گریه میشوم مثل بوریا
در موکبی برآمده از نی و بوریا، گریه میشوم بر تن هزار زخم حضرت عشق!
پای در مسیر عاشقی مینهمدر موکبی برآمده از نی و بوریابه کنجی میخزم و "فکر" میشوم!مبهوت در و دیوار سازهام که نوای نی در گوشم روضه میشود....بوریا به حرف میآید و میگرید بر تن هزار زخم حضرت عشق!من نیزدست دل بر گردن بوریا میآویزم و "گریه" میشومبا نوای نی میخوانمآتش میشومگُر میگیرمزبانه میکشمو میسوزم
09:18 - 22 مرداد 1404