عادل عبدالمهدی: شهید خامنهای، از مشاهیر قرن بیست و یکم است
نخست وزیر سابق عراق گفت: شهید آیتالله خامنهای نه تنها چهره سال، بلکه چهره قرن بیست و یکم است.
به گزارش فارس،عبدالمهدی نخست وزیر سابق عراق، در مصاحبه اختصاصی با تلویزیون العالم تصریح کرد: اگرچه جمهوری اسلامی توسط امام خمینی (ره) تأسیس شد، اما شهید خامنهای پایههای آن را بنا نهاد.مشروح گفت وگوی العالم با نخست وزیر سابق عراق را در این نوشتار بخوانید:**نگاه محور مقاومت و نگاه امام شهید در برابر نظام سلطه مبتنی بر وحدت اسلامی و وحدت میدانهاستالعالم: این گفتگو را به شخصیت رهبر شهید انقلاب اسلامی و بعد سیاسی این شخصیت بویژه در عرصه منطقه و محور مقاومت اختصاص میدهیم. رهبر شهید انقلاب برای سه دهه رهبری ایران را به عهده داشتند؛ میراث سیاسی رهبری از نظر شما چیست؟عادل عبدالمهدی نخست وزیر اسبق عراق: ما در مقابل یک شخصیت تاریخی واقعی هستیم که با بقیه رهبران و دیگر شخصیتها قابل مقایسه نیست. من بر این عقیده هستم که امام خامنهای قدس سره الشریف فقط مرد سال نیست بلکه مرد قرن است. مرد قرن بیست و یک است. گمان نمیکنم دیگر رهبری با این عملکرد و دستاوردی که این رهبر عظیم الشان محقق کردند وجود داشته باشد.بیتردید امام خمینی انقلاب و جمهوری اسلامی را پایهگذاری کرد؛ اما آیت الله سید علی خامنهای ستونهای این انقلاب و این جمهوری و این رویارویی با نظام سلطهٔ جهانی، استعمار و صهیونیسم را بنا نهاد. تعداد کمی گمان میکردند که این پروژه به این نتایج دست یابد. اما ما اینک این نتایج را که حاصل رهبری امام خامنهای است، به وضوح میبینیم.در مورد موضع رهبر شهید در قبال عراق باید گفت که در مفهوم ایمان و اسلام، همواره مرزها درنوردیده میشوند و ملتها با یکدیگر متحد میشوند. آنچه که محور مقاومت وحدت میدانها مینامد، فقط بیانی ساده از همین دیدگاه است.
امروز منطقه ما به کشورهایی تقسیم شده است و البته احترام به حاکمیت کشورها وجود دارد؛ این مسئله بسیار مهم است؛ اما آنچه که از این مسئله مهمتر است، حق امت و حمایت امت از دین مبین اسلام و مقابله با تجاوزگری و ظلم و ستمی که جنبش صهیونیسم و جنبش استعماری به امت اسلامی وارد کرده است. دشمن اسرائیلی در این خصوص مرزها را نمیشناسد و جنگندههای آن تمام منطقه را در مینوردند و صهیونیستها علیه تمام منطقه توطئه میکنند؛ از این رو نگاه محور مقاومت و نگاه امام شهیدبه این مسائل دیدگاهی مبتنی بر وحدت اسلامی و وحدت میدانهاست.در خصوص عراق ما در این پروژه شریک بودیم خواه در جنگ 8 ساله که خون ایرانیها با عراقیها در مقابل جنگی که علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت، با هم آمیخته شد. پس از آن وقتی جنگ هشت ساله به نتایج خود رسید و حمله عراق به کویت رخ داد تبعات و پیامدهایی داشت که مستلزم وحدت موضع بود و ما مواضع یکپارچه و واحدی داشتیم.امام خامنهای همواره موضعگیری اصولی داشت و به صورت شفاهی و حتی کتبی به رهبران عراق میگفت که ما در پروژهای واحد و مشترک هستیم. اگر اختلافنظر پیدا کردیم، شما بیشتر از هرکسی دیگر نسبت به وظایف خود آگاه هستید. شما یک مرجعیت عالیقدر امام سیستانی را دارید. ما به همه این مسائل احترام میگذاریم؛ این یک نبرد طولانی است که از مراحل و شرایط مختلفی عبور خواهد کرد. باید این مسئله را درک کنیم و باید ادامه دهیم و به نتایج مورد نظر برسیم.
ایشان یک نگاه جامع داشتند که مبتنی بر ایمان و توکل به خدای متعال و اعتقاد کامل به پیروزی بود. ایشان یک اراده آهنین داشتند و در عین حال از نرمش و انعطافپذیری برخوردار بودند و اختلافنظرها و تفاوت شرایط و زمان و اختلاف میدانها را به خوبی درک میکردند. ایشان میدانستند که هر یک از میدانها شرایط خاص خود را دارد.
**خون عراقیها و ایرانیها باهم درآمیخته و وحدت جبههها و میدانها وجود داشته استالعالم: به جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران، اشاره کردید. من مواضع امام خامنهای را به یاد می آورم ایشان آن زمان رئییس جمهور و امام جمعه تهران بودند. ایشان در خطبه نماز جمعه صراحتا گفتند که ما ملت عراق را از دولت صدام جدا میدانیم. ما و عراقیها برادر هستیم. برخورد مردم عراق با این اظهارات رهبری در آن زمان چگونه بود؟عادل عبدالمهدی نخست وزیر اسبق عراق: طبیعتا در آن زمان وسایل ارتباط جمعی همچون امروز در دسترس نبود. برقراری ارتباط دشوار بود و فقط از طریق تلویزیون صورت میگرفت. و تلویزیون هم در دسترس همگان نبود. همانطور ماهواره نیز برای عموم فراهم نبود. مردم در انتظار سخنرانیهای امام خمینی قدس سره الشریف و یا امام خامنهای و یا سران عراق بودند و شب تا صبح را بیدار میماندند تا بتوانند صحنهای از این سخنرانیها را ببینند.مردم چشم انتظار سخنرانیها بودند به رغم تمام اقدامات هولناک رژیم صدام که این افراد را تحت تعقیب قرار میداد و تعداد بسیار زیادی به صرف آنکه در مقابل ظلم و این جنگ ظالمانه میایستادند، جان خود را از دست دادند.همانطور که قبلا گفتم خون عراقیها و ایرانیها باهم درآمیخته و وحدت جبههها و میدانها وجود داشته است. همانطور که امروز در فلسطین نیز شاهد هستیم. از تمام اقشارهای ملت عراق در جبههها حضور داشتند و سخن از جبهه حق و جبهه باطل در میان بود و همیشه این مسئله در میان عراقیها مطرح میشد که برای ما مهم است، پرچمی که زیر سایه آن میجنگیم؛ این پرچم، پرچم حق باشد، پرچم اسلام و پرچم اهلبیت علیهمالسلام باشد.
بنابراین، ما در راه حق میجنگیم و این مهمترین مسئله است. مسائل دیگر نیز اهمیت دارند، اما زیر سایه این پرچم، نه خارج از آن. ما به خاطر خواستههای یک حاکم و یا ماجراجوییهای یک حاکم، به یک مفهوم خاص جاهلانه یا تنگنظرانه کشیده نمیشویم که ما را از بُعد واقعی دفاع از اصول، دین، مذهب و وطن دور سازد.العالم: شاید شکست صدام درجنگ با ایران نخستین ایستگاه بود. اما پس از آن، ایستگاههای بعدی نیز وجود داشت؛ سقوط رژیم صدام در سال ۲۰۰۳ به دست آمریکاییها و اشغال عراق توسط آمریکا. پس از آن، مذاکرات سهجانبه مستقیم میان ایران، آمریکا و عراق در بغداد. در آن زمان، مواضع صریحی از سوی رهبر انقلاب اسلامی نسبت به آنچه در عراق میگذشت وجود داشت. این اظهارات را چگونه یافتید و موضع امام شهید در آن دوره در قبال عراق را چگونه دیدید؟
عادل عبدالمهدی نخست وزیر اسبق عراق: باید واقعاً از این فرصت استفاده کنم تا مسئلهای را که دیگران همواره در تلاش برای تحریف آن هستند، توضیح و تفسیر کنم؛ این مسئله، حقیقت رابطه میان ایران و عراق است. این رابطه هرگز یک رابطه مبتنی بر امر و نهی نبوده است. من بارها به عنوان یک مسئول یا در کنار برادران دیگر با امام شهید دیدار کردم. این دیدارها همواره دیدارهایی برای رایزنی، تبادلنظر و پرسش و پاسخ بود. در هیچکدام از این مسائل، امر و نهی وجود نداشت. و من معتقدم این رویه حتی در خود جمهوری اسلامی نیز چنین است. یعنی امام خامنهای (قدس سره) حتی با مسئولان ایرانی نیز همینگونه بودند.**ارتباط و تماس با طرف آمریکایی، برای گرفتن حقوق مردم عراق بود تا کشور به عرصههایی کشیده نشود که دیگر بازگرداندن آن دشوار باشدالعالم: درباره دیدار مستقیم ایرانی-آمریکایی پس از سالها در عراق که به خاطر عراق برگزار شد. قطعا در آن دوره وقایعی رخ داد، از آن دوران سخن بگوییدعادل عبدالمهدی نخست وزیر اسبق عراق: ما از همان ابتدا، حتی پیش از اشغال عراق توسط آمریکا، این حمله تجاوزکارانه را غیرقانونی اعلام کردیم، زیرا پوشش قانونی واقعی نداشت؛ یعنی مردم عراق هرگز نظامیان خارجی را به کشور دعوت نکرده بودند، اما نظامیان خارجی آماده شدند و بدون توجه به نظر مردم عراق وارد این کشور شدند.
بنابراین، بحث میان ما همیشه این بود که چگونه با این مسئله برخورد کنیم. دو جنبه وجود داشت: جنبهٔ اول این بود که نباید صحنه را ترک کنیم و خلا ایجاد نکنیم. همانطور که امروز برادران حزبالله لبنان در دولت مشارکت دارند؛ دولتی که تصمیماتی علیه مقاومت اتخاذ میکند، اما هدف از مشارکت در دولت، عدم ایجاد خلأ بود، تا فرآیند اشغال عراق از درون را خنثی کنیم.ما واقعاً این مأموریت را انجام دادیم و باهم رایزنی و تبادلنظر داشتیم و در تدوین قانون اساسی و برگزاری چندین انتخابات مشارکت کردیم؛ انتخاباتی که منجر به قدرت رسیدن رهبرانی شد که از نظر دیدگاه به جمهوری اسلامی ایران نزدیک بودند و جمهوری اسلامی نیز از نظر دیدگاه به آنها نزدیک بود.حضور آمریکا در عراق به حضوری واقعی تبدیل شد؛ بیش از ۱۵۰ تا ۱۷۰ هزار نظامی آمریکایی در عراق مستقر بودند. دو نوع مقاومت وجود داشت: مقاومت سیاسی و مقاومت میدانی و نظامی. و هر دو دارای مبانی و پروژههای مشخصی بودند. ارتباط و تماس با طرف آمریکایی، برای گرفتن حقوق مردم عراق بود تا کشور به عرصههایی کشیده نشود که دیگر بازگرداندن آن دشوار باشد. گمان میکنم تمام جنبشهای مقاومت در جهان چنین رویدادهایی را پشتسر گذاشته اند.ما به برگزاری دیدارهایی با جمهوری اسلامی ایران تشویق کردیم. در آن زمان سید عبدالعزیز حکیم در این خصوص با امام خامنهای صحبت کرد و نشستهایی برگزار شد که هدف آنها محققکردن اهداف مشترک میان طرفین بود.به عنوان مثال منافقان به مرزها بسیار نزدیک بودند و یکی از اهداف این دیدار دور کردن منافقان از اردوگاه اشرف و منتقل کردن آنها به جایی دورتر بود؛ زیرا این نقطه، نقطه اصطکاک بزرگی به شمار میرفت.
همچنین در این دیدارها، استقرار نیروهای خارجی و بسیاری مسائل جزئی دیگر مورد بحث قرار گرفت که به بهبود فضای عمومی کمک میکرد؛ فضایی که در آن، منافع مردم عراق، منافع مردم ایران و منافع مردم کل منطقه مدنظر بود.امروز نیز در مذاکرات و در روابط میبینیم که چگونه میدان و دیپلماسی در کنار هم قرار میگیرند. در آن زمان، اوضاع مبهم و پیچیده بود و به شفافیت امروز نبود؛ زیرا پس از یک جنگ سخت، همهچیز واضح میشود، اما در آن زمان جنگی در میدان جریان داشت، تلفات انسانی وجود داشت و ویرانی به بار آمد.با این حال، همان اصول و مبانی در آن نبردها وجود داشتند و امام خامنهای نقش بزرگی در هدایت امور در مسیر صحیح و پوشش شرعی بخشیدن به آن اقدامات داشتند.**اگر کمک جمهوری اسلامی ایران نبود، اربیل سقوط میکرد. این تلاشهای بسیار عظیم تا پایان جنگ با داعش و اعلام پیروزی بر آن در سال ۲۰۱۷ ادامه یافتالعالم: مرحله دوم و شاید ایستگاه مهم دیگری که بسیار مهم بود و تاثیر زیادی بر عراق گذاشت، مرحله ظهور گروههای تروریستی در سال ۲۰۱۴، یا همان داعش در عراق بود. در آن زمان، همکاری روشنی میان ایران و عراق و دستور صریح و روشن رهبر انقلاب اسلامی در این خصوص وجود داشت. در این مرحله چه اتفاقاتی رخ داد و از زوایای پنهان این مرحله برای ما بگوییدعادل عبدالمهدی نخست وزیر اسبق عراق: اگر بخواهیم به آن زمان یعنی سال ۲۰۱۴ برگردیم، عراق ارتباط مهمی با دو کشور مهم داشت از یک سو آمریکا و از سوی دیگر ایران. وضعیت عراق نیز به گونهای بود که برخی نیروها بسیار نزدیک به آمریکا بودند و برخی بسیار نزدیک به جمهوری اسلامی ایران و برخی نیز میانه بودند.ادامه دارد...
11:22 - 17 تیر 1405