سردار سلیمانی؛ دیدهبان بصیر در برابر اصلاحطلبان رادیکال
شواهد به دست آمده از شبهکودتای دیماه ۱۴۰۴، مهر تأییدی بر پیشبینیهای تاریخی سردار دلهاست. بازداشت عناصر کلیدی جریان رادیکال که با شبکههای معاند خارجی همسو شده بودند، نشان داد که ریشه بسیاری از آشوبهای داخلی در اتاقهای فکر سیاسی است که بقای خود را در گرو نابودی اقتدار ملی میبینند.
گروه فارس پلاس: تاریخ معاصر ایران کمتر شخصیتی را به یاد دارد که همچون سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، جامع اضداد در ساحت نظامیگری و کیاست سیاسی باشد. او که در جغرافیای منطقه، کابوس ماشین جنگی استکبار بود، در جغرافیای داخلی نیز به همان اندازه در شناسایی «نقاط نفوذ» و «مفصلهای خیانت» تیزبین عمل میکرد. حوادث اخیر در دیماه ۱۴۰۴ و آشکار شدن ابعاد یک شبهکودتا با هدایت شبکههای داخلی، بار دیگر ضرورت بازخوانی نگاه این شهید بزرگوار نسبت به «اصلاحطلبان رادیکال» و جریانهای تندرو را دوچندان کرده است.نظریه «ایران به مثابه حرم» در برابر نگاه تقلیلگرایانهشالوده فکری حاج قاسم سلیمانی بر این اصل استوار بود که «جمهوری اسلامی مرکزیت جهان اسلام و حرم است». او در وصیتنامه سیاسی-الهی خود، ماندگاری سایر حرمها (از ابراهیمی تا محمدی) را در گرو حفظ این نظام میدانست. در نقطه مقابل، اصلاحطلبان رادیکال با اتخاذ رویکردهای سکولار و گاه ساختارشکنانه، همواره تلاش کردهاند تا قداست این «حرم» را در نگاه افکار عمومی فروکاسته و آن را به یک واحد سیاسی معمولی و تحت سلطه نظم جهانی تبدیل کنند. بازداشتهای اخیر نشان داد که این طیف تندرو، برخلاف ادعاهای دموکراتیک، در بزنگاههایی چون دی ۱۴۰۴، آمادگی دارند تا برای رسیدن به قدرت، حتی امنیت این حرم را با همکاری بیگانگان به مخاطره بیندازند. نامه مهم حاج قاسم درباره فتنه 78در سال 78 و در مقطعی که در دولت اصلاحات، فتنه 78 رخ داد، 24 نفر از فرماندهان سپاه به رئیسجمهور وقت نامه نوشتند. یکی از فرماندهان عالیرتبه در همین رابطه تصریح کرد: «نامه را حاج قاسم خودش تهیه کرد، ایشان فقط امضاءکننده نامه نبود، بلکه نگارنده نامه بود و نقش اصلی و محوری را در تنظیم این نامه و گرفتن امضا از فرماندهان داشت که در پی آن دو جلسه هم با رئیسجمهور وقت داشتیم که روح اصلی نامه هم تهدید بود که اگر توجه نکنید ما طور دیگری برخورد میکنیم.»حاج قاسم و فتنه ۸۸؛ ایستادگی در برابر کودتای مخملییکی از نقاط عطف کارنامه سیاسی سردار سلیمانی، موضعگیری صریح و بدون لکنت وی درخصوص فتنه سال ۸۸ بود. در حالی که اصلاحطلبان تندرو با ادعای تقلب، کشور را به لبه پرتگاه بردند، حاج قاسم با وجود مشغلههای سنگین در جبهه مقاومت، لحظهای از رصد تحرکات داخلی غافل نشد. روایت سردار محمدعلی جعفری از حضور دغدغهمند حاج قاسم در قرارگاه ثارالله طی ایام فتنه، نشاندهنده عمق عصبانیت او از کسانی بود که با تابلوی فریبندهی اصلاحات، تیشه به ریشه امنیت ملی میزدند. او معتقد بود کسانی که در برابر دشمن «دو صدا» ایجاد میکنند و آدرس غلط میدهند، در واقع به دشمن «کوچه» دادهاند و این را بدترین نوع خیانت مینامید.
پاسخ محکم به شعارهای انحرافی یکی از جدیترین اصطکاکهای فکری میان حاج قاسم سلیمانی و اصلاحطلبان رادیکال، در نوع نگاه به عمق راهبردی ایران تجلی یافت. در حالی که طیف تندرو با شعارهایی نظیر «نه غزه، نه لبنان»، ریشههای امنیت ملی را هدف گرفته بودند، سردار سلیمانی با صراحتی کمنظیر، این جریان را از دایره تصمیمگیری کلان کشور مطرود میدانست. او معتقد بود کسانی که در فهم اولیات امنیتی کشور ناتوانند و یا آگاهانه در زمین رژیم صهیونیستی بازی میکنند، صلاحیت تکیه زدن بر مناصب حکومتی را ندارند. از دیدگاه او، امنیت تهران نه در خیابانهای پایتخت، که در سواحل مدیترانه و بیابانهای تدمر تأمین میشد؛ حقیقتی که اصلاحطلبان تندرو با برچسبهایی چون «ماجراجویی نظامی» سعی در تخطئه آن داشتند.سردار سلیمانی - مهرماه 95- نسبت به دوصدایی در سیاست خارجی و ارسال پالس ضعف از سوی برخی افراد تأکید کرد و گفت:«در خط مقدم جنگ با دشمن، نباید دو صدا بلند شود و کسانی بگویند دشمن نیست، دوست است. خوارج، محصول ترویج همین نگاه بودند. اگر صاحبمنصبانی آدرس غلط دادند و در جامعه دو صدایی دشمن درست کردند، مرتکب خیانت شدهاند. کوچه دادن به دشمن، بدترین نوع خیانت است. ترویج فهم غلط از دشمن، حساسیت جامعه را از بین بردن و در درون آن تفرقه درست کردن، خیانت است.»
سد سدید در برابر پروژهی «برجامهای زنجیرهای»سردار سلیمانی فراتر از یک فرمانده نظامی، یک استراتژیست واقعگرا بود. او به خوبی میدانست که پروژه برجام برای دشمن، تنها یک توافق هستهای نیست، بلکه آغازی برای خلع سلاح همهجانبه ایران است. در دورانی که اصلاحطلبان رادیکال و رسانههای وابسته به آنها، با ولع عجیبی بر لزوم اجرای «برجام ۲ و ۳» (در حوزههای موشکی و منطقهای) تأکید میکردند، حاج قاسم یک تنه در برابر این خودکشی استراتژیک ایستاد. او به درستی تبیین کرد که هدف نهایی دشمن از این مذاکرات، «خشکاندن چشمه قدرت ایران» است. وی معتقد بود دشمن میخواهد با ابزار دیپلماسی، آن چیزی را به دست آورد که در میدان جنگ با هزینههای چندین میلیارد دلاری نتوانسته بود محقق کند.
واکاوی حوادث دی ۱۴۰۴ در پرتو هشدارهای حاج قاسمشواهد به دست آمده از شبهکودتای دیماه ۱۴۰۴، مهر تأییدی بر پیشبینیهای تاریخی سردار دلهاست. بازداشت عناصر کلیدی جریان رادیکال که با شبکههای معاند خارجی همسو شده بودند، نشان داد که ریشه بسیاری از آشوبهای داخلی نه در مطالبات مردمی، بلکه در اتاقهای فکر سیاسی است که بقای خود را در گرو نابودی اقتدار ملی میبینند. حاج قاسم سالها پیش هشدار داده بود که «ترویج فهم غلط از دشمن، حساسیت جامعه را از بین میبرد». آنچه در دی ۱۴۰۴ رخ داد، محصول همین «حساسیتزدایی» آگاهانه توسط طیف رادیکال بود تا مسیر برای ورود مستقیم دشمن هموار شود.
راه سلیمانی و رسوایی جریان رادیکالنکته قابل توجه این است که در حالی که سردار حاج قاسم سلیمانی در میدانهای نبرد، سینه خود را در برابر گلولههای دشمن سپر میکرد، اصلاحطلبان تندرو در پشت جبهه، مشغول رایزنی برای تضعیف توان دفاعی و ایجاد تفرقه در حاکمیت بودند. حوادث اخیر و افشای نقش جریان داخلی در عملیات شبهکودتای دیماه، بار دیگر ثابت کرد که امنیت ملی ایران مدیون تفکری است که دشمن را در آن سوی مرزها زمینگیر میکند، نه تفکری که برای دشمن فرش قرمز پهن کرده و به او «کوچه» میدهد. امروز، بازداشت این عناصر نه تنها یک اقدام امنیتی، بلکه گامی در جهت صیانت از میراث ماندگار مردی است که معتقد بود: «والله هر کس به این نظام تیر انداخت آواره شد.»با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید. 13:51 - 9 فوریه 2026