مدل ۲ وجهیِ ونزوئلا و عراقِ ترامپ

رفتار آمریکا را نمی‌توان صرفاً در قالب «فشار برای توافق» فهم کرد؛ آنچه در حال شکل‌گیری است، بیشتر به یک بازی دووجهی شباهت دارد که هم‌زمان دو الگو را دنبال می‌کند: «مدل ونزوئلا» و «مدل عراق».در وجه نخست، یعنی الگوی ونزوئلا، تمرکز بر فرسایش تدریجی ساختار تصمیم‌گیری از درون است؛ حذف یا به‌حاشیه‌راندن جریان‌های مقاوم، برجسته‌سازی نیروهای متمایل به سازش، فعال‌سازی شکاف‌های سیاسی و القای این گزاره که ادامه تقابل فاقد فایده است. در این مدل، هدف تغییر توازن داخلی به نفع جریانی است که آمادگی بیشتری برای مدیریت عقب‌نشینی سیاسی و پذیرش نظم مطلوب واشنگتن داشته باشد.هم‌زمان، وجه دوم نیز فعال است؛ الگویی نزدیک به تجربه عراق. یعنی حفظ تهدید دائمی، اشراف اطلاعاتی، نفوذ عملیاتی، تخریب تدریجی مؤلفه‌های بازدارندگی و آماده‌سازی بستر برای ضربات محدود اما مؤثر در زمان مناسب. در این چارچوب، آرامش فعلی را نباید به‌معنای کاهش تهدید تفسیر کرد؛ این وضعیت می‌تواند صرفاً یک وقفه عملیاتی برای بازآرایی، تکمیل بانک اهداف، ارزیابی واکنش‌ها و عادی‌سازی شرایط پیش از دور بعدی اقدام باشد.در چنین فضایی، روایت‌هایی درباره کاهش آمادگی، ضعف پدافندی، تمایل به توقف درگیری یا عبور از فاز تقابل، بدون شواهد میدانی معتبر، الزاماً نشانه پایان بحران نیست. بخشی از این فضا می‌تواند در امتداد عملیات ادراکی و فریب طراحی شده باشد؛ با هدف کاهش سطح هشدار، ایجاد احساس امنیت و آماده‌سازی صحنه برای تغییرات بعدی.
21:24 - 19 مرداد 1405