روایت لحظۀ ترور شهید بهشتی از زبان شاهد عینی
آیتالله قدرت الله نجفی، شهید زنده فاجعه هفتم تیر با واکاوی ریشههای شکلگیری این واقعه، لحظۀ ترور شهید بهشتی و یارانش را روایت کرد.
خبرگزاری فارس-اصفهان: روز یکشنبه هفتم تیرماه ۱۳۶۰ ساعت هشت و نیمشب یکی از تلخترین و سرنوشتسازترین حوادث تاریخ جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاد. جلسهای با حضور ۲۰۰ در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد. موضوع جلسه تورم و انتخابات ریاستجمهوری آینده بود.پس از تلاوت قرآن و اعلام برنامه، دکتر سید محمدحسیی بهشتی سخنانش را به این شکل آغاز کرد: «ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمیگیرند انتخاب شوند…» که در این لحظه انفجاری سالن اجتماعات را ویران کرد.آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی و دهها تن از اعضای حزب، نمایندگان مجلس، وزرا، معاونان وزرا، مسئولان اجرایی و فعالان سیاسی در این انفجار به شهادت رسیدند. آیتالله قدرت الله نجفی قمشهای، نماینده اسبق مردم شهرضا در مجلس شورای اسلامی که بعد از زندهماندن از حادثه ۷ تیر، با نام شهید زنده نامگذاری شده است، به بیان نکاتی در باب انفجار ۷ تیر میپردازد. وی واقعه ۷ تیر بسیار پر گفتمان میداند که در یک مصاحبه نمیگنجد. ریشه انفجار ساختمان حزب آیتالله قدرتالله نجفی در پاسخ به این سؤال که ریشه انفجار ساختمان حزب از کجا نشئت گرفت، میگوید: حدود هشت ماهی بود که بهواسطه آقای عسگراولادی و چند تن از دوستان ایشان و به توصیههای آقای بهشتی جلسات ما در دفتر مرکزی ساختمان حزب جمهوری اسلامی برقرار بود. جامعه آن روز متأسفانه دوقطبی شد که خدا کند امروزه جامعه دوقطبی نباشد و آن چه که پیش آمد و گذشت برای ما عبرت باشد. کار از دوقطبی بودن جامعه شروع شد.
وی با اشاره به معنای دوقطبی بودن جامعه گفت: یعنی آقای بنیصدر به اصفهان برای دیدار آیتالله طاهری میآمد و برای این برنامه چراغانی میکردند و کف و سوت میزدند؛ از آن طرف هم آقای بهشتی میآمد، برایش صلوات میفرستادند و اسفند دود میکردند. کم، کم این کار دوقطبی شدن وسیعتر شد. تقریباً میتوانیم به گوئیم آن زمان ایران دوقطبی شد. کار این دوقطبی شدن به این جا رسید که تصمیم بر این شد بنیصدر را عزل کنند. چون امام(ره) یک مطلبی میگفتند و بنیصدر محکم میگفت بله؛ امّا کار خودش را میکرد و این مسئله به بسیار زیاد تکرار میشد.نجفی ادامه داد: مردم دیدند این گونه نمیشود و به مجلس فشار آوردند تا بنیصدر عزل شود. یادم میآید خواهران پشت مجلس در خیابان مینشستند و مرگ بر بنیصدر میگفتند تا بنا شد در مجلس رأیگیری شود که در این روند بنیصدر عزل شد و خودش را به شکل جنس دیگری درآورد و فرار کرد.شهید زنده ۷ تیر میافزاید: چند روز پس از عزل بنیصدر دیدیم که از طرف شخص رجوی برای ما نامه آمد که هر کجا و هر زمانی که باشد شما را خواهیم کشت. این پایه هفتم تیر بود. ریشه حادثه هفتم تیر این بود که دوقطبی شدن به سمت افراط رفت و در دوقطبی شدن هم نفوذ را داشتیم.
نجفی با یادآوری سخن شهید مظلوم آیتالله بهشتی در آن شب، گفت: دستور جلسه آن شب علل تورم و بررسی راههای رفع تورم بود، اما وقتی آقای بهشتی میخواستند جلسه را شروع کنند، نمایندگان با یکدیگر صحبت کردند و گفتند «مملکت رئیسجمهور ندارد، حالا تا تورم».رأی میخواهیم تا در عرصه بینالملل آبرو داشته باشیم نجفی با بیان اینکه شهید بهشتی گفت «از جلسه رأی میگیریم»: ادامه داد: جلسه رأی داد راجع به ریاستجمهوری صحبت شود، دکتر بهشتی 3 تا 5 دقیقه حرف زدند در 5 دقیقه اول راجع به اینکه شرایطمان برای کاندیداتوری ریاستجمهوری چیست، آدم باتقوا و پیرو خط امام میخواهیم، بنیصدر با 11 میلیون رأی فرار کرد بنابراین رأی میخواهیم تا در عرصه بینالملل آبرو داشته باشیم. شهید زنده ۷ تیر ادامه میدهد که در ۵ دقیقه دوم شهید بهشتی گفت: «پوستربازی نکنید این پوستر بازیها روش اروپاییها است، شما دنبال نکنید؛ معقول تبلیغ کنید».وی با بیان اینکه شهید بهشتی در ۵ دقیقه سوم راجع به اینکه رئیسجمهور چه کسی باشد، شروع به حرفزدن کرد، میگوید: از گوشه جلسه شهید شهریاری، نماینده مردم بوشهر بلند شد و گفت آیا وقت آن نشده که خودتان یا آقای خامنهای کاندیدای ریاستجمهوری شوید.نجفی میافزاید: شب قبل از ۷ تیر آقای خامنهای را در مسجد ابوذر ترور کرده و در سیسی یو بستری بودند و دکتر بهشتی ۳ بار تکرار کردند «نخیر، نخیر، نخیر وقت آن نشده است»؛ شهید بهشتی مشغول گفتن این حرفها بود و درحالیکه دستانشان بلند بود، سر این کلمه سالن منفجر شد.
یک آتش بمب دیدیم و صدای انفجار شنیدیمنماینده اسبق مردم شهرضا در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان میکند: در آن لحظه چیزی نفهمیدیم فقط یک آتش بمب دیدیم و صدای انفجار شنیدیم و همانطور که در صندلی نشسته بودم، سرم به زمین کوبیده شد و سقف پائین آمد؛ وقتی خبرنگاران بعد از آن واقعه از من مصاحبه کردند و گفتند حالت را در آن لحظه بگو و آن احساسی که راجع به شهید بهشتی در آن لحظه داشتی بیان کنید من یک بیت شعر را میخواندم.وی درحالیکه گریه میکرد گفت: پروانه صفت چشم بر او دوخته بودم/ وقتی شدم آگاه که خود سوخته بودمدر ۳ بیمارستان ۴۲ ترکش از بدنم خارج کردند نجفی با یادآوری زمانی که مجروح شده بود، گفت: ۷ عمل جراحی بر روی بدنم شد و در ۳ بیمارستان ۴۲ ترکش از بدنم خارج کردند و چشم راستم نابینا شد و پردههای گوشم آسیب دید؛ ۶۹ درصد جانبازی دارم و درعینحال ۶ ترکش در پای راستم و یک ترکش در بازوی راستم از آن حادثه باقیمانده و عصبهای دست راستم قطع شده است.شهید زنده حادثه ۷ تیر بیان میکند: در این مدت تا یکسال فرزند شهیدم مصطفی از من پرستاری میکرد و بعد از آن مادر مصطفی همسرم، پرستارم است که هم داغ شهیدش را بر دل دارد.آیتالله حاج شیخ قدرتالله نجفی قمشهای، در سال ۱۳۱۹ در شهرضا دیده به جهان گشود. ایشان پس از گذراندن دوران تحصیل مقدماتی در زادگاهش، رهسپار حوزۀ علمیه قم شد و نزد اساتید بزرگی مانند: آیتالله العظمی گلپایگانی، آیتالله العظمی میرزا هاشم آملی، علامه طباطبایی، شهید مطهری، حکیم الهی قمشهای، آیتالله جوادی آملی، آیتالله حسنزاده آملی و آیتالله حاج آقا محمد شاهآبادی، ادامه تحصیل داد. #حادثه7تیر #شهیدبهشتی #جانباز #مجلس #شهیدزنده #ترور 14:03 - 8 تیر 1405