سیاست و روحانیت ساده لوح
امام علی علیه السلام در خطبه معروف شقشقیه مخالفان معاند با حکومتش را به سه جریان تقسیم کرده بود؛ ناکثین ( پیمان شکنان ) و مارقین ( از دین خارج شدگان ) و قاسطین ( اهل جور و ستم): فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالْأَمْرِ نَكَثَتْ طَائِفَةٌ وَ مَرَقَتْ أُخْرَى وَ [فَسَقَ] قَسَطَ آخَرُونَ ( نهجالبلاغه: خ ٣ ). هدف مشترک ناکثین و قاسطین قدرت است. با این تفاوت که پیمان شکنان سهمی از قدرت را مطالبه می کردند ولی قاسطین بدنبال غصب تمام قدرت بودند. اما مارقین در حالی دعوی دفاع از دین داشتند که باطناً از دین خارج شده بودند.
بر این اساس، ناکثین و قاسطین همواره مراقب بودند که خصومت ورزی شان با امام علی علیه السلام به نفع دیگری تمام نشود اما مارقین به این مسأله فکر نمی کردند که تا چه اندازه خصومت شان می تواند به نفع قدرت طلبان تمام شود. چنانکه شهادت حضرت وصی به دست یکی از خوارج به سود معاویه لعنت الله علیه تمام شود. وجه ساده لوحی مارقین در همین جهل و بی تفاوتی آنها به این مساله مهم بود.اینکه امام خمینی ره مراقب بودند روحانیان ساده لوح در سیاست وارد نشوند تا چه رسد به اینکه زمام امور مملکت را به دست گیرند به این دلیل بود که می دیدند دشمنان اسلام و مسلمین از طریق روحانی ساده لوح خیلی بی درد سرتر و راحتتر به مقصودشان ( براندازی حکومت دینی و غصب قدرت ) می رسند. بی دلیل نیست که جبهه معارضین و دولت های مستکبر سرمایه داری از روحانیت ساده لوح حمایت و پشتیبانی رسانه ای و امنیتی می کنند.گرچه امام خمینی ره چند ماه پیش از درگذشت شان اصلی ترین شاخه درخت ساده لوحی در حوزه علمیه را از عرصه سیاست دور کرد و امید دشمنان را نا امید ساخت ولی چنین نبود که ریشه آن خشک شده باشد. چنانکه خوارج ساده لوح هم بعد شهادت امام علی علیه السلام باقی ماندند. روحانی که می بیند چه طیفی از گروه ها و جریانات جور واجور مفسد و فتنه گر با ولایت فقیه خصومت می ورزند باید بفهمد که نباید او هم عضوی از آن طیف شوم ضد دین و ملت باشد.
امروز مجموعه ای از دین ستیزان، مرفهین بی درد، قدرت طلبان، مجرمان و مفسدان اقتصادی، تکفیری ها، منافقین جنایتکار و تروریست ها و رجالّه ها و اشباه الرجال، سلطنت طلبان و دولت های استکباری و صهیونی و مرتجع عرب و سکولارهای بد اندیش بد سابقه همگی در خصومت با سیادت ولایت فقیه و تلاش برای براندازی آن اتفاق نظر دارند. روحانی و حوزوی که جایگاه سیاسی و اجتماعی خود را در میان چنین جماعتی تعریف کرده باشد، نباید تردیدی در ساده لوحی او داشت، اگر نخواهیم او را به مغرضی و مزدوری متهم کنیم.دلیل عمده دیگر ساده لوحی این دسته از معممین حوزوی آن است که علیه دشمن ملت خواندن طیف داخلی و خارجی ضد ولایت فقیه می شورند و همچون فتنه گران و دنیوی اندیشان چنین باوری را توهم توطئه می پندارند. جالب این است که اینان اعتراض شان را با ادبیاتی سراسر دشمنی و نفرت بیان می کنند. طبیعی است که زیستن در ناکجا آباد موهوم نتیجه اش ساده لوحی است. شاید کارل پوپر با نگارش کتاب حجیم « جامعه باز و دشمنانش » می خواست به روشنفکر غربی بگوید که « ساده لوح نباشید».روحانیت ساده لوح بسیار سطحی نگر و عافیت طلب و احساسی است. به همین خاطر، بی آنکه به علل و عوامل مختلف و پیچیدگی مسائل و مشکلات اقتصادی ورود پیدا کند و به خود زحمت فکر کردن را بدهد مستقیما ناجوانمردانه و نا نجیبانه ولی فقیه را متهم می سازد؛ یعنی همان مقامی که به اسطوره مبارزه با اشرافیت بی درد و استبداد و استکبار و مفسدان فرهنگی و اقتصادی تبدیل شده است.
به زعم روحانی ساده لوح کنش گری ضد ولاییش در جهت دفاع از فقیران و نیازمندان است در حالی که وی با مواضع نابخردانه و سطحی نگرش نه فقط مقتدرترین سنگر دفاع از محرومان و مظلومان را تضعیف می کند بلکه حاشیه امنی برای مفسدان اقتصادی و اجتماعی ایجاد می کند. استقبال این گروه از مفسدان از گفتار پوچ انتقادی روحانیت ساده لوح بخاطر همین حاشیه امنیتی است. بنابر این، گرچه همواره ولی فقیه از رفتارهای نانجیبانه مخالفین و معاندین کریمانه عبور کرده است اما مسئولان امر بویژه اولیاء حوزه علمیه هم در دفاع از نظام امامت و امت و حفظ چهره تابناک حوزه و روحانیت انقلابی وظایف خطیر ارشادی و انضباطی روشنی بر عهده دارند و کوتاهی در این امر مورد رضایت خدا و مردم نیست.
00:44 - 16 فروردین 1404