از تنگه تا عوارضی: هرمز و تغییر منطق قدرت در تجارت جهانی

#روایت_فتح در ساحت نظام سازی#یادداشتگزارشی که اخیراً در The Telegraph منتشر شده، تصویری متفاوت از تحولات تنگه هرمز ارائه می‌دهد؛ تصویری که اگر درست فهم نشود، ممکن است در هیاهوی تحلیل‌های روزمره گم شود. روایت مسلط جهانی معمولاً بر این فرض استوار است که هرمز یک «گلوگاه تهدید» است: نقطه‌ای که در شرایط بحران می‌تواند بسته شود و شوک به بازار انرژی وارد کند. اما آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، چیزی فراتر از این منطق آشناست.مسئله دیگر صرفاً «بستن تنگه» نیست؛ بلکه بازطراحی کارکرد آن است. ایده‌ای که در این گزارش برجسته شده—تبدیل هرمز به نوعی «عوارضی دریایی»—در نگاه اول شاید صرفاً یک ابزار درآمدی به نظر برسد. اما در سطحی عمیق‌تر، این تحول نشانه تغییر در خودِ منطق اعمال قدرت است.در الگوی کلاسیک، کنترل یک گلوگاه به معنای توانایی ایجاد اختلال بود: تهدید به انسداد، افزایش ریسک، و در نهایت فشار بر رقبا. اما در الگوی جدید، همان موقعیت جغرافیایی می‌تواند به یک «زیرساخت حکمرانی» تبدیل شود. به‌جای توقف جریان، مدیریت آن اهمیت پیدا می‌کند؛ به‌جای بحران، تداوم؛ و به‌جای هزینه‌سازی مقطعی، خلق درآمد و نفوذ پایدار.در چنین چارچوبی، اخذ عوارض از عبور کشتی‌ها صرفاً یک تصمیم اقتصادی نیست. این سازوکار امکان «دسترسی گزینشی» را فراهم می‌کند: برخی بازیگران با سهولت عبور می‌کنند، برخی هزینه بیشتری می‌پردازند، و برخی دیگر با محدودیت مواجه می‌شوند. به بیان دیگر، جغرافیا از یک ابزار سختِ بازدارندگی به یک ابزار نرمِ تنظیم‌گری تبدیل می‌شود.
پیامد این تغییر، صرفاً به منطقه خلیج فارس محدود نمی‌ماند. یکی از پیش‌فرض‌های بنیادین جهانی‌شدن، بی‌طرفی نسبی مسیرهای حیاتی تجارت—به‌ویژه گذرگاه‌های دریایی—بوده است. اگر این پیش‌فرض تضعیف شود و گلوگاه‌ها به‌صورت نظام‌مند وارد منطق قیمت‌گذاری و کنترل سیاسی شوند، با نوعی «لایه جدید هزینه» در اقتصاد جهانی مواجه خواهیم شد؛ لایه‌ای که نه ناشی از بحران‌های مقطعی، بلکه حاصل بازطراحی قواعد بازی است.از این منظر، اهمیت هرمز در این نیست که آیا بسته می‌شود یا نه، بلکه در این است که چگونه «باز» نگه داشته می‌شود. بازبودنی که مشروط، قیمت‌گذاری‌شده و جهت‌دار است، می‌تواند در بلندمدت اثری عمیق‌تر از هر انسداد موقتی داشته باشد.شاید بتوان گفت آنچه در حال رخ دادن است، گذار از «کنترل سرزمین» به «کنترل جریان» است: کنترل انرژی، کالا و مسیرهای عبور. در این الگو، قدرت دیگر صرفاً در توقف سیستم تعریف نمی‌شود، بلکه در مالکیت و مدیریت نحوه کارکرد آن معنا پیدا می‌کند.اگر این روند تثبیت شود، تنگه هرمز دیگر فقط یک گلوگاه نخواهد بود؛ به یک «ایستگاه کنترل» در شبکه تجارت جهانی تبدیل می‌شود. و این، تغییری است که باید آن را نه در سطح خبر، بلکه در سطح تغییر قواعد بازی فهمید.
23:32 - 21 فروردین 1405
اقتصاد
روایت پیشرفت
بین‌الملل

2 واکنش
683 بازدید