نان، عشق و بانویی که همه چیز را مدیریت میکند
هوا سرد است اما تنور دل این خانواده با وجود کم و زیاد زندگی گرم است؛ چالشهای یک اَبَر زن و زندگی فرزندانی که با نان و عشق تربیت میشوند؛ قصه تلاش یک پدر و مادر و زنانگی به سبک زهرا خانم را در این روایت با چشمهای پرنورتان که نه، با دلتان بخوانید.
خبرگزاری فارس در قم: زهرا میرزابابائی_ امروز استثنا است! هوا گرگومیش است و سرما استخوانهای آدم را قلقلک میدهد؛ ساعت ۵ و نیم صبح است، زهرا خانم بسمالله میگوید و آقا علیرضا کرکره نانوایی را بالا میدهد؛ هر دو با گفتن جمله الهی به امید تو وارد میشوند. امروز استثناست! چون زهرا خانم از ابتدای صبح بهخاطر من به نانوایی آمده است وگرنه هر روز پدر خانواده قبل از روشنشدن هوا کرکره نانوایی را بالا میدهد و چانهگیری خمیر را شروع میکند. یگانه فاطمه۱۳ساله، حنانه فاطمه ۱۱ساله و محمدعلی کلاس اولی که راهی مدرسه شدند، مادر خانواده همراه با امیرعلی، هلنا و امین علی به نانوایی میآیند.آقای بهمنی چانهگیری میکند و حالا نوبت زهرا خانم است که شاطری کند! آقا علیرضا نانها را داخل تنور میگذارد و خانم بهرام زاده آنها را از تنور درمیآورد.
این اَبَرزَن هم درس میخواند؛ هم کار میکند؛ مادر ۶فرزند هم هست!
میخواهم یک جوالدوز به بعضی خانمها_بعضی خانمهای امروزی_ بزنم؛ یککمی فقط کمی تنبل شدهایم؛ نه؟!مادر من که هم درس خواندند، هم پابهپای پدرم بیرون از خانه کردند و هم ۸ فرزند موفق تربیت کردند. اصلاً همین شد که این سوژه برایم جذاب بود؛ بهخاطر زهرا خانم! که مثل بعضی زنان هم نسل خودم که با داشتن یک فرزند یا بدون فرزند، نصیب خانوادهمان از زندگی فقط غرولند و بیان سختیهاست، نیست! زهرا خانم مثل زنان هم نسل مادر من است! زهرا بهرام زاده مادر ۶ فرزند و دانشجوی سال اول رشته زیستشناسی است. علاقه خاصی به مادری دارد میگوید: «مادریکردن اصلاً سخت نیست؛ من عاشق مادریکردن برای بچههایم هستم؛ این کار اگر با عشق همراه باشد آسان است.» برای نیم جین بچه از جمله یک پسربچه ۷ماهه مادریکردن و همزمان دانشگاه رفتن و پای تنور نانوایی ایستادن کار یک اَبَرزن است؛ یک مدیر شایسته و یک بانوی لایق و توانمند است که تنها از عهده این همه مسئولیت سنگین برمیآید. به عرضه این بانو باید آفرین گفت؛ گاهی با دیدن بعضی بانوان بیشتر شاکر خداوند میشوم که من را یک در کالبد یک خانم آفریده است. امینعلی ۵ ماه دارد و امیرعلی و هلنا، ۵ و ۳ساله هستند. زهرا میگوید که با برنامهریزی میتواند هم کنار بچهها باشد و هم به کار و درسش برسد.
رنجی که گنج شد!
او ادامه میدهد: «چند سال پیش، زمانی که هنوز نانواییمان را نداشتیم، شرایط کار بسیار دشوار شده بود و به قشم رفتیم. همسرم در آنجا در یک نانوایی مشغول به کار شد. ما مستأجر هستیم و با زحمت و تلاش بیگانه نیستم. بهخاطر عشق به خانواده، هر سختی برایم آسان میشود. همسرم میپرسید: چطور میخواهی به نانوایی بیایی؟ و من پاسخ دادم که هر شغلی یکبار اول دارد و من میخواهم اولین زن نانوا در این شهر باشم. کار عیب نیست و مهم این است که خدا راضی باشد. در آن زمان، امینعلی که تازه به دنیا آمده بود، دختر بزرگم کنار تنور ایستاده و کار را یاد میگرفت.»
همکاری خانوادگی!
علیرضا بهمنی میگوید: «زندگی ما به این شکل میگذرد؛ با همکاری خانوادگی. نتیجه این تلاشها همیشه خیر و آرامش برای ما به ارمغان آورده است. در خانه هم کارها را با یکدیگر مدیریت میکنیم.» او که فوقدیپلم رایانه دارد، نانوا بودن را به سایر حرفهها ترجیح میدهد و میافزاید: «این کار برکت دارد و با هیچ شغلی قابلمقایسه نیست. حتی اگر درآمدش کم باشد، خداوند روزی ما و فرزندانمان را میرساند.» او تأکید میکند که تربیت صحیح بچهها نتیجه زحمات همسرش است و ادامه میدهد: «بچهها برکت زندگی ما هستند. دو دختر بزرگم مهارت شاطری را یاد گرفتهاند و پسرم هم دوست دارد در شستن و جاروکشیدن نانوایی کمک کند. زبان ما در خانواده رفاقت است. بچهها و حتی همسرم مجبور به کار در نانوایی نیستند؛ این انتخاب خودشان برای گذراندن زمان بیشتر در کنار هم است و من بابت این لطف الهی بسیار شکرگزارم.» گلایه او تنها از کمبود سهمیه آرد برای نانوایی است.آقای بهمنی میگوید: اگر سهمیه آرد بیشتر باشد ساعت بیشتری را میتوانم کار کنم و کسب درآمد کنم.
رفاقت عمیق یک خانواده ۸ نفره
۳ دختر و ۳ پسر کنار پدر و مادر خود هر روز هم به امور خانه رسیدگی میکنند، هم درس میخوانند و همکار میکنند و بسیار خوشحال و راضی هستند. شکرگزارند و دستشان بر روی زانوانشان و سرشان رو به آسمان است.
این کلید طلایی موفقیت زهرا بهرامزاده است!
آقای بهمنی عشق و توجه خاصی به همسرش میدهد؛ این را در ریزترین رفتارهای روزمره او نیز میتوان متوجه شد. بهراستی که چه قابل تأمل و زیبا است این توصیه که تربیت فرزندان ۱۰ اصل دارد که ۹ اصل آن بر عهده مادر و یکی از آنها بر عهده پدر است و آن توجه و عشق دادن به مادر است!همکاری در نانوایی به خانواده بهمنی این امکان را میدهد که با همکاری و عشق، روزهای سخت را پشت سر بگذارند و به آرزوهایشان دست یابند. این خانواده، با وجود چالشهای متعدد، بر اهمیت کارِ گروهی و همدلی تأکید میکنند و نشان میدهند که با اتحاد و تلاش میتوان بر مشکلات غلبه کرد. عشق به خانواده و تعهد به یکدیگر، کلید موفقیت آنها در زندگی است.زهرا خانم بهعنوان یک مادر و دانشجو، نمونهای از زنانی است که میتوانند همزمان در دو عرصه موفق باشند. او با برنامهریزی و عشق به فرزندانش، توانسته است هم به تحصیلات خود ادامه دهد و هم در کنار همسرش در نانوایی کار کند. این روایت، الگویی برای زنان و مادران جوان است که نشان میدهد چگونه میتوانند بااراده و تلاش، به آرزوهای خود برسند و درعینحال به تربیت نسل آینده بپردازند.هر چالشی میتواند به فرصتی برای یادگیری و رشد تبدیل شود. خانواده بهمنی با همکاری و عشق، نهتنها نان برای خود میپزند، بلکه عشق و امید را نیز در دل یکدیگر میکارند. این روایت نشان میدهد که با هم بودن و همکاری، میتوان به زندگیای شاد و پر از موفقیت دستیافت.
20:02 - 29 آذر 1404