قیام علیه اسرائیل در قلب ونیز با سلاح نخ و سوزن!
پروژه هنری «نقشبافتههای تاریخ فلسطین» یکی از آثاری است که امسال در جریان برگزاری شصت و یکمین دوره دوسالانه هنر ونیز به نمایش درمیآید تا فریاد رسای هنر علیه نسلکشی رژیم خونریز صهیونیستی در غزه باشد.
خبرگزاری فارس _ گروه هنرهای تجسمی: شصت و یکمین دوره دوسالانه هنر ونیز این روزها در حالی مهیای افتتاحیه خود میشود که حضور رژیم خونریز صهیونیستی در این دوره نیز همچون دوره گذشته حواشی و چالشهای متعددی را به وجود آورده است. در همین راستا چندی قبل موج اعتراض به حضور اسرائیل در این رویداد جهانی هنری که توسط «اتئلاف هنر نسلکشی نیست» (ANGA) سازماندهی شده بود، ابعاد تازهای به خود گرفت با اعتصاب شرکتکنندگان همراه شد. بر همین اساس، چندین غرفه در آخرین روز پیشنمایش ونیز شصت و یکم برای چند ساعت و برخی دیگر در تمام روز بسته ماندند.علاوه بر این، روز جمعه پاویونهای بلژیک، هلند، اتریش، ژاپن، مقدونیه و کره جنوبی برای تمام روز تعطیل شدند. پاویونهای بریتانیا، اسپانیا، فرانسه، مصر، فنلاند و لوکزامبورگ نیز تعطیل و سپس بازگشایی شدند و برخی نیز زودتر از موعد تعطیل شدند. سایر هنرمندان شرکتکننده در نمایشگاه اصلی نیز با نمایش و برجستهسازی عناصری از فلسطین در آثار خود، حمایت خود را از این اعتصاب اعلام کردند.نقشبافتههایی که نسلکشی غزه را روایت میکنند«جهان الفرا»، نمایشگاهگردان، روزنامهنگار، مدیر رسانهای و نویسنده فلسطینی-بریتانیایی، یکی از چهرههایی است که امسال با پروژه هنری ضدصهیونیستی خود در شصت و یکمین دوره دوسالانه ونیز حضور خواهد داشت تا فریاد نسلکشی در غزه را به گوش جهانیان برساند. الفرا یکی از نمایشگاهگردانهای پروژه هنری تحسینشده «نقشبافتههای تاریخ فلسطین» محسوب میشود.
این نمایشگاهگردان که با انتشار یادداشتی در الجزیره به توصیف کم و کیف این پروژه هنری پرداخته است، مینویسد: «من از بانیان خلق «تابلو فرش نسلکشی در غزه» هستم؛ اثری که قرار است امسال در دوسالانه ونیز پیش چشم جهانیان به نمایش درآید. همیشه برای فهمیدن اتفاقات و تبدیل کردنشان به روایتی منصفانه، به سراغ واژهها میروم. اما در برابر نسلکشی غزه -جایی که در آن به دنیا آمدهام-، کلمات کاملاً کم میآورند و هیچ زبانی حق مطلب را ادا نمیکند. واژهها حد و مرز معینی دارند و از نقطهای به بعد، برای توصیف و معنا بخشیدن به ابعاد عظیم ویرانی و درد مردمان غزه، فرومیپاشند.»۱۱۱ جسد شناسایینشده در کیسههایی آبی؛ تصویری که رهایم نمیکندالفرا ادامه میدهد: «صحنهای از آغاز جنگ غزه مدام در ذهنم تکرار میشود: بولدوزری که ۱۱۱ جسد شناسایینشده را که در کیسههای آبی روشن پیچیده شدهاند، درون گوری دستجمعی دفن میکند. ۱۱۱ روحی که از آنها هیچ نمیدانستیم؛ نه نامشان را، نه رویاهایشان را و نه اینکه لحظات آخرشان چگونه گذشت. تیتر نیویورکتایمز این بود: "بیش از ۱۰۰ جسد به یک گور دستجمعی در جنوب غزه تحویل داده شد." بگذریم از حذف نام «عامل جنایت» از تیتر؛ آیا چنین جملهای اصلاً میتواند رنج و تلخکامی چنین فاجعهای را منعکس کند؟
این مدیر هنری میافزاید: «هر تلاشی برای توصیف آنچه اسرائیل بر غزه و مردمش تحمیل کرده، تقلیلگرایانه به نظر میرسد؛ گویی بخواهی چیزی وسیع، جاری، بهتآور و مرگبار را در ظرف زبانی فشرده کنی که هرگز گنجایش آن را ندارد. آنچه باقی میماند، تنشی در قلب روایتگری است؛ با دانستن اینکه هیچ روایتی هرگز کافی نخواهد بود، چگونه میتوان قصه این وحشت وصفناپذیر را تعریف کرد؟»جنایتهایی که زنان فلسطینی مستندش کردندالفرا سپس به پروژه هنری خود با محوریت غزه اشاره میکند و مینویسد: «این تنش، در قلب نقشبافته نسلکشی غزه جای دارد؛ پروژهای که من در نمایشگردانی آن مشارکت دارم و در دوسالانه ونیز امسال به نمایش درخواهد آمد. این یک پروژه هنری است که زنان فلسطینی را در فلسطین اشغالی و اردوگاههای آوارگان در لبنان و اردن گرد هم میآورد تا ویرانیهای غزه را به صورت لحظهای و زنده مستند کنند. آنها این داستانها را به بهترین روشی که بلدند روایت کردهاند: با سوزن و نخ.»او ادامه میدهد: «این زنان با خلق ۱۰۰ تابلوی سوزندوزیشده که هر یک از ۵۵ هزار کوک تشکیل شده است، شهادتنامهای پدید آوردهاند که اجازه نمیدهد جهان فراموش کند اسرائیل چه جنایتی را در غزه رقم زده و این جنایت در حق چه کسانی روا شده است. هر تابلو، پارهای از آنچه رخ داده است را روایت میکند: خبرنگاری که بر پیکر بیجان فرزندش میگرید؛ دختران خردسالی که با دیگهای خالی در صف آشپزخانه صحرایی زیر فشار جمعیت خرد میشوند؛ کودکی که هقهق گریه میکند، در حالی که دنیای اطرافش به تلی از دود و آوار بدل شده است.»
نمایشگاهگردان پروژه هنری «نقشبافتههای تاریخ فلسطین» عنوان میکند: «برخی از این تصاویر، ولو برای لحظهای کوتاه، وجدان عمومی جامعه جهانی را متاثر کردند؛ تصاویری چون «خالد نبهان» که نوه بیجانش، روح و جانش را برای آخرین بار در آغوش کشیده بود (پیش از آنکه خود نیز یک سال بعد به او بپیوندد)، یا دکتر حسام ابوصفیه که به فرمان سربازان صهیونیستی به سمت تانکی قدم برداشت و پس از آن دیگر هرگز دیده نشد. اما به بیشتر تصاویر غزه، چنین فرصتی برای درنگ داده نمیشود. آنها بدون نام، بدون پیشزمینه و بدون هرگونه وداعی از مقابل چشمانمان عبور میکنند.»نقشبافتههایی علیه فراموشیالفرا یادآور میشود: «این نقشبافتهها در مقابل فراموشی میایستند. سوزندوزی کردن یعنی تصمیم بگیری که چیزی ارزش این همه تقلا را دارد؛ ساعتها، روزها و هفتهها کار طاقتفرسا. این یعنی پافشاری بر این حقیقت که واقعه مهیب نسلکشی غزه نباید در هجوم انبوه تصاویری که لحظهای از برابر دیدگانمان میگذرند، گم شود.»این مدیر هنری میافزاید: «نقشبافته نسلکشی غزه، فصل جدیدی از پروژه تحسینشده "نقشبافتههای تاریخ فلسطین" است که من به همراه ابراهیم مهتدی، طراح متولد غزه، مدیریت آن را بر عهده داریم. این اثر هنری با پیروی از سنت نقشبافتههای مشهوری چون بایو و نقشبافته بزرگ اسکاتلند، بزرگترین مجموعه سوزندوزی فلسطینی است که تاریخ فلسطین و مردمش را روایت میکند.کار بر روی این نقشبافته در سال ۲۰۱۱ در آکسفورد و به همت "جَن چالمرز" آغاز شد؛ پرستار بریتانیایی که در دهه ۱۹۶۰ به مدت دو سال در غزه زندگی و کار کرده بود.
نمایشگاهگردان پروژه هنری «نقشبافتههای تاریخ فلسطین» میگوید: «جَن با شناخت سنت چندصدسالهی سوزندوزی فلسطینیان یا همان "تطریز"، بر این باور بود که جای یک نقشبافته از تاریخ فلسطین خالی است. من سال ۲۰۱۳، زمانی که در مقطع تحصیلات تکمیلی در آکسفورد مشغول بودم، با او آشنا شدم و از همان زمان به این تلاش ارزشمند هنری پیوستم.»هنر به مثابه سازوکاری برای شهادت دادناو مطرح میکند: «تطریز که سال ۲۰۲۱ در فهرست یونسکو به ثبت رسید، بیانگر میراث و هویت فلسطینی است. نقوش آن، نشانگانی رمزگزاریشده از هویت، مکان و جایگاه اجتماعی را در خود به نمایش میگذارد. پس از واقعه نکبت در سال ۱۹۴۸، تطریز به ابزاری برای حفظ فرهنگ فلسطینی در برابر تلاشها برای محو و نابودی آن بدل شده است. اما امروز، تطریز به مرتبهای دیگری هم رسیده است: شهادت دادن.»الفرا سپس یادآور میشود: «مدت کوتاهی پس از آنکه در سال ۲۰۲۳ اسرائیل حملات نظامی ظالمانه و ویرانگر خود را علیه غزه آغاز کرد، روند پیشرفت این پروژه با پیوستن به موزه فلسطین در آمریکا رشد و شتابی تازه یافت. نهادی مستقل که توسط کارآفرین فلسطینی-آمریکایی، "فیصل صالح" بنیانگذاری و مدیریت میشود. این نقشبافته اکنون در موزه شهر وودبریج ایالت کنتیکت نگهداری میشود و از آنجا برای نمایش به نمایشگاههای سراسر جهان سفر میکند.»
این مدیر هنری میگوید: «نقشبافته نسلکشی در غزه در همین چارچوب گسترشیافته شکل گرفت. من به همراه جَن، ابراهیم و فیصل گرد هم آمدیم تا درباره بهترین راه مستندسازی نسلکشی غزه گفتوگو کنیم. ما ابتدا دو تابلو برای ثبت این برهه تاریک از تاریخ فلسطین خلق کردیم: "غزه در آتش" و "ققنوس فلسطینی". پس از آن، فیصل پیشنهاد داد که ۱۰۰ تابلوی مجزا را منحصراً با تمرکز بر موضوع غزه خلق کنیم. چالش تولید اثری در عرض یک سال که پیش از این اتمام آن یک دهه زمان برده بود، بسیار دشوار بود؛ اما این فوریتی بود که یک نسلکشی در حال وقوع به ما دیکته میکرد و به واسطه برد جهانی که موزه فراهم کرد، محقق شد.»زنان هنرمندی که یکی پس از دیگری در بمبارانهای اسرائیل گم شدنداو تصریح میکند: «زنان غزه ابتدا از فعالترین مشارکتکنندگان در پروژه نقشبافته تاریخ فلسطین بودند. آثار آنها سرزنده و دقیق بود و برایشان منبع درآمد به شمار میآمد. اما با تشدید بمبارانها دسترسی به بیشتر آنها غیرممکن شد و بسیاریشان بارها و بارها آواره شدند. مواد اولیه دیگر نمیتوانست وارد غزه شود و تابلوهای تمامشده نیز راهی برای خروج نداشتند. بدین ترتیب، زنان غزه به جای آنکه روایتگر قصه باشند، خود به موضوع آن بدل شدند.»الفرا میافزاید: «این نقشبافته در جوهره خود، چنان که یکی از سوزندوزان میگوید، نوعی «لم شمل» (تجدید دیدار با خانواده) است. بهرغم مرزها و آوارگیهای اجباری، دسترنج زنان فلسطینی در هر کجای جهان که باشند، به شکل یک سند، تصویر واحدی از تجربه رنجزیستههای فلسطینیان ارائه میدهد.»
این نمایشگاهگردان میگوید: «حالا برای "ایمن شهابی"، "بسمه ناطور" و دهها زن دیگر در اردوگاه پناهندگان "عینالحلوه"، سوزندوزی وسیلهای برای امرار معاش است. با وجود این، به گفته خودشان، پروژه نقشبافتهها بخشی از عزت نفس آنها را احیا کرد. این زنان در نامهای که پس از اتمام تابلوهایشان برای ما نوشتند، اظهار کردند: "این فضایی بود که میراث ما در آن تپش داشت و سوزنهایمان، هم رنجهایمان و هم امیدهایمان را به هم میدوخت." و تنها سوزندوزان نبودند که در این راه سهم داشتند. برای نمونه، یکی از تابلوهای نقشبافته نسلکشی در غزه که توسط "شهلا محاریق" در رامالله دوخته شده، بر اساس تصویری از "هند رجب" (کودک شهید فلسطینی) است که توسط هنرمند ساکن لندن، "خدیجه سعید" تصویرگری شده بود. اثر هنری دیگری از "محمد الحاج" (هنرمند ساکن غزه) که آوارگی در غزه را به تصویر میکشید، توسط "کفاح کردیه" در لبنان دوخته شد؛ درست پیش از آنکه یک میلیون نفر در جنوب لبنان، خود به آوارگانی جدید بدل شوند.مصائب تبدیل رنج به الگوی دوختالفرا با اشاره به سختیهای این پروژه هنری مینویسد: «فرآیند گردآوری نقشبافتههای نسلکشی در غزه بسیار سخت بود. بیش از یک سال، من با فیصل، جَن و ابراهیم جلسات هفتگی داشتیم تا درباره انتخاب تابلوهای نمادین و موضوعاتشان تحقیق کنیم و به هماهنگی برسیم. ابراهیم باید هر طرح را به فرمتی قابل سوزندوزی تبدیل میکرد و سپس از طریق رابطهای محلی در هر منطقه، برای زنان سوزندوز ارسال میشد. مدام با پرسشهایی روبهرو بودیم که هم جنبه اخلاقی داشتند و هم عملی؛ اینکه چه چیزهایی را برای گنجاندن در اثر برگزینیم و چه چیزهایی را کنار بگذاریم؟ تبدیل رنج و حرمان به الگوی دوخت و دوز، چه مفهومی دارد؟»
نمایشگاهگردان پروژه هنری «نقشبافتههای تاریخ فلسطین» درباره احساسش از نمایش این پروژه در المپیک هنر جهان میگوید: «نوامبر سال گذشته، وقتی به ما اطلاع دادند که طرح ارسالیمان برای دوسالانه ونیز پذیرفته شده است، حس پیچیده و متناقضی به من دست داد. این اتفاق از یک سو، افتخار و فرصتی است تا این اثر و زنانی که پشتوانه خلق آن بودهاند در یکی از برجستهترین رخدادهای هنری جهان دیده شوند. اما از سوی دیگر، این واقعه بیانگر تناقض دنیایی است که بیش از پیش تمایل دارد آنچه در غزه میگذرد را "نامگذاری" کند، مستقیم در چشمهایش خیره شود و آن را "نسلکشی" بنامد، اما همچنان نسبت به متوقف کردن این فاجعه ناتوان یا بیتفاوت باشد. وقتی نظامهای سیاسی شکست خوردهاند و هنر به سازوکاری برای "شهادت دادن" بدل شده است، درباره انسانیت چه میتوان گفت؟»باید زنده بمانی تا قصهام را روایت کنیالفرا در پایان خاطرنشان میکند: «من پاسخ سادهای برای پرسش فوق ندارم. فقط مطمئنم که زنان فلسطینی همچنان به روایت این داستان و مطالبه برای پاسخگویی ادامه میدهند. تلاش آنها، پاسخی جمعی است به آخرین وصیت استاد فقیدم، "رفعت العرعیر"، پیش از آنکه شهید شود: «اگر من باید بمیرم، تو باید زنده بمانی تا قصهام را روایت کنی.»گفتنی است که پروژه هنری «نقشبافتههای نسلکشی در غزه» از ۹ مه (۱۹ اردیبهشت جاری) پیشنمایش خود را در شصت و یکمین دوسالانه ونیز آغاز کردهو در عمارت "پالاتزو مورا" (Palazzo Mora) پذیرای مخاطبان است.در دعوتنامه این پروژه هنری آمده است:«- – – – – – – – – – -»غزه - بدون کلام - از نمایشگاه دیدن کنید#غزه#هنر#فلسطین#دوسالانه_ونیز#هنرهای_تجسمی#رژیم_صهیونیستی 20:36 - 21 اردیبهشت 1405