روشی که کمک میکند جرائم خشن کاهش یابد
با وجود خواست مردم برای اعمال اشد مجازاتها در برابر مجرمان جرایم خشن، کارشناسان معتقدند که صرفاً افزایش مجازاتها نهتنها بازدارنده نیست، بلکه میتواند مجرمان را جریتر کند. آنها بر اهمیت پیشگیری از جرم از طریق راهکارهای فرهنگی و اجتماعی تأکید دارند.
گروه قضائی خبرگزاری فارس: برخی از مردم بر این باورند که برخی از مجازاتهای فعلی نتوانستهاند بازدارندگی لازم را ایجاد کنند. چرا که برخی از مجرمین پس از گذراندن دوران محکومیت، دوباره جرایم خشن مرتکب میشوند و این امر بار دیگر اثبات میکند که مجازاتهای رایج، چه به شکل زندان و چه اعدام، نتوانستهاند تغییر واقعی در رفتار آنها ایجاد کنند. این موضوع نشان میدهد که صرفاً تکیه بر مجازاتهای سخت، کافی نیست و نیاز به بازنگری اساسی در شیوههای مجازات و رویکردهای اصلاحی وجود دارد. در همین رابطه با یک وکیل پایه یک دادگستری «حمیدرضا محمدی» به گفتگو پرداختهایم.
فارس: جامعه چه انتظاری از مجازات مرتکبان جرایم دارد؟
محمدی: جامعه انتظار دارد که مجازات مرتکبان جرایم به طور قطعی و سریع اجرا شود و شدت برخورد با آنها حفظ شود. این توقع منطقی است، زیرا فردی که با حقوق ۱۲ تا ۱۵ میلیونتومانی در خانه زندگی میکند، وقتی میشنود که از وزیران گرفته تا تاجران و دیگر مسئولان، درگیر فسادهای هزاران میلیاردی بودهاند، دچار ناراحتی و ناامیدی و مهمتر از آن دچار دلسردی میشود و دیگر متوجه نمیشود که چه اتفاقی در حال رخدادن است و مدام این فکر را مرور میکند که آیا من باید با حقوق ۱۲ یا ۱۵ میلیونتومانی زندگی کنم، درحالیکه عدهای دیگر درگیر فسادهای کلان هستند؟ متأسفانه، من بر این باورم که حتی اعداد و ارقام اعلامشده درباره این فسادها نیز صحیح نیستند. اگر این پروندهها بهدرستی بررسی شوند، مشخص خواهد شد که رقم واقعی فساد کمتر از آن چیزی است که به اطلاع عموم میرسد.
برای مثال، در یکی از پروندهها اعلام شد که فسادی به ارزش ۱۲ هزار میلیارد تومان رخداده است، درحالیکه این مبلغ شامل وامهایی بوده که برخی از آنها بازپرداخت شدهاند. حتی اگر فرض کنیم که تمامی این وامها تسویه نشده باشند، رقم واقعی باقیمانده چیزی حدود ۲ تا ۳ هزار میلیارد تومان بوده است، نه ۱۲ هزار میلیارد.
درمان یا تنبیه؟ انتخاب مجازاتهای مؤثر برای مجرمان
در بسیاری از موارد، افرادی که واقعاً بدهی نداشتهاند، محکوم شدهاند و از سر ناچاری، به دلیل ناتوانی در دفاع از خود، مجبور به پرداخت شدهاند. این پروندهها موجودند و اگر روزی یک نهاد نظارتی یا بازرسی بخواهد ورود کند، میتوان مدارک آن را ارائه داد تا مشخص شود که آیا فرد متهم واقعاً تخلفی مرتکب شده است یا خیر.
فارس: چه مشکلی در عدم شفافیت نتایج پروندههای فساد وجود دارد؟
محمدی: متأسفانه، بسیاری از اقدامات قوه قضاییه تحتتأثیر فضای مجازی و رسانهها قرار میگیرند. برخی از مسئولان اعلام میکنند که فسادهای کلانی را کشف کردهاند، اما در نهایت هیچ گزارش شفافی از نتیجه این پروندهها ارائه نمیشود.برای مثال، وقتی اعلام میشود که در یک مجموعه مانند پتروشیمی چند هزار میلیارد تومان فساد مالی رخداده، مشخص نیست که نتیجه نهایی چه بوده و چه اقداماتی برای برخورد با این فساد انجام شده است.
مسئولیتگریزی مسئولان؛ وقتی هیچکس پاسخگو نیست
یکی از مشکلات اساسی کشور، عدم پاسخگویی مسئولان است. در بسیاری از موارد، چند نفر برای یک مسئولیت تعیین میشوند، اما در نهایت هیچکس حاضر به پاسخگویی نیست. وقتی از کسی درباره علت یک مشکل سؤال میشود، او مسئولیت را به فرد یا نهاد دیگری منتقل میکند. این وضعیت باعث شده است که مسئولیتپذیری در کشور کاهش یابد و شفافیت در عملکرد دستگاهها زیر سؤال برود.
جایگزینی زندان با پابند: راهحلی ارزان و مؤثر فارس: در نظام قضائی ایران، مجازاتهای معمول برای جرایم خشن چیست؟
محمدی: در مورد جرایم خشن، مشکل دیگری نیز وجود دارد. در نظام قضایی ما، تنوع مجازات چندانی دیده نمیشود. درحالیکه در سایر کشورها از مجازاتهای جایگزین استفاده میشود، در ایران بیشتر مجازاتها یا زندان است یا اعدام. البته در بحث تعزیرات، دست قوه قضاییه بازتر است و میتوان برای بسیاری از جرایم، مجازاتهای جایگزین را در نظر گرفت.
فارس: چرا برخی افراد تمایل به ارتکاب جرم دارند؟
محمدی: ارتکاب جرم دلایل مختلفی دارد. بهعنوان مثال، برخی افراد به دلیل شرایط خانوادگی یا اجتماعی خود، بیشتر در معرض جرم قرار دارند. مقایسه افراد از خانوادههای مختلف نشان میدهد که محیط تربیتی تأثیر زیادی بر رفتار افراد دارد. اما متأسفانه، این نکات در نظام قضایی ما کمتر موردتوجه قرار میگیرد. فارس: چه تفاوتی میان سیستم قضائی ایران و سایر کشورها در مورد مجازاتها وجود دارد؟ محمدی: در برخی کشورها، پرونده شخصیت برای متهمان تشکیل میشود و عوامل روانشناختی و اجتماعی آنها بررسی میشود. اما در ایران، این روند بهدرستی انجام نمیشود و اغلب بهصورت سرسری صورت میگیرد. اگر این پروندهها بادقت بررسی شوند و از تخصص حقوقدانان، جامعهشناسان و روانشناسان استفاده شود، میتوان راهکارهایی برای کاهش جرم و خشونت در جامعه ارائه داد.
پیشگیری از جرم، کلید موفقیت در کاهش جرایم خشن
در نهایت، اگر قصد داریم که جرایم خشن را کاهش دهیم، صرف افزایش مجازات کافی نخواهد بود. تجربه جهانی نشان داده است که افزایش شدید مجازاتها، لزوماً منجر به کاهش جرایم نمیشود. بلکه باید مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را حل کرد تا افراد کمتر به سمت ارتکاب جرم کشیده شوند. همچنین، باید سیستم قضایی و اصلاحی کشور را تقویت کنیم تا بتواند مجرمان را بهدرستی ارزیابی کرده و به شیوهای مناسب به جامعه بازگرداند. بهعنوان مثال مردی که از فشار کار روزانه خسته است، فردی که از ساعت ۶ یا ۷ صبح آغاز به کار میکند و پس از انجام کارهایش در محل کار، به دنبال آن مجبور است که در اسنپ مشغول به کار شود تا ساعت ۸ یا ۹ شب، بهطوری که بتواند حداقل هزینههای زندگی را تأمین کند، وقتی ساعت ۹ یا ۱۰ شب خسته به خانه میآید، اگر همسرش از نبودن او در طول روز گلهای بکند و مرد به دلیل خستگی یا فشار روانی پرخاشی کند، باید گفت که در این موقعیت مرد نباید مقصر اصلی شناخته شود. در واقع، این مسئله به دلیل شرایطی است که ما برای افراد فراهم نکردهایم تا قبل از رسیدن به خانه بتوانند ذهن خود را آرام کنند و در وضعیت مناسبی برای مدیریت زندگی قرار بگیرند. درصورتیکه فردی در شرایط روحی نامساعد، مثلاً در نتیجه بیخوابی یا فشارهای زیاد، به او پرخاشی شود، طبیعی است که واکنش تندتری نشان دهد، حتی اگر در روزهای معمولی، این فرد میتوانست از این وضعیت عبور کند.
کاهش هزینههای زندانیان؛ در عوض بهکارگیری روانشناسان
این نوع آشفتگیها در جامعه ما بهویژه به دلیل مشکلات اقتصادی و فشارهای اجتماعی روزافزون است. اما این تمام مشکل نیست. آنچه که وضعیت را پیچیدهتر میکند، حملات فرهنگی دشمنان است که به طور خاص بر نسل جوان و فرزندان ما اثر میگذارد و باعث ازبینرفتن امید در آنها میشود. این احساس بدبختی که در بسیاری از مردم وجود دارد، ناشی از مشکلات اجتماعی و فرهنگی است که در کنار مسائل اقتصادی قرار دارد.اگر به گذشته نگاه کنیم، مردم در شرایط سختتری زندگی میکردند؛ خانهها کمتر از مبل و تلفن برخوردار بودند، درحالیکه امروز بسیاری از خانوادهها یخچالفریزر، ماشین ظرفشویی، لباسشویی و خودرو و... دارند. بااینحال، رضایتمندی مردم بیشتر از گذشته است، چرا که در آن زمان در کنار مشکلات اقتصادی، بمباران فرهنگی وجود نداشت که باعث نارضایتی و احساس بدبختی شود. یکی دیگر از مشکلات اساسی، نبود مسئولیتپذیری در کشور است. در بسیاری از مسائل، مسئولیتها به طور پراکنده تقسیم شده و کسی حاضر به پاسخگویی نیست. مثلاً در شهرداری تهران، درحالیکه ساختمانهای بزرگ فرهنگی ساخته شده است، هیچ اطلاعات شفاف و دقیقی از اقدامات صورتگرفته و بودجه مصرف شده در این زمینه وجود ندارد. دستگاههای فرهنگی مانند دانشگاهها، حوزههای علمیه و آموزش و پرورش نیز باید مسئولیتهای خود را جدیتر پیگیری کنند.
فارس: افزایش مجازاتها بر کاهش جرایم اثرگذار است؟
محمدی: اگر بخواهیم جرایم خشن را کاهش دهیم، صرف افزایش مجازات کافی نیست. در بسیاری از کشورها، با کاهش مجازات اعدام و مجازاتهای خشن، شاهد کاهش جرایم خشن بودهاند. در ایران، علت اصلی وقوع جرایم خشن به مشکلات فرهنگی و اقتصادی باز میگردد، نه پایین بودن مجازاتها. بسیاری از قتلها ناشی از اختلافات مالی یا فشار روانی است که افراد قادر به کنترل آن نیستند.پیشگیری از وقوع این جرایم بسیار سادهتر و کمهزینهتر از افزایش مجازات است. بهطور مثال، در بحث استخرها، میتوان استخرهای جدید با هزینههای پایینتر ساخت تا افراد بیشتری بتوانند از آنها استفاده کنند و در نتیجه به آرامش برسند. این تغییرات کوچک میتواند تأثیر زیادی در کاهش مشکلات روانی و اجتماعی مردم داشته باشد. در فیلمهایی که در کشورهای مختلف دیده میشود، گروهی از جوانان بهراحتی یک حلقه بسکتبال ایجاد کرده و با یک توپ به ورزش میپردازند. ممکن است در ابتدا این فعالیتها به دلیل مشکلات مالی و تجهیزات ابتدایی آسیبهایی بهدنبال داشته باشد، اما این افراد به جای اینکه وقت خود را در قهوهخانهها و محیطهای آسیبزای دیگر بگذرانند، در حال ورزش کردن هستند که به سلامت جسمی و روحی آنها کمک میکند و باعث آسیب به خانوادههایشان نمیشود. این اقدام پیشگیرانه در کاهش احتمال بروز مشکلات و جرمها مؤثر است.
فارس: چرا برخی از افراد که ظن مجرم بودن و مجرم شدن آنها وجود ندارد، به ارتکاب جرم میپردازند؟
در مورد مجرمان، برخی از افراد ذاتاً مجرم نیستند، بلکه به دلیل شرایط اجتماعی، خانوادگی یا اقتصادی به مشکلاتی برخوردند که منجر به ارتکاب جرم شدهاند. برای این افراد، برخوردهای سخت و زندانی کردن آنها ممکن است کارساز نباشد. اما برای کسانی که سابقهدار بوده و در گذشته مرتکب جرایم متعددی شدهاند، بهتر است که تحت نظارت دقیقتری قرار بگیرند و حتی مشغول به کارهای سخت مانند کار در معادن شوند. اگر هزینه نگهداری از هر فرد در زندان ماهانه ۱۰ میلیون تومان باشد، منطقی است که بجای صرف این هزینهها، بهطور موقت از ابزارهایی مانند پابند استفاده کنیم. البته این تنها در صورتی مؤثر است که نظارت دقیق و مستمری بر این افراد اعمال شود. باید سیستمهای نظارتی بهگونهای طراحی شوند که اگر فردی که پابند به پا دارد از محدوده تعیینشده خارج شود، سریعاً دستگیر و مجدداً به زندان بازگردانده شود. اما مشکل اصلی در سیستم قضائی این است که برخی از افرادی که تحت آزادی مشروط قرار میگیرند، ممکن است هنوز از کرده خود پشیمان نباشند. در این زمینه، باید روانشناسان و جامعهشناسان متخصص در ارزیابی رفتار و شخصیت این افراد حضور داشته باشند. متأسفانه، در حال حاضر این کارها بهدرستی انجام نمیشود. قاضی باید از مشاوران تخصصی بهرهمند باشد و پرونده شخصیتی هر فرد بهدقت بررسی شود تا تصمیمات دقیق و عادلانهتری اتخاذ شود.
بهعنوان مثال، افرادی که تحت نظارت پابند قرار دارند، باید تحت مراقبتهای ویژهای باشند و بهطور مرتب با روانشناسان و جامعهشناسان ملاقات کنند. این ملاقاتها باید بهطور منظم و در طول سال صورت گیرد و از آن طریق بتوانیم ارزیابی دقیقی از بهبود وضعیت فرد داشته باشیم. اگر فرد احساس کند که شرایط زندگیاش به حداقلهای ضروری برای ادامه زندگی دست یافته است، احتمالاً دیگر مرتکب جرم نخواهد شد.در بسیاری از کشورها، نظارت بر افرادی که پابند دارند، بهطور دقیقتری انجام میشود. مثلاً فردی که از پابند استفاده میکند، باید طبق شرایط مشخصی مانند خواندن نماز پنجگانه یا شرکت در برنامههای فرهنگی، در زندان یا خارج از آن در حین مرخصیها، فعالیتهای خاصی را انجام دهد. اینگونه سیستمها باعث میشود که فرد بهطور مستمر تحت نظارت قرار گیرد و در صورت تغییر رفتار، امتیازات خاصی مانند مرخصی داده شود.متأسفانه در کشور ما، سیستمهای نظارتی زندانها بهطور مؤثر عمل نمیکنند. تعداد نیروهای مسئول در زندانها بسیار کم است و در نتیجه این افراد نمیتوانند به وظایف خود بهدرستی عمل کنند. با حقوقی که دارند، نمیتوانند بهطور کافی از زندانیان مراقبت کنند و شرایط لازم برای اصلاح رفتار آنها را فراهم کنند. در بسیاری از موارد، این نیروها از افزایش حقوق خود ناراضی هستند و معتقدند که بهطور شایسته از آنها حمایت نمیشود.
هزینههای نجومی زندانها؛ به جای آن چرا از روانشناسان استفاده نکنیم؟
بنابراین، اگر بهجای صرف هزینه برای نگهداری زندانیان در زندان، از این منابع برای استخدام روانشناسان، جامعهشناسان و حقوقدانان استفاده شود، میتوانیم شاهد بهبود وضعیت زندانیان باشیم. بهعنوان مثال، در زندان تهران بزرگ که تعداد زندانیانش بین ۱۲ هزار تا ۱۶ هزار نفر است، اگر هزینههای نگهداری این افراد به سمت استفاده از این متخصصان هدایت شود، نتیجه مثبتی خواهد داشت.این متخصصان میتوانند جلسات منظم با زندانیان برگزار کنند و افرادی که بهطور واقعی بهبود پیدا کردهاند، میتوانند با شرایط خاصی مانند پابند یا مرخصیهای محدود به جامعه بازگردند. در مقابل، افرادی که هنوز رفتارهای ضد اجتماعی دارند، باید تحت نظارت بیشتری قرار گیرند تا از آسیب رساندن به خود یا جامعه جلوگیری شود. این نوع سیستم، نه تنها به بهبود وضعیت زندانیان کمک میکند، بلکه به کاهش هزینهها و افزایش اثربخشی برنامههای اصلاحی نیز منجر خواهد شد.نسخهواحد برای مجازات مجرمین نپیچیدمجازات باید با توجه به شرایط روحی و روانی افراد تطبیق داده شود. برای افرادی که احتمال ارتکاب بزه در آنها وجود دارد و تشخیص پزشک روانشناس به این نتیجه رسیده است که فرد نیاز به درمان دارد، مجازات باید بهنوعی درمانی باشد. بهعنوان مثال، اگر فردی بهدلایل روانی یا شخصیتی مرتکب جرم میشود، باید این فرد تحت درمان قرار گیرد تا از وقوع جرایم مجدد جلوگیری شود. در چنین شرایطی، زندان بهعنوان یک مجازات در نظر گرفته نمیشود، بلکه درمان و بهبود روانی فرد باید در اولویت قرار گیرد.
وقتی جرم به نتیجه مشکلات اجتماعی و اقتصادی تبدیل میشود
در بسیاری از کشورها، حتی برای مجرمان خطرناک نیز از برنامههای درمانی استفاده میشود. برای مثال، فردی که مرتکب جرمهایی چون تجاوز شده، بهجای مجازات صرف، تحت درمانهای روانشناختی و روانپزشکی قرار میگیرد تا بتواند به جامعه بازگردد. این موضوع بهویژه برای افرادی که مشکلات اجتماعی یا خانوادگی دارند، میتواند بسیار مؤثر باشد.در مورد افرادی که مشکلات اقتصادی دارند و بهدلیل فقر دست به سرقت میزنند، جایگزینی مجازات زندان با تدابیر حمایتی و شغلی میتواند مفید باشد. اگر این افراد بهجای زندانی شدن، شغلی پیدا کنند که درآمد مناسبی داشته باشند، میتوانند از تکرار جرم جلوگیری کنند. در این صورت، فرد بهجای اینکه در زندان بماند و بهطور مستمر احساس ناکامی و بیپناهی کند، بهطور مثبت در جامعه نقشآفرینی خواهد کرد.در خصوص قوه قضائیه و وضعیت قضات، با توجه به حجم بالای پروندهها و فشار کاری زیاد، قاضیها قادر به رسیدگی دقیق به همه موارد نیستند. افزایش تعداد قضات، استخدام نیروهای کارآمد و بهبود شرایط کاری آنان، از جمله اقدامات اساسی است که باید در نظر گرفته شود. بهویژه با توجه به میزان کم حقوق و فشارهای روانی که بر این افراد وارد میشود، نیاز به حمایتهای بیشتر از آنان احساس میشود.
15:43 - 26 اسفند 1403