آمریکا و رژیم صهیونیستی در باتلاق راهبردی تنگه هرمز

آمریکا و رژیم صهیونیستی با فروپاشی محاسبات راهبردی خود، اکنون در «باتلاق راهبردی تنگه هرمز» گرفتار آمده‌اند. بن‌بست عملیاتی، عدم توانایی در تصاعد تنش و ناتوانی در تحقق اهداف اولیه، تصویری آشکار از ضعف ساختاری این قدرت‌ها در برابر اراده و مقاومت ایران اسلامی را به نمایش گذاشته است.
گروه دیده‌بان غرب: وقتی یک بازیگرِ بحران‌ساز جهانی با محاسبات نادرست و شناخت ناکافی از توان، اراده و ساختار مقاومتی طرف مقابل وارد تنش می‌شود، چرخه‌ای از فروپاشی محاسباتی و شکست راهبردی را متحمل می شود. آمریکا و اسرائیل گمان می کردند قادرند، ایران اسلامی را سرنگون کنند اما دریافتند که نه تنها به طرز تاریخی شکست خورده اند بلکه زمینه‌ساز بن‌بست‌های فلج‌کننده برای خود شده اند.یکی از نشانه های این بن بست ها، درخواست‌های شتاب‌زده برای کمک و میانجی‌گری بود؛ درخواستی که از سر ضعف ساختاری در جنگ مقابل ایران اسلامی مطرح می‌شد. آمریکا و اسرائیل وقتی توان تداوم راهبرد طراحی‌شده خود را از دست دادند، به بازیگران ثالث متوسل شدند زیرا از محاسبات اولیه‌ آنان چیزی جز یک پوسته خالی باقی نمانده بود.بسیاری از پژوهش‌های امنیت بین‌الملل نشان داده‌اند که قدرت‌های بزرگ با برخورداری از برتری فناورانه در برابر بازیگرانی که از عمق دفاعی، انسجام مردمی و ظرفیت‌های نامتقارن برخوردارند، با ناکامی روبه‌رو می‌شوند. معیار پیروزی شدت حمله نیست، تحقق اهداف اعلام‌شده است. اگر اهداف محقق نشوند، حتی سنگین‌ترین ضربات نیز فاقد ارزش راهبردی‌اند.دشمن در بن بست و باتلاق راهبردی تنگه هرمز گیر کرده و به ناچار، به میز مذاکره پناه برده است.
تحلیل ساختاری منازعات نشان می‌دهد سه شاخص کلیدی، شکست یک بازیگر در بحران را آشکار می‌کند:ـ ساختار سیاسی و امنیتی طرف مقابل پابرجا می‌ماند.ـ زیرساخت‌های حیاتی که هدف قرار گرفته بودند، همچنان فعال‌اند.ـ هیچ تغییر ژئوپلیتیک وعده‌داده‌شده رخ نمی‌دهد.وجود هم‌زمان این سه شاخص به معنای آن است که راهبرد اولیه فروپاشیده و ابتکار عمل از کنترل آمریکا و رژیم صهیونیستی خارج شده است.سه بُعد شکست آمریکا و اسرائیلموضوعی که امیر اورن، روزنامه‌نگار و تحلیلگر امور نظامی در روزنامه عبری هاآرتص اینگونه مورد اشاره قرار می دهد: «سه بُعد شکست آمریکا و اسرائیل در این جنگ عبارتند از؛ نظام ایران که سرنگون نشد، اورانیوم غنی‌شده‌ای که از اعماق زمین بیرون کشیده نشد، و تنگه‌ای که باز نشد، بنابراین هر چیز دیگری که در این زمینه گفته شود و تلاش برای توجیه شکست و تبلیغ پیروزی، صرفاً داستان و بهانه است.»وی همچنین خاطرنشان می کند: «برتری نیروی هوایی اسرائیل و آمریکا مقابل ایران، نتایج واقعی به‌همراه نداشت، زیرا اهداف اصلی در این جنگ محقق نشد و پیروزی یا شکست با میزان ویرانی‌ها و تخریب‌های تحمیل‌شده به طرفین سنجیده نمی‌شود، بلکه بستگی به این دارد که هر یک از طرف‌ها به‌ویژه آغازکنندگان جنگ تا چه‌حدی در اهداف خود موفق شده‌اند.»
در بسیاری از بحران‌ها، زمانی که فشارهای تصاعدی نتیجه‌ نمی‌دهد، بازیگر آغازکننده مجبور به عقب‌نشینی راهبردی می‌شود؛ گاه در قالب مذاکره، گاه در قالب تعدیل اهداف و گاه در قالب پذیرش شرایطی که پیش‌تر حاضر به تصور آن نیز نبود.ترامپ اساساً هیچ راهی برای افزایش سطح تنش و در عین حال پیروزی در این جنگ ندارد«جان مرشایمر» نظریه‌پرداز برجسته علوم سیاسی بعد از اعلام آتش‌بس آمریکا با ایران، می گوید: «ترامپ نمی‌تواند در نردبان تنش‌افزایی بالا برود و پیروز شود، زیرا ایرانی‌ها در هر مرحله می‌توانند او را شکست دهند یا مانع پیشروی‌اش شوند. او اساساً هیچ راهی برای افزایش سطح تنش و در عین حال پیروزی در این جنگ ندارد».وی همچنین گفت: «بنابراین اگر نتوانید به جنگ پایان دهید و نتوانید در نردبان تنش‌افزایی بالا بروید و برتری قاطع به دست آورید، در نهایت به کجا می‌رسید؟ نتیجه این است که در یک باتلاق گرفتار می‌شوید. و همان‌طور که شما گفتید، این وضعیت تا حد زیادی مرا به یاد جنگ ویتنام می‌اندازد».هر بحران سطوح مشخصی از تصاعد دارد. اگر بازیگری نتواند یک سطح را پشت سر بگذارد، یا اگر طرف مقابل در هر مرحله دروازه‌های پیشروی را ببندد، بازیگر بحران‌ساز در معرض انسداد راهبردی قرار می‌گیرد؛ حالتی که در آن نه راه پس دارد، نه راه پیش. این وضعیت «باتلاق راهبردی» برای آمریکا و رژیم صهیونیستی است.باتلاق زمانی شکل می‌گیرد که ابزارهای قدرت دیگر قابلیت تولید نتیجه ندارند، تصاعد تنش هزینه عملیاتی غیرقابل‌تحمل پیدا کرده و در نهایت، بازیگر آغازکننده مجبور به متحمل شدن پیامدهای راهبردی تنش می‌شود.
الگویی که بارها در تاریخ تکرار شدهاین الگو بارها در تاریخ تکرار شده است. قدرت‌های بزرگ با تصور برتری قاطع وارد بحران شدند اما در برابر بازیگرانی که از عمق راهبردی، اراده سیاسی یا مزیت‌های محیطی برخوردار بودند، در نهایت در زمین طراحی‌نشده‌ای گرفتار شدند که قواعدش را رقیب تعیین می‌کرد.رهبری حکیمانه، قدرت آفندی بالا، انسجام درونی، بستن تنگه هرمز و ... موجب تحمیل شروط 10 گانه ایران اسلامی به دشمن شد.هر بحرانی که بدون شناخت دقیق، بدون ارزیابی صحیح از اراده طرف مقابل و بدون سنجش ظرفیت واقعی تصاعد آغاز شود، دیر یا زود به فروپاشی محاسباتی، شکست راهبردی و بن‌بست عملیاتی ختم خواهد شد. وضعیتی که امروز رژیم تروریست آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی در آن گرفتار شده اند.برای دنبال‌کردن تحلیل‌ها و گزارش‌های مرتبط با حوزه غرب‌شناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهک‌های ضدانقلاب به صفحه «دیده‌بان غرب» مراجعه کنید.#دیده‌بان‌_غرب#جنگ_ایران_آمریکا#جنگ‌_نامتقارن#جنگ_رمضان#ترامپ#تنگه‌_هرمز#مرشایمر
19:53 - 22 فروردین 1405

0 بازدید