سلام رضا.پیرمرده ضرغام نبود؟😅باحال توشتی.دنبالت کردم
تصویر نمایه‌ی ‌رضا پویا‌
رضا پویا

@poyan1369  •  17 اردیبهشت 1405

در پاسخ به
یادش بخیر بچه که بودیم با بچه ها توی کوچه گل کوچیک بازی می کردیمیک پیرمردی بود کنار درب شون می نشست همیشه فحش.مون میداد که چرا سر و صدا میکنید، مام اهمیت نمیدادیم.یک روز دیدیم خیلی ساکت نشسته نگاه می کنه گفتیم دیگه حتما کنار اومده با مابهش که با توپ نزدیک شدیم یهو با یک شلنگ بلند بهمون حمله کرد
19:19 - 17 اردیبهشت 1405

2 واکنش
1170 بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌رضا پویا‌
@poyan136917 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
اسمش یادم نیست، اما یادمه اونروز شلنگ رو مثل ملخ هلی کوپتر دور میچرخوند و شبیه روباهی که توی قفس مرغ پریده از اینور کوچه به اونور کوچه دنبال بچه ها میکرد و ماهم فرار میکردیم