پرچم‌های سرخِ انتقام؛ واکنش احساسی یا ضرورتِ راهبردی؟

حضور میلیونی در مراسم تشییع رهبر شهید، روایت‌های موجود از «انزوای حاکمیت» را به چالش کشید و خیابان‌های تهران را به صحنه مطالبات پرشور برای «انتقام» بدل کرد. سوال اینجاست: آیا «انتقام» برای بازدارندگی از ترورهای احتمالی بعدی، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است یا راه‌های کم‌هزینه‌تری هم هست؟
در جریان این مراسم، مطالبه مردم با سر دادن شعار «انتقام» بارها طنین‌انداز شد. در همین حال، این مطالبه‌ با مواضع اعلامی نهادهای رسمی تفاوت‌هایی دارد. اظهارات رسمی در سطح حاکمیت، معمولا از واژه انتقام یا مشابه آن استفاده نمی‌کنند و صرفا به لزوم مبارزه با امریکا، حذف اسرائیل و حفظ وحدت تاکید دارند.
در روایت‌های رسمی حاکمیت، تسلط بر تنگه هرمز، تجمعات شبانه، تخریب پایگاه‌های امریکا در منطقه و به طور کلی افزایش قدرت ایران، به‌عنوان دستاوردهای بزرگ برای ایران عنوان می‌شود. اما هیچ‌کدام از این دستاوردها، شاید به‌عنوان یک عامل بازدارنده برای عدم تکرار ترورهای مقامات عالی‌رتبه در آینده نباشد.
به‌نظر می‌رسد پرچم خونخواهی که در کنار پیکر رهبر شهید و خانواده‌شان برافراشته شده، و در دست میلیون‌ها عزادار به‌حرکت درآمده، چیزی بیش از یک واکنش احساسی به یک اتفاق است. پس از برگزاری مراسم تدفین، ماییم و معادله بازدارندگی!چه زمانی می‌توانیم بدون نگرانی، رهبر جدیدمان را ببینیم و با او بیعت کنیم؟
17:04 - 14 تیر 1405
گروههای مردمی
سیاست
امام و رهبری

301 بازدید