سوگند ملت البرز در روز قدس
بسم الله الرحمن الرحیمروز قدس البرز را هرگز فراموش نمیکنم. دیروز، البرز نفسهایش را در سینه حبس نکرده بود؛ بلکه فریاد میزد. فریادی یکپارچه، ریشهدار و از جنس ایمان.
صبح دیروز، وقتی به سمت محل راهپیمایی روز قدس حرکت میکردم، هیبتی از آدمها را دیدم که از هر کوچه و خیابان، مانند جویبارهایی خروشان به سوی خیابان اصلی سرازیر میشدند. تنها جمعیت نبود؛ یک «شخصیت» واحد بود.
در اوج این هیبت، احساس غرور عجیبی داشتم. غرور از اینکه خادم چنین مردمی هستم. احساس مسئولیتی سنگینتر. و در کنارش، آرامشی عمیق از اطمینان به آینده. با این جوانان، با این ایمان، با این شعور سیاسی که از جانها میجوشد، قطعاً فردا از آنِ ماست.
در پایان روز، وقتی آسمان آبی البرز در پس پردهی پرچمها رنگ میباخت، تنها یک دعا بر لب داشتم: خدایا، این شعله را در سینههایمان همیشه فروزان نگه دار. قدمهای دیروز، ادامهی راه شهیدان باشد. و پرچمی که دیروز بر دوش این مردم بود، فردا بر بام مسجد الاقصی به اهتزاز درآید.مجتبی عبداللهیخادم مردم البرز
16:54 - 23 اسفند 1404