکن است برای کار یا زندگی‌اش لازم داشته باشد. دو روز پیش، از سر کنجکاوی قیمت همان مدل هارد را از سایت دیجی کالا استعلام گرفتم. عددی که دیدم لحظه‌ای مرا متوقف کرد: حدود بیست میلیون تومان. هارد همان هارد است، همان ظرفیت، همان برند، همان کارکرد. نه فناوری تازه‌ای به آن اضافه شده و نه تبدیل به کالای لوکس‌تری شده. تنها چیزی که تغییر کرده، عددی (قیمتی) است که کنار آن نوشته می‌شود. وقتی یک وسیله ساده ذخیره‌سازی در چنین فاصله کوتاهی این‌طور جهش قیمت پیدا می‌کند، دیگر موضوع فقط یک هارد نیست. این عددها به آرامی دارند به بخشهای مختلف زندگی روزمره نفوذ می‌کنند؛ از ابزار کار گرفته تا لوازم ساده خانه. از مرغ و گوشت گرفته تا لوازم خانگی مانند تلویزیون و‌ مبل و… . چیزهایی که زمانی «عادی» بودند، کم‌کم به تصمیم‌های سنگینِ متمایل به “ فعلاً می‌توانم آن را نخرم” تبدیل می‌شوند. واقعیت این است که فشار اقتصادی همیشه در آمارها و نمودارها دیده نمی‌شود. بیشتر خودش را در مکث‌های کوتاه مردم نشان می‌دهد؛ همان لحظه‌ای که قیمت چیزی را می‌پرسند و چند ثانیه سکوت می‌کنند. در گفت‌وگوهای روزمره‌ای که مدام به *گرانی* ختم می‌شود. در خریدهایی که مدام به « *بعداً* » موکول می‌شوند. برای خیلی‌ها این فقط مسئله فناوری یا کالای دیجیتال نیست. برای دانشجویی که به یک هارد برای پروژه‌هایش نیاز دارد، برای عکاسی که آرشیوش را باید نگه دارد، برای کسی که کارش با داده و فایل گره خورده، این وسیله بخشی از ابزار کار است. وقتی ابزار کار از دسترس خارج شود، فقط یک کالا گران نشده؛ بخشی از شرایط کار کردن هم سخت‌تر شده است. *اقتصاد وقتی از تعادل خارج می‌شود، اثرش را اول در همین چیزهای به ظاهر کوچک نشان می‌دهد. * در وسایلی که قرار بود ساده، در دسترس و معمولی باشند. اما وقتی همان‌ها هم تبدیل به کالاهای گران‌قیمت می‌شوند، آدم ناخواسته از خودش می‌پرسد: وقتی یک وسیله‌ی جانبیِ کوچک در یک سال از سه میلیون به بیست میلیون رسیده، بقیه چیزها قرار است چه روندی را طی کنند؟ شاید این سؤال فقط برای من نباشد. احتمالاً خیلی‌ها این روزها نسخه‌های مختلف همین تجربه را دارند؛ در خرید یک قطعه کامپیوتر، یک وسیله خانه یا حتی یک نیاز ساده روزمره. گاهی یک عدد کوچک روی برچسب قیمت، بیشتر از هر تحلیل و گزارشی، حال و روز معیشت مردم را توضیح می‌دهد. #سید_مصطفی_ساداتی #یادداشت_اجتماعی #روزمرگی