هدیه صورتی شهید رئیسی که به دست فاطمه کوچولو رسید
روایت یک دوچرخه صورتی که سال گذشته در همین روزها و بعد از شهادت شهید رئیسی به عنوان هدیه از طرف ایشان به دست «فاطمه عابدینی» رسید و دیدار سید محرومان با مردم در مسجدی در نیروگاه قم را در این گزارش بخوانید.
به گزارش خبرگزاری فارس از قم، رئیس جمهور شهید، محبوب و مردمی، سرزده، بدون برنامه از قبل پیشبینی شده و تنها به درخواست مردم محرومترین منطقه شهر قم(نیروگاه) در مسجد حضرت علی اصغر(ع) نیروگاه، آنجا حضور پیدا کرد، قریب به ۳هزار و ۵۰۰ نامه دریافت کرده و پای حرف و دردلشان نشست. ما هم این روزهای پای درد و دل مردم آن منطقه نشستیم تا ببینیم از شهید چه به یادگار در سینههاشان مانده؛ فاطمه ۸ساله یکی از آنهاست!یکی از اهالی گفت: مردم ما جنس خوب و بد و کار خوب و بد را تشخیص میدهند؛ تشخیص دادند رئیس جمهور وقت شخصی بزرگیست و اگر از او بخواهند بخاطر مردم به دل آتش هم خواهد زد.پس یک هفته قبل از سفر ایشان درخواست ملاقات با ایشان را دادند. هیچ وقت ندیده بودیم یک مسئول بلندپایه کشوری به اینجا سفر کند؛ رسیدگی کند و پای درد و دل مردم بنشیند. حتی صبح روزی که رئیس جمهور قرار بود به قم سفر کنند ما در مسجد جمع شده بودیم باورمان نمیشد ایشان بیایند؛ یک نفر میگفت رئیس جمهور میآید یک نفر میگفت نمیآید، یکی طعنه میزد و یکی زخم زبان! بعد از انقلاب تنها رئیس جمهوری که به این منطقه آمدند مقام معظم رهبری بودند و بعد از ایشان به غیر از آقای رئیسی، هیچ رئیس جمهوری به این منطقه نیامده است. یکی دیگر از اهالی هم حرف خود را اینگونه بیانکرد: ایشان همیشه در بین مردم بودند؛ سفرهای استانی داشتند و اصلا در دفترشان پیدایشان نمیشد. اصلا انتظار این موضوع را نداشتیم که ایشان در منطقه نیروگاه و در منطقه طفلان مسلم تشریف بیاورند؛ فکر میکردیم به دلیل مشغلههای زیاد یکی دو جلسه در استانداری و فرمانداری برگزار کنند و بروند.
سید محرومان در جمع محرومان
پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ این پیام در گروه مسجد حضرت علی اصغر(ع) قرار داده شد: سلام علیکمان شاء الله اگر مشکلی پیش نیاد رییس جمهور محترم جناب آیت الله رییسی امروز نماز ظهر را در مسجد حضرت علی اصغر علیه السلام واقع در نیروگاه بلوار شاهد جنب میدان امام حسین علیهالسلام حضور خواهند داشت.با تشکر
محمود شیری، فعال فرهنگی در منطقه نیروگاه قم، گفت: ساعت ۱۱ونیم صبح ۲۰ اردیبهشت با گوشی من تماس گرفته شد و از طرف نهاد ریاست جمهوری به من گفتند خودت را به مسجد حضرت علی اصغر(ع) منطقه نیروگاه برسان، رئیس جمهور بعد از نماز ظهر و عصر در آنجا حضور پیدا میکنند. وی افزود: من خیلی خوشحال بودم؛ خودم را سراسیمه به مسجد رساندم و در میکروفون مسجد با صدای بلندی اعلام کردم که رئیس جمهور تا دقایقی دیگر به مسجد میآیند. شیری در ادامه بیانکرد: کل محله سرشار از جمعیت شده بود و هر کسی میدید ایشان آمده اگر روی موتور یا ماشین بود سریع توقف میکرد و به رییس جمهور ابراز ارادت میکرد. این فعال فرهنگی مشاهدات خود را اینگونه توصیفکرد: صحنههای خیلی جالبی بود و مردم نیروگاه هم باورشان نمیشد شخص دوم مملکت اینقدر بهآنها اهمیت داده است و هم از خوشحالی اینکه سید محرومان بینشان آمده دست از پا نمیشناختند. شیری گفت: رئیس جمهور در میان استقبال بسیار و خیلی عظیم جمعیت وارد مسجد شدند و ۲۰ دقیقه سخنرانی کردند و وقتی سخنرانی تمام شد مردم به آغوش ایشان هجوم آورده و درخواست فیلم و عکس یادگاری با ایشان را میکردند. وی افزود: بیان آن حال، آن صحنه، ان حجم از استقبال و آن میزان شور و نشاط قابل توصیف نیست. شیری بیانکرد: ایشان وقتی از مسجد خارج میشدند به همه مردم ابراز محبت میکردند و به همه مردم بها و اهمیت میدادند. وی گفت: فاصله صندلیای که ایشان نشسته بودند تا درب خروجی ۵،۶ قدم و یا نهایتا ۲۰ثانیه بود اما به دلیل ابراز ارادت مردم ۵،۶ دقیقه طول کشید؛ در آن لحظات هیچکسی باور نداشت این آخرین بار است که رئیس جمهور را میبیند...
این فعال فرهنگی گفت: رئیس جمهور مسجد را ترک کردند و در ماشین نشستند و رفتند اما چون بعضی از مردم به تازگی متوجه حضور ایشان شدهبودند تا ۳ ساعت بعد جمعیت افزوده و کاسته میشد و مردم تا جایی که میتوانستند به رئیس جمهور نامه میدادند و جالب بود که نماینده ایشان سه ساعت صبر کرد و ایستاد تا نامههای مردم را به ریاست جمهوری برساند.
دختری با آرزوی دوچرخه صورتی!
مادر فاطمه گفت: حوالی ساعت ۱۲ ظهر بود که پیام حضور رییس جمهور را در کانال مسجد دیدم و بخاطر نبودن همسرم من و فاطمه سریع خودمان را به مسجد رساندیم. مسجد ظرفیت آن میزان از جمعیت را نداشت؛ بنا بر این فقط آقایان در مسجد حضور پیدا کردند؛ آنقدر شلوغ بود که جایی برای حضور بانوان نبود و فقط ۵ خانم توانستند حضور پیدا کنند؛ آنهم به دلیل نبودن همسرانشان و اینکه به جای آنها آمده بودند؛ بود اما به همانها هم اجازه ورود داده شد و با تمام مردم با تکریم و احترام برخورد شد.همه جمع بودند و خیلی خوشحال بودند که به آنها بها داده شدهاست. شهید موسوی بیرون از مسجد ایستاده بود؛ تا دخترم را دید با مهربانی و خوشرویی از او پرسید چه درخواستی داری؟ فاطمه گفت: یک دوچرخه میخواهم! ایشان گفتند مشکلی نیست؛ در خواستت را در یک نامه بنویس و آن را به من بده.
آخرین نامه
مادر فاطمه ادامه داد: درخواستمان را نوشتیم و به دست شهید موسوی دادیم. ایشان گفتند: خودم شخصا نامه تو را به دست رئیس جمهور میرسانم. خبری تلخ شوکه کننده و سنگ تمام برای او که آمدسختترین و تلخترین روز برای بچهمسجدیهای مسجد حضرت علی اصغر(ع) روزی بود که خبر شهادت سید محرومان را شنیدند. روز قبل همه برای سلامتی ایشان دست به دعا شده بودند و هیچکسی باور نداشت این اتفاق برای شهید رئیسی افتادهاست.
اینبار آنها به دیدار سید محرومان رفتند روز تشئیع هم، اهالی، فعالین فرهنگی و پدر و مادر فاطمه که برای رئیس جمهور نامه نوشت بود و از ایشان یک دوچرخه خواسته بود؛ همه در مسجد جمع شده و از همانجا مراسم حضور پیدا کردند.
دختری با دوچرخه صورتی!
درست در همین روزها بود که خبری به فاطمه عابدینی رسید. تلفن مادرش زنگ خورد و کسی پرسید: منزل هستید؟ میخواهند از طرف رئیس جمهور شهید به دیدارشان بروند. خانواده فاطمه سر از پا نمیشناختند؛ زنگ درب خانه به صدا درآمد؛ آمدندپشت درب؛ و...به عنوان هدیه از طرف شهید رئیسی برای دخترشان یک دوچرخه صورتی دخترانه آوردهبودند...
17:42 - 3 خرداد 1404