فرزند سردار شادمانی: غم شهادت رهبر، سنگینتر از غم پدرم بود
احسان شادمانی، فرزند شهید سپهبد علی شادمانی فرمانده قرارگاه خاتمالانبیاء (ص)، گفت: غم شهادت رهبر انقلاب سنگین تر از غم پدر بود.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ احسان شادمانی، فرزند شهید سپهبد علی شادمانی، فرمانده پیشین قرارگاه خاتمالانبیاء (ص)، در گفتوگویی تلویزیونی ضمن بیان خاطراتی از روزهای منتهی به شهادت پدرش در «جنگ دوازده روزه»، از لحظات دیدار پدر با رهبر معظم انقلاب و تحقق آرزوی شهادت او سخن گفت.وی درباره شهادت پدرش، سپهبد علی شادمانی در جریان «جنگ دوازده روزه» اظهار داشت: بعد از اینکه سردار رشید شهید علی شادمانی با حکم حضرت آقا، فرماندهی قرارگاه خاتمالانبیاء (ص) را بر عهده گرفتند. پس از جنگ، پیکر پدر را برای تدفین به زادگاهشان همدان منتقل کردیم و در آنجا، مقرر شد که من پیکر ایشان را در قبر بگذارم. در آن لحظه غمی داشتم که تا روز دهم اسفند با من بود، اما وقتی صبح روز دهم اسفند خبر شهادت امام و رهبر انقلاب اعلام شد، با همسرم اشک میریختم و واقعاً به این نتیجه رسیدم که یکهزارمِ غمی که با شهادت آقا داشتم، در غم پدرم نداشتم. اگرچه آرزوی پدرم همیشه شهادت بود، اما غمِ آقا بسیار سنگینتر از غم شهادت پدرم بود.خاطرهای از روزهای پیش از شهادتفرزند شهید شادمانی در ادامه به ذکر خاطرهای پرداخت و گفت: یک هفته پیش از جنگ دوازده روزه، در تاریخ ۱۶ خرداد، ظهر با من تماس گرفتند و من به قرارگاه مرکزی خاتم نزد ایشان رفتم. در نماز ظهر که به امامت ایشان خواندیم، دیدم که بسیار بشاش هستند. از ایشان پرسیدم چرا اینقدر خوشحال هستید؟ گفتند: «نزد حضرت امام بودیم».
جلسه بیستوسوم خرداد و حکم فرماندهیوی ادامه داد: در جلسه دیگر یک هفته بعد و در روز ۲۳ خرداد دوباره برقرار شد. حضرت آقا حکم فرماندهی قرارگاه خاتم را به شهید شادمانی دادند.احسان شادمانی در ادامه، روایتی را که شهید شیرازی، رئیس دفتر نظامی فرمانده معظم کل قوا، پس از جنگ برای آنها بازگو کرده بود، چنین شرح داد: وقتی پدرم در همان اتاق جلسات همیشگی حضرت آقا با فرماندهان حضور یافتند، جلسه جنگ برگزار شد. در همانجا حکم پدرم را که به درجه سرلشکری ارتقا یافته بود، به ایشان دادند. پس از آن، آقا فرمودند: «کتابی از حمید حسام به دست من رسیده که داستان بچههای همدان است و در آن کتاب اسم شما را دیدهام».شهید شادمانی در پاسخ به حضرت آقا عرض کردند: «شهید ترک و شهید چیتسازیان نیروهای من بودند در لشکر انصارالحسین همدان و با هم روزگاری را گذراندهایم». پدرم سپس به حضرت آقا عرض کردند: «۲۴ سال است که در ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه خاتم هستم و دغدغهام این است که امر شما جاری باشد». حضرت آقا فرمودند: «خدا خیر دهد شما را».فرزند شهید شادمانی افزود: در همان جلسه که پدرم به عنوان فرمانده قرارگاه خاتم منصوب شدند، نگران بودند و قرآن را باز کردند که آیه ۱۹۵ سوره آلعمران آمد. در آنجا شهید شادمانی از حضرت آقا خواستند: «آقاجان شما دعا کنید که من هم شهید شوم».تنها چند روز بعد، این اتفاق رقم خورد و شهید شادمانی به آرزوی دیرینهاش رسید.
قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا از زمان دفاع مقدس بوده و حضرت آقا سال 85 تشریف می برند ستاد کل نیروهای مسلح آن زمان رئیس آنجا مرحوم فیروز آبادی بودند و ایشان به مرحوم فیروزآبادی می فرمایند یادتان است که قرارگاه خاتم بود من الان اسلحه ای که از زمان جنگ داشتم و آن را نگه داشته ام و هر چند وقت یکبار آن را تمیز می کنم. اگر جنگ شود خودم فرمانده جنگ را به عهده می گیرم ، آقای فیروزآبادی قرارگاه من کجاست و آنجا به این نتیجه می رسند که قرارگاه مرکزی خاتم دوباره احیا شود و مرحوم فیروزآبادی تا ده سال که جلسه قرارگاه خاتم را برگزار می کردند در ابتدای جلسه می فرموند که من به نیابت از فرماندهی معضم کل قوا این جلسه را برگزار می کنم. و در سال 95 که ساختار تغییر کرد شهید سهپبد غلامعلی رشید به فرماندهی قرارگاه خاتم رسیدند و ایشان به عنوان فرمانده فرماندهان و فیلسوف جنگ شناخته می شدند. وی افزود: قرارگاه مرکزی خاتم در زمان جنگ فرماندهی جنگ را بر عهده دارد. #شادمانی#شهادت#بدرقه_آقای_شهید_ایران 09:33 - 13 تیر 1405