مسعود صادقلو: در کشور ما گذاشتن عکس پرچم جرئت میخواهد
«حکومتی» بودن یا نبودن به معیاری برای قضاوت بدل شده است. این برچسبها نهتنها از بیرون، بلکه از درون جریانهای فرهنگی و هنری نیز اعمال میشوند؛ محدودیتی پنهان که هنر و هنرمند را به سکوت و احتیاط وامیدارد.
خبرگزاری فارس ـ سینما: «در کشور ما جرئت نداری پرچمت را جایی بگذاری، چون فوراً به تو برچسب «حکومتی» میزنند!» این جمله از مسعود صادقلو، خواننده، است که در روزهای اخیر در فضای مجازی بازتاب گستردهای داشته است.«برچسبزدن» اصطلاحی رایج است، اما هنگامی که با مضافی چون «حکومتی» همراه میشود، معنایی دوچندان مییابد. این دو واژه، بسته به فشارها و اقتضائات اجتماعی، میتوانند بار معنایی متفاوتی پیدا کنند. نتیجه چنین برچسبی را میتوان در شکلگیری نوعی محدودیت دید؛ محدودیتی نه از سوی حاکمیت، بلکه برخاسته از درونِ جریانهای فکری و هنری.شاید پیشتر، این برچسبزدن و محدود شدن را بیشتر از سوی حاکمیت در عرصه هنر شنیده باشید؛ با تعابیری مانند ممنوعالکاری یا ممنوعالتصویری. اما در فضای روشنفکری، این محدودیتها گاه شدت بیشتری دارد؛ تا جایی که بسیاری از اهل فکر و هنر، برای فرار از برچسب خوردن، ترجیح میدهند سکوت اختیار کنند.همان کسانی که در سال ۱۴۰۱ با صدای بلند از آزادی و عدالت سخن میگفتند، در هنگام دفاع مقدس ۱۲روزه، سکوت کردند؛ گویی نه اتفاقی در ایران افتاده، نه هزار نفری به شهادت رسیدهاند.سپند امیرسلیمانی نیز در گفتوگویی به همین مسئله اشاره کرده و گفته است: «برچسب زدن گاهی واقعاً بلایی سر آدم میآره. بذار مثال بزنم: من در سه فیلم بازی کردهام که جزو پربینندهترین آثار تاریخ سینمای ایران بودهاند. در هر سهتای آنها نقش من جدی و مشخص بوده، نه نقش فرعی یا بیاهمیت. خب، وقتی بازیگری در سه فیلم پربیننده نقش خوب دارد، طبیعی است که در طول بیستوپنج سال فعالیتش باید سهم بیشتری از سینما داشته باشد، نه اینکه فقط در شش فیلم بازی کند.»
درباره همین حلقه تنگ و برچسبزنی در میان برخی از اهالی هنر، محمد جوانبخت، روزنامهنگار، در گفتوگویی چنین توضیح میدهد: «در مقالهای از آیدین آغداشلو خواندم که نوشته بود، از ترس واکنش جامعه روشنفکری، نتوانسته متنی در ستایش یکی از دوستان قدیمیاش که به شهادت رسیده بود، بنویسد.»شاید بهترین تعریف از هنر این باشد که «برآمده از اعتراض» است؛ اعتراضی درونی یا بیرونی، اما با زاویه دیدی که معمولاً از چشم مخاطب عام پنهان میماند.با این حال، این اعتراض نباید دچار تفسیر به رأی شود یا در بیانِ مسئله دچار لکنت و احتیاط شود.همه هنر را آینه جامعه میدانند؛ تعبیری که هم درست است و هم نادرست. درست از آن جهت که هنر بازتاب واقعیتهای اجتماعی است، و نادرست از آن رو که گاهی این آینه، بخشی از حقیقت را سانسور یا کدر میکند.نمونهاش را میتوان در ماجرای غزه دید؛ رخدادی که در جهان و بهویژه در غرب، موجی از واکنشها و همراهی هنرمندان و چهرههای شناختهشده بهراه انداخت، اما در ایران، بسیاری از چهرهها ترجیح دادند از همان عنصر تکراری سکوت استفاده کنند سکوتی که شاید خود نوعی موضع باشد، اما در بزنگاههای انسانی، بیش از هر چیز به چشم میآید. شاهد مثال دیگر هم هجمههایی بود که همایون شجریان وارد شد برای برگزاری یک کنسرت.#سینما#موسیقی#مسعود_صادقلو 09:55 - 22 مهر 1404