سنگینتر از داغ تو در عالم نمیبینم
در روزهایی که دلها در سوگِ رهبر شهید میتپد و زبانها از بیانِ اندوه، قاصر است، مرتضی کریمی، شاعرِ آیینیِ چهارمحال و بختیاری، با سرودهای سوزناک به نام «مرهم»، فراقِ آن یارِ سفرکرده را سنگینترین داغِ عالم خواند. شاعری که در میانِ واژهها، زخمِ دلِ میلیونها ایرانی را به تصویر کشید.
به گزارش خبرگزاری فارس از شهرکرد، در آستانه مراسمِ باشکوهِ وداع با پیکرِ مطهرِ رهبر شهید انقلاب، شاعرانِ آیینیِ سراسر کشور، هر یک بهفراخورِ حال و هوایِ خود، ارادتِ خویش را به ساحتِ آن شهیدِ والامقام به تصویر کشیدهاند. در این میان، مرتضی کریمی، شاعرِ آیینیِ برجستهی چهارمحال و بختیاری، با سرودهای تازه به نام «مرهم»، فراقِ آقای شهید ایران را به زیباترین و اندوهناکترین شکل ممکن روایت کرده است و با بیتی که بر دلها نشست، گفت: «سنگینتر از داغ تو در عالم نمیبینم».
«مرهم»با مرگ هم این زخم را مرهم نمیبینم!مرهم نمیبینم... بمیرم هم نمیبینم...شادی سفر کرد از دلم، وقتی سفر کردی؛گفتم تو را دارم، عزیزم! غم نمیبینم!از خانۀ آرامشم آسودگی پر زد؛بعد از تو، از دنیا مصیبت کم نمیبینم...از من خبر داری که بعد از تو در آیینه،جز سایهای از صورتی مبهم نمیبینم؟آتش کشید آیینهام را آهِ سردم، آه!سنگینتر از داغ تو در عالم نمیبینم!بیرگتر از این شهر قبرآباد جایی نیست؛آدم در این نسل از بنیآدم نمیبینم!باید به دنبالت بیایم تا سحرگاهان؛آنجا که جز بر عشق سرها خم نمیبینم!آنجا که لنگ روشنی هرگز نمیمانم؛خورشید را جز قطرهای شبنم نمیبینم!میدانم آنجا که تویی، فهم است و «میدانم»ای نورِ نور! آنجا «نمیبینم» نمیبینم!در خاطرم تا آخرین روز خدا هستی؛آری! تو را دارم، عزیزم! غم نمیبینم...
12:15 - 14 تیر 1405