ترامپ بار دیگر در موقعیت اَرّه
مهدی نیک بین | کارشناس ارشد مسائل بینالمللاعلام آمادگی مقاومت عراق برای حمایت از ایران، استمرار عملیات نیروهای یمنی، رهگیری پهپادهای متخاصم توسط سامانههای پدافندی ایران، تشدید رقابت سیاسی بر سر تنگه هرمز و اختلافنظر میان متحدان غربی درباره نحوه مواجهه با این آبراه راهبردی، همگی به یک واقعیت اشاره دارند؛ هرگونه اقدام علیه ایران، میتواند زنجیرهای از پیامدهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی را در سطوح مختلف فعال کند.
به همین دلیل، محاسبات راهبردی بازیگران فرامنطقهای نسبت به گذشته پیچیدهتر شده و مفهوم بازدارندگی نیز ابعاد گستردهتری یافته است. اهمیت این تغییر زمانی روشنتر میشود که جایگاه تنگه هرمز در اقتصاد جهانی مورد توجه قرار گیرد. بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) از این گذرگاه عبور میکند. این آمار نشان میدهد هرگونه تنش در هرمز مستقیماً بازار انرژی، حملونقل دریایی، نرخ بیمه کشتیها و ثبات اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل، حتی میان کشورهای غربی نیز درباره نحوه مدیریت این آبراه اجماع کاملی وجود ندارد و مخالفت انگلیس با پیشنهادات واشنگتن را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.همین پیوند میان امنیت منطقه و امنیت انرژی، اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره تبدیل شدن آمریکا به «نگهبان تنگه هرمز»، پیشنهاد دریافت عوارض از کشتیهای عبوری و عقبنشینی سریع از این ایده را نیز قابل فهم میکند. تغییر موضع کاخ سفید و جایگزین کردن آن با توافقات اقتصادی و سرمایهگذاری کشورهای عربی خلیج فارس، نشان داد که حتی در داخل آمریکا نیز هزینههای سیاسی و اقتصادی هرگونه تغییر در وضعیت موجود، بر تصمیمگیریها سایه انداخته است. در مقابل، تأکید ایران بر نقش خود در تأمین امنیت تنگه هرمز و واکنش وزیر امور خارجه به این اظهارات، تلاشی برای تثبیت این پیام بود که امنیت این آبراه بدون در نظر گرفتن نقش تهران، معادلهای ناقص خواهد بود.
حال در همین چارچوب، اعلام آمادگی مقاومت عراق و تداوم عملیات نیروهای یمنی نیز نباید صرفاً بهعنوان دو رخداد نظامی مستقل تفسیر شوند. این تحولات نشان میدهند که ظرفیت واکنش در منطقه، از الگوی سنتی رویارویی مستقیم فاصله گرفته و به شبکهای از بازیگران همسو متکی شده است؛ وضعیتی که دامنه بحران را از یک جغرافیای محدود فراتر میبرد و هزینه هرگونه اقدام نظامی را افزایش میدهد. در چنین فضایی، تصمیمگیران خارجی ناگزیرند علاوه بر ملاحظات نظامی، پیامدهای اقتصادی، امنیت انرژی و احتمال گسترش بحران به جبهههای مختلف را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند.در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد که موازنه بازدارندگی در منطقه بهگونهای تغییر کرده است که هزینه هرگونه تشدید تقابل با ایران بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. تجربه جنگ اخیر نیز موجب شده طرف مقابل با رویکردی محافظهکارانهتر عمل کرده و از گسترش درگیری، به دلیل احتمال بروز سناریوهای پیشبینیناپذیر، پرهیز کند. ازاینرو، ترامپ بار دیگر در موقعیت ارّه قرار گرفته که نه توان پایان دادن به جنگ و پذیرش تفاهم بدون هزینه را دارد و نه امکان گسترش رویارویی را؛ بنابراین، راهبرد غالب آن مدیریت کنترلشده تنش و خرید زمان به امید رسیدن شرایط مطلوب تر است که وقوع آن نیز بسیار بعید است.
16:07 - 25 تیر 1405