«روز دی اقتصادی» و معمای پکن
مهدی نیک بین | دکتری روابط بین المللاعلان «بزرگترین تهاجم مالی تاریخ» علیه تهران، بیش از آنکه تجلی قدرت بلامنازع ایالات متحده در نظام بینالملل باشد، پرده از محدودیتی بنیادین در کاربست دیپلماسی اجبارآمیز برمیدارد. واقعیت آن است که کارآمدی سلاح تحریم، همواره در گرو پذیرش هزینههای آن از سوی سایر بازیگران و ساختارهای اقتصاد جهانی است. اعتراف صریح یانکیها مبنی بر اینکه اعمال فشار حداکثری و بیمحابا بر ایران مستعد فروپاشی ساختار مالی جهانی است، پاشنه آشیل این راهبرد تهاجمی را نمایان میسازد. در واقع، انزوای اقتصادی و ژئوپلیتیک ایران مستلزم درگیری مستقیم با شریانهای حیاتی و بههمپیوسته اقتصاد جهانی خواهد بود؛ قماری که هزینههای آن برای واشنگتن به شدت گزاف ارزیابی میشود.
در این کارزار پیچیده و در بطن رقابت کلان قدرتها، پکن متغیری تعیینکننده در روند تغییر گرانیگاه قدرت به شرق به شمار میرود. چین نه تنها جایگاه خود را به عنوان خریدار اصلی انرژی ایران تثبیت کرده، بلکه با استناد به موازین حقوق بینالملل، صراحتاً در برابر هرگونه اخلال در این مناسبات دوجانبه ایستاده است. این رویکرد، فراتر از یک حمایت دیپلماتیک یا کنش واکنشی، بر بنیانی استوار است که مواجهه با آن از طریق الگوهای تقابلیِ پیشین مقدور نیست. به عنوان دومین قطب ثروتآفرین جهان و قلب تپنده زنجیرههای تأمین کالا و توسعه فناوری، هرگونه اقدام قهری و شتابزده علیه نهادهای مالی و شرکتهای چینی، پیامدهای ویرانگری برای بازارهای سرمایه، نوآوریهای فناورانه و خطوط تولید در داخل مرزهای آمریکا به همراه خواهد داشت. درهمتنیدگی اقتصاد چین با شبکه تجارت بینالملل به سطحی ارتقا یافته که تلاش برای مهار آن، عملاً به یک «خودتحریمی جهانی» برای ایالات متحده بدل میشود.
از سوی دیگر، محافظهکاری واشنگتن در اعطای معافیتهای نانوشته به مؤسسات مالی کلان چین از فهرست تحریمهای اخیر، مؤید پیوند راهبردی مؤلفههای قدرت تهران و پکن است. در این چارچوب تحلیلی، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ رویکرد «دیپلماسی مقاومت»، از اهرمهای کمنظیر جغرافیای سیاسی، تسلط بر کریدورهای ترانزیتی و مسیرهای انتقال انرژی بهینهترین بهره را میبرد. در نقطه مقابل نیز، چین با تکیه بر تابآوری شگرف اقتصادی و حرکت به سمت استقلال فناورانه، در برابر فشارهای فرامرزی واشنگتن سدسازی میکند. هنگامی که امنیت جریان انرژی در خلیج فارس و تنگه هرمز مستقیماً با ثبات اقتصاد جهانی و رشد مستمر قدرتهای آسیایی گره خورده است، هرگونه تنشآفرینی در این گلوگاه راهبردی، صرفاً چالشی در سطح منطقه نبوده، بلکه تهدیدی برای کلیت ثبات بازارهای جهانی محسوب میشود.
برآیند این معادلات چندوجهی نشان میدهد که همگرایی راهبردی با قدرتهای نوظهور در قالب نگاه به شرق، تحریم را از یک اهرم فشار یکسویه و فلجکننده، به ابزاری کُند و پرهزینه تقلیل داده است. ایالات متحده اکنون در محیطی به شدت سیال، نامطمئن و پیچیده گرفتار شده است که در آن، حفظ برتری با ابزارهای سلبی گذشته امکانپذیر نیست. از این رو، آنچه روز سرنوشتساز اقتصادی خوانده میشد، نه تنها نقطه آغازینِ پایان تهران نبود، بلکه به آزمونی خطیر برای سنجش مرزهای واقعی قدرت آمریکا بدل گشت؛ آوردگاهی تاریخی که در آن پیوند منافع تهران و پکن اثبات میکند دوران مدیریت یکجانبه جهان به سر آمده و معماری نظم نوین بینالمللی، دیگر مطیع اراده یک بازیگر واحد نخواهد بود.
10:45 - 4 شهریور 1405