لگوهای ایرانی چگونه پروپاگاندای رسانهای کاخ سفید را فلج کردند
یکی از پرسشهای مهمی که مطرح میشود این است که راز موفقیت و اثرگذاری لگوهای ایرانی در تقابل با پروپاگاندای رسانهای پیچیده و پرهزینه ائتلاف آمریکایی-صهیونی چه بود.
خبرگزاری فارس _ گروه رسانه: یکی از مهمترین شگفتانههای ایران در جریان جنگ تحمیلی رمضان که خود را در قامت راهبردی موفق و هوشمندانه در عرصه خطیر رسانه نشان داد، انیمیشنهای لگویی بود. آثاری نقطهزن با چاشنی طنز و تعریض و خلاقیت که توسط جوانان دهه هشتادی ساخته شدند و توانستند دست برتر را در میدان جنگ روایتها برای ایران به ارمغان بیاورند. به فاصله بسیار کوتاهی پس از آغاز جنگ تحمیلی رمضان و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان، ویدیوهای لگویی پا به میدان گذاشتند و به شدت فراگیر و پرمخاطب شدند. انیمیشنهایی ساده و در عین حال خوشساخت و پرمفهوم که با ارائه تصویری تند و تیز، طنزآمیز و ابلهانه از سران متجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی و سیاستهای آنها در جنگ، معادلات حاکم بر فضای رسانه را تغییر دادند. لگوهای ایرانی همچنین تصاویری نافذ از موضوعات گوناگون مانند وضعیت انسانی غزه، حمله رژیم سفاک صهیونیستی به لبنان، شهادت کودکان مظلوم میناب، پیشینه تاریخی بلند ایران در مقایسه با تاریخ کوتاهمدت و حقارتبار آمریکا، ادعای احمقانه بازگرداندن ایران به عصر حجر، رسوایی آمریکا در جنگ ویتنام، بمباران اتمی هیروشیما توسط ایالات متحده و بازنمایی ترامپ در شمایل دلقکی دروغگو و قمارباز ارائه میدادند. در نهایت، ضمن بهرهگیری از کلیدواژههای معناداری چون «باند اپستین» و «بازنده واقعی جنگ»، با لحنی کنایی این پرسش را با مخاطبان خود مطرح میکردند که آیا واقعا دستاوردهای جنبش موسوم به MAGA با شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم»، این است؟
انتشار منظم و مستمر این انیمیشنهای لگویی باعث بروز انفجار رسانهای مهیبی در مقیاس رسانههای جهان شد. در چنین شرایطی، بدیهی بود که این دستاورد برجسته به مذاق پلتفرم آمریکایی یوتیوب خوش نیاید و به سرعت جلوی انتشار این ویدیوها که در کانال Explosive Media منتشر میشدند و ائتلاف تبهکار آمریکایی-صهیونی را به مغلوبه جنگ بدل ساخته بودند، بگیرد. یوتیوب با حذف مغرضانه این کانال پرمخاطب، تلاش کرد به هر نحوی که شده مانع از گسترش شتابان و روزافرون لگوهای موفق و تاثیرگذار ایرانی شود اما در عمل، ناکام ماند و رفتهرفته بر شمار مخاطبان و دامنه اثرگذاری انیمیشنهای لگویی افزوده شد. یکی از پرسشهای مهمی که مطرح میشود این است که راز موفقیت و اثرگذاری لگوهای ایرانی در مقیاس جهانی و در تقابل با پروپاگاندای رسانهای پیچیده و پرهزینه ائتلاف آمریکایی-صهیونی چه بود؟ این پرسشی کلیدی است که «مارکوس بش»، کارشناس آلمانیتبار رسانه و ارتباطات میکوشد به آن پاسخ دهد.این کارشناس که در یک گفتوگوی ویدیویی با شبکه زددیاف آلمان شرکت کرده بود، در پاسخ به این پرسش که چرا انیمیشنهای لگویی ایران به ویژه در میان نسلهای جوان تا این حد محبوبیت پیدا کرده است، میگوید: آنچه در اینجا شاهدش هستیم، واکنشی است به آنچه من آن را «میموار کردن» ترامپ مینامم.
او ادامه میدهد: رئیسجمهور ایالات متحده و تیم مرتبط به او در کاخ سفید، ماههاست که به واسطه عملکرد خود ما را با انواع میمها، ارجاعات گوناگون به بازیهای کامپیوتری و گاه، تصاویر مضحک و سورئال ساختهشده توسط هوش مصنوعی در پلتفرمهای مجازی تغذیه کردهاند.
این کارشناس آلمانی سپس میافزاید: آنچه اینک با آن مواجهیم، واکنشی متقابل است؛ در اینجا ترامپ و کاخ سفید با سلاحی که متعلق به خودشان بود، در سطحی بسیار حرفهای به چالش کشیده شدهاند. فراتر از لگو که اغلب مردم آن را صرفا یک اسباببازی بیخطر میدانند، این قطعات موسیقی بسیار باکیفیت هستند که در این آثار جلب توجه میکنند. بش میگوید: لگوهای ایرانی نهتنها از لحاظ فرم موسیقیایی، بلکه از حیث محتوایی نیز بسیار قدرتمند عمل کرده و دقیقا روی مواضعی انگشت میگذارند که اکنون نقاط گسست و شکافهای ساختاری جدی جامعه ایالات متحده محسوب میشوند؛ همان نقاطی که طیف گستردهای در آمریکا در مواجهه با آن میگوید این وضعیت به هیچ وجه نباید ادامه پیدا کند. بنابراین لگوهای ایرانی دقیقا روی نقاط حساس و کانونهای بحران جامعه ایالات متحده آمریکا متمرکز شدهاند.
او بیان میکند: من آنچه در چنین موقعیتی با آن روبهرو هستیم را «تبلیغات پسادیجیتال» مینامم؛ زیرا ما اکنون در وضعیتی قرار داریم که در آن مرز میان فضای مجازی و دنیای واقعی دیگر به هیچ وجه قابل تفکیک نیست. اگر بخواهیم روند تطور و تاریخچه یک ویدیو را ردیابی کنیم، به وضوح میبینیم که این محتواها ماهیتی کاملا تبلیغی دارند. گاهی ممکن است مخاطب مچ خود را حین راه رفتن در خیابان بگیرد که دارد آهنگ یکی از لگوهای ایرانی را زیر لب زمزمه میکند. حتی گاهی کاربران در بخش نظرات، صراحتا مطالبه میکنند که آیا بلاخره این اثر در اسپاتیفای منتشر میشود یا نه؟ آنها میگویند ما هر روز صبح به این آهنگها گوش میدهیم و دوست داریم در محل کار خود هم آنها را بشنویم. یا مثلا وقتی وارد یک سوپرمارکت میشوید و آدمکهای لگو را میبینید، ناخودآگاه ذهنتان تحریک میشود؛ چراکه برای شما تداعیگر محتوای لگوهای ایرانی هستند.
مارکوس بش همچنین تصریح میسازد: میخواهم بگویم که ما با شکل مبتکر و هوشمندانهای از تبلیغات روبهرو هستیم که دیگر تنها به بسترهای دیجیتال محدود نماندهاند؛ بلکه تمام ابعاد زندگیمان را که کاملا دیجیتالی شده است، دربرمیگیرند.
این کارشناس رسانه و ارتباطات ادامه میدهد: باید اذعان کرد که ایران و بازیگرانش در این کارزار رسانهای میمتیک، موفق شدهاند ایالات متحده آمریکا و اسرائیل را مهار کرده و آنها را با بهرهگیری از ابزارهای خودشان شکست دهند؛ چرا که در حال حاضر واکنش به ویدیوهای لگو به طور کامل در حساب تیکتاک کاخ سفید متوقف شده است. آن هم پس از اینکه آنها هفتهها با بهرهگیری متراکم از ارجاعات میمتیک به بازیهای ویدیویی و قهرمانسازی از حملات نظامیشام، افکار عمومی یا همان جامعه هدف تیکتاک را برای حملات برقآسا علیه ایران آماده کرده بودند. حالا دیگر اساسا کارزار آنها جایی در رسانهها ندارد؛ بدین معنا که اگر در این پلتفرمها فعالیت داشته باشید، متوجه میشوید که در حال حاضر برتری و تسلط مطلق رسانهای با لگوهای ایرانی است.
در تحلیل نهایی باید گفت که موفقیت خیرهکننده لگوهای ایرانی در جریان جنگ تحمیلی رمضان، نشان داد که در عصر جنگهای شناختی، تسلط بر افکار عمومی تنها با اتکا به بودجههای هنگفت و پولپاشیهای سرسامآور در فضای رسانهای حاصل نمیشود. پیروز این میدان خطیر، طرفی است که ذائقه و الگوریتمهای مصرف رسانهای مخاطب را در مقیاس جهانی شناخته باشد و بداند چگونه محتوای کلیدی و استراتژیک خود را در قالبهای روایی خلاقانه، نرم و جهانشمول ارائه کند تا در میدان غامض جنگ رسانهای، بتواند خط روایی رسانههای پرنفوذ جریان اصلی را بشکند. این، خلاصه همان چیزی است که جمهوری اسلامی ایران را در تقابل با ائتلاف شکننده آمریکایی-صهیونی به پیروز بلامنازع میدان جنگ روایتها بدل ساخت. #لگو#ایران #جنگ #آمریکا#انیمیشن#ایران_قوی #جنگ_رمضان #جنگ_روایتها 20:29 - 15 اردیبهشت 1405