دیگر سکوت علامت رضایت نیست بلکه علامت بُل گرفتند عده ای حاشیه ساز منفعت طلب است.#شهر_زیراب، یکی از زیباترین و مستعدترین شهرهای مازندران، سالهاست که به جای آنکه در مسیر توسعه، عمران و آبادانی حرکت کند، گرفتار تفکراتی شده که #منافع_شخصی را بر #منافع_عمومی ترجیح دادهاند. در همه ادوار، متأسفانه عدهای #منفعت خود را جایگزین شهرسازی، پیشرفت و آیندهنگری کردهاند و همین موضوع باعث شده زیراب هرگز آنگونه که شایسته ظرفیتهایش است رشد نکند.به قلم ؛ محمد علی زادهاستاد دانشگاه / فعال سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی
همیشه افرادی بودند که نگذاشتند #زیراب پیشرفت کند و در عین حال خود را مدعی اصلی توسعه و آبادانی شهر میدانستند. درد پرابهام زیراب دقیقاً همین بود؛ کسانی که بیشترین ادعا را درباره دلسوزی برای شهر داشتند، گاه خود به #بزرگترین_مانع_پیشرفت آن تبدیل شدند. سالها از توسعه سخن گفتند اما هر زمان که فرصتی برای تحول و تغییر ایجاد شد، به جای حمایت، #حاشیه_ساختند و به جای همدلی، #اختلاف_کاشتند.زیراب سالهاست قربانی جلساتی شده که نه در دل مردم و نه در بطن شهر، بلکه در رستورانهای خارج از شهر، کافههای لوکس مرکز استان و گاهاً در ویلاهای ییلاقی برگزار میشد. جلساتی که خروجی بسیاری از آنها برای زیراب چیزی جز #حاشیه، #سهمخواهی و #عقبماندگی نبود. در تمام این سالها کمتر شاهد نشستهایی بودیم که هدف واقعی آن حل مشکلات مردم و ترسیم آیندهای روشن برای شهر باشد.کسانی که خود را بزرگتر از مردم میدانستند، هیچگاه نتوانستند جایگاه واقعی در میان جوانان و بدنه اجتماعی شهر پیدا کنند. مردم زیراب بارها ثابت کردهاند که میان شعار و عمل تفاوت قائل هستند و به خوبی میدانند چه کسانی برای شهر کار کردهاند و چه کسانی تنها از نام توسعه برای حفظ موقعیت خود بهره بردهاند.#جوانان همیشه منتقد این افراد بودند اما با #سفسطه و #حاشیهسازی ، دغدغهمندان زیرابی که عمدتاً #جوانان_باسواد و #فرهیخته بودند از ترس این افراد در #سکوت_مطلق فرو بردند که نشود روزی #دستخوش_تخریب قرار گیرند، اما در این میان نباید فراموش کنیم جمهوریاسلامیایران قریب به ۵۰ سال است که #استبداد را از بین برده و این #تخریب و #تهدیدها هیچوقت نمیتواند جلوی #مطالبه_جوانان_انقلابی و #قدرت_نظرات و #حمایت_جوانان از #خادمانواقعی را بگیرد.
اما در میان تمام این تلخیها، یک واقعیت غیرقابل انکار وجود دارد؛ اعتماد به جوانان همیشه جواب داده است. نمونه روشن آن عملکرد ۲۴ ماهه شهردار جوان و سیواندی سالهای بود که در مدت زمانی کوتاه توانست فضای شهر را دگرگون کند ، این تجربه ثابت کرد که مشکل زیراب #کمبود_نیروی_انسانی، #تخصص یا #انگیزه نیست. مشکل اصلی، #تفکرات_فرسودهای است که سالها بر تصمیمات شهر سایه انداختهاند؛ تفکراتی که از تغییر هراس دارند و موفقیت نسل جدید را تهدیدی برای جایگاه نداشته خود میبینند.امروز #مردم_زیراب بیش از هر زمان دیگری از این محدود افراد پشت پرده حاشیه ساز که خود را بزرگ می دانند اما تیشه به ریشه زیراب و زیرابی زده اند خسته شده اند. دیگر دوران این تفکرات به سر آمده است. اما نباید #بزرگان_واقعی را در ظرف این افراد منفعت طلب قرار دهیم که به خیال خود فکر میکنند میتوانند با چهارتا مطلب و سایت و مجله صدای ما را خفه کنند ، نه اصلاً. زیراب بزرگانی دارد که برای آبروی خود مجبور به سکوتاند.#زیراب ظرفیت تبدیل شدن به یکی از مهمترین شهرهای منطقه را دارد، اما این اتفاق تنها زمانی رخ خواهد داد که #منافع_شخصی از مسیر تصمیمگیری کنار برود، #جوانان#میداندار شوند و آینده شهر به جای محافل بسته و تصمیمات پشت پرده، بر اساس #خواست و #مطالبه_مردم ساخته شود.تا زمانی که همان #نگاههای_فرسوده، همان #جریانهای_همیشگی و همان #مدعیان_تکراری بر فضای تصمیمگیری سایه انداختهاند، باید پذیرفت که #زخم_زیراب_درمان_نمیشود؛ زخمی که نه از #کمبود_امکانات، بلکه از سالها #فرصتسوزی، #انحصارطلبی و #بیتوجهی به ظرفیتهای واقعی شهر به وجود آمده است.