از تهدید «نابودی یک تمدن» تا وقوع بحران داخلی
وقتی تهدید «نابودی یک تمدن» به بحران روایت تبدیل میشود#یادداشت در میانه تنشهای اخیر میان ایران و آمریکا، یک جمله از سوی رئیسجمهور آمریکا توجه بسیاری را جلب کرد؛ جملهای که در آن از امکان «نابودی یک تمدن» سخن گفته شد. این عبارت، فراتر از یک تهدید نظامی، به سرعت به موضوعی در فضای سیاسی و رسانهای آمریکا تبدیل شد و واکنشهای تندی را در میان برخی نمایندگان کنگره برانگیخت.چند تن از قانونگذاران آمریکایی نه تنها این سخنان را محکوم کردند، بلکه حتی خواستار بررسی فعال شدن متمم بیستوپنجم قانون اساسی آمریکا شدند؛ متممی که در شرایط ناتوانی رئیسجمهور برای انجام وظایف، امکان انتقال قدرت به معاون او را فراهم میکند. صرفنظر از اینکه چنین درخواستی تا چه اندازه در ساختار سیاسی آمریکا قابلیت تحقق دارد، واکنشها نشان داد که ماجرا صرفاً یک مناقشه نظامی نیست؛ بلکه به سطحی عمیقتر از رقابت سیاسی و روایی کشیده شده است.اگر این رخداد را در چارچوب «مدل پنجلایه روایت بحران» ببینیم، میتوان فهمید که چگونه یک جمله در شبکههای اجتماعی میتواند به سرعت به مسئلهای در چندین لایه تبدیل شود.در لایه میدانی، مسئله اصلی تنشهای امنیتی و نظامی میان ایران و آمریکا است؛ سطحی که به اقدامات نظامی، تهدیدها و تحرکات امنیتی مربوط میشود.اما در لایه ساختاری، واکنش کنگره و بحث درباره متمم ۲۵ قانون اساسی نشان میدهد که بحران میتواند به ساختارهای تصمیمگیری سیاسی نیز سرایت کند. در این سطح، موضوع تنها سیاست خارجی نیست؛ بلکه به تعادل قدرت در داخل نظام سیاسی آمریکا نیز مربوط میشود. در لایه ادراکی، ماجرا حتی پررنگتر است. عبارتی مانند «نابودی یک تمدن» بار معنایی بسیار سنگینی دارد و به سرعت در فضای رسانهای بازنشر میشود. چنین عباراتی میتوانند تصویر خاصی از یک درگیری بسازند؛ تصویری که از یک منازعه سیاسی فراتر میرود و به سطحی تمدنی یا وجودی ارتقا پیدا میکند. واکنشهای تند برخی نمایندگان کنگره نیز در همین میدان ادراک قابل فهم است؛ جایی که رقابت روایتها شکل میگیرد.در لایه اجتماعی نیز این نوع سخنان میتواند بر افکار عمومی اثر بگذارد. هنگامی که سیاستمداران از مفاهیمی مانند «تمدن» یا «نابودی» سخن میگویند، مخاطب دیگر فقط با یک اختلاف سیاسی روبهرو نیست، بلکه با تصویری بزرگتر از تهدید و درگیری مواجه میشود؛ تصویری که میتواند نگرانیها و واکنشهای اجتماعی را تشدید کند.و در نهایت، در لایه معنایی یا هویتی، استفاده از چنین واژگانی نشان میدهد که چگونه برخی بحرانها به سطحی فراتر از سیاست روزمره کشیده میشوند. هنگامی که یک درگیری در قالب تقابل «تمدنها» تصویر میشود، معنای آن نیز تغییر میکند و روایت بحران وارد قلمرو هویت و ارزشها میشود.به همین دلیل است که در بسیاری از بحرانهای معاصر، میدان اصلی رقابت تنها میدان نظامی نیست. آنچه در کنار تحولات میدانی شکل میگیرد، نبردی در عرصه روایتهاست؛ جایی که واژهها، تصاویر و روایتها میتوانند مسیر ادراک عمومی از یک بحران را تغییر دهند.واکنشهای اخیر در فضای سیاسی آمریکا نشان میدهد که گاهی یک جمله میتواند از سطح یک اظهار نظر سیاسی عبور کند و به مسئلهای در چندین لایه تبدیل شود؛ از میدان سیاست داخلی تا میدان ادراک عمومی. همین چندلایه بودن است که فهم بحرانهای امروز را پیچیدهتر از گذشته کرده است.
08:46 - 19 فروردین 1405