خطر «پاسکاری» نوجوان در بحران‌های خانوادگی

کرونا، جنگ، فوت ناگهانی عزیزان، سفرهای کاری اضطراری. بحران‌هایی که هیچ خانواده‌ای از آنها در امان نیست. اما سوال اینجاست: وقتی ناچارید خانه را ترک کنید، چطور از نوجوانتان در برابر آسیب‌های تربیتی محافظت کنید؟ این گفتگو از «وحدت فرماندهی» می‌گوید، از خطر «پاسکاری» نوجوان بین چند مرجع و از راهکاری ساده اما غافلگیرکننده: کوتاه کردن زمان بحران، نه حذف آن.
گروه زندگی: شاید سخت‌ترین تجربه برای هر والد شاغل، لحظه‌ای باشد که ناچار می‌شود خانه را ترک کند؛ آن هم در شرایطی که نوجوانش در حساس‌ترین دوره سنی به سر می‌برد. کرونا، جنگ، بیماری، فوت نزدیکان، سفرهای کاری اجباری. هیچ خانواده‌ای از این بحران‌ها در امان نیست.اما محمدحسین شاه‌آبادی، مشاور خانواده، معتقد است که خودِ بحران لزوماً مشکل اصلی نیست. مشکل اصلی جایی است که بسیاری از خانواده‌ها اصلاً به آن فکر نمی‌کنند: «وحدت فرماندهی» و خطر «پاسکاری» نوجوان بین چند مرجع تربیتی متفاوت. اصل اول: وحدت فرماندهی؛ ستون فقرات سلامت روان نوجوان شاه‌آبادی حرفش را از یک اصل اساسی شروع می‌کند: «وحدت فرماندهی». اصطلاحی که شاید نظامی به نظر برسد، اما در تربیت نوجوان، معنایی بسیار عمیق و حیاتی دارد. «نوجوان نیازمند یک وحدت فرماندهی است. اگر این نباشد، آسیب می‌بیند. نظام آفرینش بر پایه وحدت است. هر چقدر شما متکثر باشید، بچه‌ها بیشتر آسیب می‌بینند.»اما منظور از «وحدت فرماندهی» دقیقاً چیست؟ نه به معنای دیکتاتوری، نه به معنای این که فقط یک نفر حرف بزند و بقیه سکوت کنند. وحدت فرماندهی یعنی نوجوان بداند از چه کسی باید حرف بشنود، مرجع تصمیم‌گیری کیست و قواعد در خانه مادر و مادربزرگ و خاله و معلم یکی است.«معلم کلاس اول همه درس‌ها را می‌دهد، اما کلاس هفتم هر درس معلم جدایی دارد. نوجوان تحمل این تکثر را دارد، اما کودک و نوجوان در بحران، نه. بحران یعنی برگشت به عقب. یعنی نیاز به یک نقطهٔ ثقل، یک نفر که همه چیز از او سرچشمه بگیرد.»
اصل دوم: خطر پاسکاری؛ وقتی خاله با مادر فرق داردیکی از رایج‌ترین اشتباهات در بحران‌ها، سپردن نوجوان به افراد مختلف به صورت چرخشی است. چند روز پیش خاله، چند روز پیش مادربزرگ، چند روز پیش همسایه، چند روز هم تنها در خانه. هر کدام یک مدل تربیت، یک مدل برخورد، یک مدل قانون.نتیجه چه می‌شود؟«نوجوان یاد می‌گیرد از تفاوت قوانین سوءاستفاده کند. پیش خاله که سخت‌گیر است، جوری رفتار می‌کند. پیش مادربزرگ که آسان‌گیر است، جوری دیگر. پیش همسایه که هیچ نظارتی ندارد، جوری دیگر. این نه تقصیر نوجوان است، نه تقصیر خاله یا مادربزرگ. این تقصیر طراحی غلط است.»شاه‌آبادی یک مثال عینی از متن گفتگو روایت می‌کند؛ خانواده‌ای که به دلیل فوت مادربزرگ مجبور به سفر می‌شوند. نوجوان را پیش خاله می‌گذارند. خاله سخت‌گیرتر از مادر است. مادر که برمی‌گردد، می‌بیند نوجوان در آن چند روز رفتارهای عجیبی داشته، با همسایه‌ای که ماهواره دارد ارتباط گرفته و... دیگر قابل کنترل نیست.«اینجا تقصیر نوجوان نیست. وحدت فرماندهی از بین رفته. یک نفر چند روز جای پدر و مادر تصمیم گرفته، آن هم با مدلی متفاوت. برگرداندن وضعیت به حالت قبل، هفته‌ها طول می‌کشد، اگر ممکن باشد.»خطر پاسکاری به زبان ساده: هر بار که نوجوان به یک مرجع تربیتی جدید سپرده می‌شود، یک «شکاف» در شخصیت او ایجاد می‌شود. با هر شکاف، احتمال رفتارهای پرخطر بیشتر می‌شود. و در بحران، این شکاف‌ها عمیق‌تر از همیشه خواهند بود.
اصل سوم: کوتاه کردن زمان بحران به جای حذف آنبسیاری از والدین فکر می‌کنند باید بحران را کاملاً حذف کنند. «من هرگز سفر نمی‌روم»، «هیچ وقت خانه را ترک نمی‌کنم»، «کار را رها می‌کنم». شاه‌آبادی اما می‌گوید این نگاه غیرواقعی است و گاهی خودش تبدیل به یک بحران جدید می‌شود.راهکار درست، چیز دیگری است: کوتاه کردن زمان بحران. «نمی‌شود بگویید من هیچ وقت خانه را ترک نمی‌کنم. می‌شود بگویید این سفر ضروری را به جای دو هفته، یک هفته ببریدش. ببریدش ولی به جای یک ماه، ده روز. هر روزی که در بحران می‌گذرد، آسیب آن دو برابر است.»این یک محاسبهٔ ساده اما مهم است. در شرایط عادی، یک روز دوری از والدین شاید آسیب چندانی نداشته باشد. اما در بحران - چه بحران روانی مثل فوت عزیز، چه بحران محیطی مثل جنگ یا کرونا - هر روز غیبت والدین، اثری مضاعف بر جای می‌گذارد. «اگر چاره‌ای نیست و باید دو هفته بروید، حداقل نوجوان را پیش یک نفر ثابت بگذارید، نه سه نفر. یک نفر با یک مدل تربیتی، به مراتب بهتر از سه نفر با سه مدل متفاوت است.»و یک نکتهٔ طلایی در انتهای این بخش: اگر می‌توانید یکی از والدین زودتر برگردد، این کار را بکنید. حتی سه روز زودتر برگشتن یک والد، می‌تواند وحدت فرماندهی را بازگرداند قبل از اینکه آسیب عمیق شود. «خانواده یک مصیبتی برایشان پیش آمده، باید بروند شهرستان. هر دو اصرار دارند که با هم بروند و با هم بیایند. اگر می‌توانید یک نفر زودتر برگردد، برگردد. آن نوجوان تنها به آن یکی والد نیاز دارد تا وحدت فرماندهی را حفظ کند.»
چهل روزی که از دست رفتدر میانهٔ حرف‌های این مشاور خانواده، یک روایتِ کوتاه اما تکان‌دهنده بود که شاید بهترین تصویر از همهٔ این اصول باشد. روایت خانواده‌ای که به دلیل فوت مادربزرگ، نوجوانشان را چهل روز پیش خاله گذاشتند. «در آن چهل روز، اتفاق ناگواری برا فرزندشان افتاده بود. همسایه ماهواره دارد، دختر همسایه با این بچه تیپ متفاوتی دارد. بعد از چهل روز، خانواده برمی‌گردد. هم مصیبت‌زده هستند، هم حال رسیدگی ندارند. به نوجوان گیر می‌دهند و نمی‌دانند این گیرها کار درستی نیست. اصلاً برایشان مقدور نیست. بعد می‌آیند می‌بینند بچه از دست رفته.»این روایت، تلخ‌ترین شکل همان «پاسکاری» است. جایی که والدینِ دلسوز، با نیت خوب، نوجوانشان را به فردی می‌سپارند که هیچ سنخیتی با مدل تربیتی خودشان ندارد. نه از سر بدی، از سر ناچاری. اما ناچاری هم نمی‌تواند جلوی آسیب را بگیرد. «انعطاف در بحران خیلی مهم است. ولی انعطاف یعنی کوتاه کردن زمان بحران، نه تغییر دادن مرجع تربیتی هر چند روز یک بار.» یک باور غلط: «نوجوان بزرگ شده، دیگر مشکلی ندارد»خیلی از والدین فکر می‌کنند وقتی نوجوان به سنی می‌رسد که می‌تواند از خودش مراقبت کند، دیگر بحران نمی‌تواند به او آسیب بزند. شاه‌آبادی اما می‌گوید این یک اشتباه بزرگ است. «نوجوان در بحران، به اندازهٔ یک کودک آسیب‌پذیر است. فقط آسیبش شکل دیگری دارد. کودک ممکن است گریه کند، شب‌ادراری بگیرد. نوجوان ممکن است سکوت کند، عقب‌نشینی کند، یا برعکس، پرخاشگر شود. هر دو آسیب‌دیده‌اند، فقط علامتشان فرق می‌کند.»
و این شاید مهم‌ترین نکته‌ای باشد که شاه‌آبادی در این بخش از گفتگو به آن اشاره می‌کند: والدین اغلب آسیب بحران را در نوجوان نمی‌بینند، چون نوجوان بلد است خودش را پنهان کند. اما پنهان کردن، به معنای نبودن نیست. شاه‌آبادی در پایان این بخش از گفتگو تأکید کرد: «وحدت فرماندهی را حفظ کنید. از پاسکاری بپرهیزید. زمان بحران را کوتاه کنید، نه اینکه بگویید من اصلاً بحران را حذف می‌کنم. حذف بحران ممکن نیست. اما مدیریتش ممکن است. کافی است بدانید آسیب اصلی نه از خود بحران، که از چند تکه شدن مرجع تربیتی می‌آید.»
15:00 - 10 خرداد 1405
خانواده

2 بازنشر3 واکنش
70٫8k بازدید