سید ابراهیم، قهرمان هفتتپه بود؛ هست؛ خواهد بود
امروز هفتتپه فقط یک کارخانه نیست، بلکه یادگاری است از مردی که قلبش برای مردمش میتپید. مردی که با شهادتش، گرچه داغی بزرگ بر قلبها بجای گذاشت اما نامش را در تاریخ خوزستان و ایران به نیکی جاودانه کرد.
به گزارش فارس؛ اهواز، قصهی هفت تپه به گوش خیلیهایمان آشناست، تابستان ۹۹ هنگامیکه همه مشغول گذراندن روزمرگیها و سپری کردن ساعات کاریمان بودیم در گرمای سوزان خوزستان قریب به ۵ هزار کارگر گر بهجای کار و کاسبی در کف خیابانهای شوش بهدنبال لقمه نانی برای سفره کوچک شده خانهشان بودند. اینها را محمد میگوید؛ کارگر هفتتپه.زل میزند به بخار خروجی فن کارخانه عرق از پیشانیاش میگیرد و میگوید: ماهها بود که حتی یک ریال از حقوقمان پرداخت نشده بود اما دردآورتر از آن تصور مرُدن و متروکه شدن شرکت بود. شرکت هفتتپه کودک نوپایی بود که در دل خوزستان جان گرفت و به پاس ادای دین قامت کشیدنش در این خاک، به هزاران هزار خانواده نان داد چطور میتوانستیم اجازه دهیم نااهلان با بیتدبیری صدای زندگی را در آن خاموش کنند؟
ابراهیم زمانه
آقای احمدی هم که یکی از همین کارگران است. نزدیکتر میشود و اشاره میدهد به محوطهای بالای پلههای آهنی گوشهی حیاط. سرش را تکان میدهد و میگوید آن روزها آتشی برخاسته بود که تنها ابراهیم زمانه میتوانست گلستانش کند. باورتان میشود رئیس یک قوه، آنهم قوه قضاییه، آنقدر دغدغه کارگران را داشته باشد، آنقدر پیگیرشان باشد که دیگر اسمهای کوچکمان در خاطرهاش بماند و مثل یک پدر دلسوز و دوستانه ناممان را صدا بزند؟شروع کرد به بالا رفتن از پلهها با هر پله جملهای میگفت. آیتالله رئیسی ناجی کارگران هفت تپه و خانه و زندگیشان. حرف و خواسته و دردهایمان را موبهمو شنید و دستور صادر کرد: هفتتپه باید به روزهای اوج خود بازگردد و کارگرانش باید سربلند بمانند.هرچه همت و قدرت داشت در کنار هم چید و شد ناجی امیدهای از دست رفته هزاران زندگی و حالا چهار سال است که دوباره رنگ آسایش به دیوارهای کارخانه نشسته است.
فرماندهای از دل میدان مشکلات
محمد نگاهش روی جایگاه محو میشود. بعد از چند لحظه انگار که خاطرات دوباره در ذهنش زنده شده باشند، میگوید: اردیبهشت دو سال پیش، وقتی سید آمد، ما فقط کارگران این مجموعه نبودیم؛ سربازانی بودیم که فرماندهای یافته بودند. کسی که نه از راه دور، بلکه از دل میدان مشکلات، کنارمان ایستاد.انگار همین دیروز بود که آیت الله رییسی روی همین جایگاه ایستاده بود. حضور در هفتتپه در برنامه سفرش نبود. جمع زیادی از کارگران برای قدردانی از آیتالله رئیسی که حالا به عنوان رئیس جمهور به این دیار آمده بود، در ایستگاه راهآهن جمع شدند تا جلوی قطارش را بگیرند و اینبار حال خوششان را با سید در میان بگذارند. حوالی ظهر بود که قطار به ایستگاه هفتتپه رسید و آیتالله رئیسی پساز اطلاع از اجتماع کارگران هفت تپه از قطار پیاده میشود و به میان آنها میرود.بعد از چند دقیقه سخنرانی متوجه میشود که شمار زیادی از کارگران در شرکت منتظر حضورش هستند. درنگ نکرد و کارگران را چشم به راه نگذاشت و به کارخانه آمد. هنوز هم صدایش در گوشم میپیچد، آرام و با طمانینه سخن میگفت. از آیندهای که به واسطه هفتتپه جوان بیکاری در این منطقه نباید وجود داشته باشد.
سیدِ قهرمان
احمدی سر تکان میدهد و ادامه میدهد: روزهای سخت را خوب به یاد دارم، روزهایی که امید به زندهماندن در هفتتپه کمرنگ شده بود. اما سید ابراهیم برای ما فقط یک مقام مسئول نبود، او قلب و روح این کارخانه شد. در جلساتی که میگذاشت، نگاهش را میدیدم؛ نگاهی که نه از سر وظیفه، بلکه از سر عشق به کارگران و زندگیشان بود.بغض در صدایش میپیچد و اضافه میکند: وقتی شنیدیم سید ابراهیم به شهادت رسیده، انگار کوهی بر سرمان آوار شد. او نه فقط یک رئیسجمهور، بلکه پشتیبان همه ما بود. اما امروز، با هر نفس و هر قدم در این کارخانه، یادش در دلهایمان زنده است.محمد با دست به ساختمان اصلی کارخانه اشاره میکند و میگوید: امروز هفتتپه زنده است، به برکت زحمات شهید رئیسی. هر دستگاهی که روشن میشود، هر محصولی که بیرون میآید، یادآور تلاشها و پیگیریهای اوست. سید ابراهیم برای ما یک قهرمان بود کسی که به ما آموخت هیچ مشکلی بزرگتر از اراده انسان نیست.
هفتتپه ایستاده خواهد ماند
در محوطه کارخانه، کارگری ایستاده است و با پرسوجو از همکارانش متوجه شد که خاطرات آیت الله رئیسی در حال مرور است. صدایش را بالا میبرد انگار بغضی در گلویش موج میزند، صدایش کمی خش دارد. میگوید: داغ نبودش هیچگاه در دل کارگران هفتتپه سرد نخواهد شد، خبر شهادتش و نبودنش کمرمان را شکاند اما...حالا صدایش رو صاف میکند و غروری هم چشانیاش میکند و ادامه میدهد: اما حرف همه ما یکی است، این هفتتپهای را که آیت الله رئیسی زنده کرد، زنده نگه خواهیم داشت. هفتتپه با یاد ناجی مهربانش و به یاد آن بزرگ مرد ایستاده خواهد ماند.نزدیک به برگزاری مراسم سالگرد شهادت رئیس جمهور شهید، در شرکت میشود، صدایش در محوطه در حال پخش است. " جوانان این مرز و بوم سرمایههای بزرگ کشورند، سرمایههای بزرگ منطقهاند و امیدهای آینده کشور... ."حالا امروز هفتتپه فقط یک کارخانه نیست، بلکه یادگاری است از مردی که قلبش برای مردمش میتپید. مردی که با شهادتش، گرچه داغی بزرگ بر قلبها بجای گذاشت اما نامش را در تاریخ خوزستان و ایران به نیکی جاودانه کرد.#هفتتپه #رئیسی_در_هفتتپه#رییسجمهور_شهید#شهید_رئیسی #شهید_جمهور 22:01 - 29 اردیبهشت 1404