زمین فوتبال یا میدان فشار سیاسی؟

اظهارات تهدیدآمیز اخیر رئیس جمهور آمریکا درباره حضور تیم ملی ایران در جام جهانی، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داده است که آیا بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان باید عرصه رقابت ورزشی باشد یا به ابزاری برای فشارهای سیاسی تبدیل شود.
فوتبال برای میلیون‌ها انسان در سراسر جهان، زبان مشترک ملت‌ها و عرصه‌ای برای رقابت جوانمردانه است. میدانی که در آن مرزهای سیاسی باید رنگ ببازند و تنها مهارت، تلاش و روح ورزشکاری دیده شود. با این حال، اظهارات تهدیدآمیز اخیر رئیس‌جمهور دیکتاتور آمریکا درباره حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، بار دیگر این پرسش جدی را مطرح کرده است که آیا کشوری که خود را میزبان بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان می‌داند، به اصول بنیادین ورزش پایبند است یا می‌کوشد زمین مسابقه را به میدان فشار سیاسی تبدیل کند.در حالی که آمریکا در سال‌های اخیر در بسیاری از تحولات منطقه‌ای و جهانی به عنوان بازیگری مداخله‌گر و متجاوز شناخته شده، طبیعی است که افکار عمومی جهان نسبت به صلاحیت چنین دولتی برای میزبانی رویدادی که باید نماد صلح، همبستگی و احترام متقابل باشد، پرسش‌هایی جدی داشته باشد. جام جهانی نه عرصه اعمال فشار سیاسی است و نه ابزاری برای تهدید ملت‌ها. بلکه رویدادی جهانی است که باید در فضایی عاری از تنش و تبعیض برگزار شود.از سوی دیگر، بر اساس قواعد پذیرفته‌شده در نظام ورزش بین‌الملل، تأمین امنیت تیم‌های شرکت‌کننده بر عهده کشور میزبان و نهادهای برگزارکننده، به‌ویژه فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) است. تهدید یا ایجاد فضای ناامن برای یک تیم ملی، نه‌تنها با روح ورزش در تضاد است، بلکه در تاریخ مسابقات جهانی نیز اقدامی کم‌سابقه و مغایر با اصول حرفه‌ای مدیریت رویدادهای ورزشی محسوب می‌شود. اگر کشوری نتواند تضمین روشنی برای امنیت و حضور برابر همه تیم‌ها ارائه دهد، اساساً باید درباره شایستگی آن برای میزبانی چنین رویدادی تجدیدنظر کرد.
در همین چارچوب، طرح انتقال محل برگزاری دیدارهای تیم ملی ایران به کشوری بی‌طرف برای نمونه کشور مکزیک، می‌تواند راهکاری منطقی و منطبق با اصول حرفه‌ای ورزش باشد. چنین تصمیمی ضمن حفظ شأن و امنیت تیم‌ها، مانع از آن خواهد شد که فضای رقابت‌های جهانی تحت تأثیر تنش‌های سیاسی قرار گیرد و اصل عدالت ورزشی خدشه‌دار شود.بی‌تردید در چنین شرایطی، نقش نهادهای بین‌المللی و کارشناسان حقوق ورزشی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. کنفدراسیون فوتبال آسیا، فیفا و حقوقدانان حوزه ورزش باید با نگاهی مسئولانه و بر پایه مقررات بین‌المللی، از حقوق تیم‌ها و اصل بی‌طرفی در رقابت‌های جهانی دفاع کنند. سکوت در برابر تهدیدهای سیاسی علیه یک تیم ملی می‌تواند سابقه‌ای خطرناک برای آینده ورزش جهان ایجاد کند.در کنار این تلاش‌های حقوقی و نهادی، بهره‌گیری از ظرفیت چهره‌های برجسته ورزش نیز می‌تواند نقشی مهم در شکل‌گیری افکار عمومی جهانی داشته باشد. صدای بزرگان فوتبال ایران، رؤسای فدراسیون‌ها، بازیکنان ملی‌پوش و حتی فوتبالیست‌ها و ورزشکاران شناخته‌شده جهان می‌تواند یادآور این حقیقت باشد که فوتبال متعلق به همه ملت‌هاست و هیچ قدرت سیاسی نباید آن را به ابزار فشار و تهدید تبدیل کند.جام جهانی باید جشن جهانی فوتبال باقی بماند؛ جشنی که در آن رقابت‌ها در زمین مسابقه رقم می‌خورد، نه در عرصه تهدیدهای سیاسی. حفظ این اصل، مسئولیتی است که امروز بیش از هر زمان دیگری بر دوش نهادهای بین‌المللی ورزش و وجدان بیدار جامعه جهانی قرار دارد.
19:02 - 22 اسفند 1404
سیاست خارجی
فوتبال جهان
سازمان‌های بین‌المللی

25 بازنشر29 واکنش
20٫9k بازدید