فرش دستباف قم شکوهی که بر شانههای بافندگان مغفول مانده، استوار است
امروز فرش قم در حالی همچنان یکی از سه قطب اصلی فرش دستباف ابریشم کشور به شمار میرود که تحریمها، گرانی مواد اولیه، افت صادرات، مشکلات بیمه و دستمزد پایین، نفس این صنعت را به شماره انداخته است.
خبرگزاری فارس قم؛ محبوبه حقیقت: قم شهری که نامش با فرش تمام ابریشم گره خورده سالهاست بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تولید فرش دستباف ایران شناخته میشود، فرشی که بر دار قالی جان میگیرد تنها محصولی لوکس و هنری نیست؛ حاصل ساعتها کار دقیق، صبر، مهارت و امید بافندگانی است که هر گره را با آرزویی برای آینده میزنند.صنعتی که هم مایه فخر ملی است و هم در لایههای زیرین خود، با مسائل جدی معیشتی و ساختاری دست به گریبان است.
قم یکی از سه قطب اصلی فرش دستباف ابریشم ایران
مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان قم در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به جایگاه تاریخی و تخصصی این استان در صنعت فرش دستباف میگوید: قم در کنار تبریز و اصفهان، یکی از سه قطب مهم تولید فرش دستباف ابریشم در کشور است و شمار زیادی از هنرمندان، استادکاران و فعالان حرفهای حوزه تولید و تجارت فرش در این استان حضور دارند.وحید کریمی با بیان اینکه سابقه فرش شهری قم در قیاس با تبریز و اصفهان کمتر و در حدود ۱۰۰ سال است، میافزاید: با وجود این قدمت کمتر قم به دلیل نوع مدیریت تولید، تنوع بالا در طراحی، رنگآمیزی و تمرکز بر تولید فرش تمامابریشم توانسته به یکی از مهمترین مراکز تولید این محصول در کشور تبدیل شود.به گفته وی استادکاران قمی علاوه بر فعالیت در داخل استان، در ۱۵ استان دیگر نیز برای تولید فرش سرمایهگذاری کردهاند و دار قالی برپا کردهاند؛ ظرفیتی که نشاندهنده نفوذ فنی و هنری فرش قم در جغرافیای فرش ایران است.
۲۰ درصد از ارزش فرش دستباف ایران؛ سهمی که قم برای خود ثبت کرده است
جواد الیاسی از تولیدکنندگان فرش دستباف قم نیز با اشاره به وزن اقتصادی این هنر-صنعت میگوید: فرش دستباف تمام ابریشم که بهطور ویژه با نام قم شناخته میشود از نظر ارزشی حدود ۲۰ درصد تولید فرش دستباف ایران را به خود اختصاص داده است.به گفته او، امروز تولید این فرش در بیش از ۲۳ استان کشور انجام میشود و در بسیاری از مناطقی که تولید فرش در آنها به فراموشی سپرده شده بود، تولیدکنندگان فرش قم با ایجاد اشتغال، جای خالی فعالیتهای گذشته را پر کردهاند.این جایگاه اقتصادی در حالی است که قم تنها یک مرکز تولید نیست؛ بلکه در عمل به یکی از کانونهای انتقال تجربه، سرمایه و الگوی تولید فرش تمامابریشم در کشور تبدیل شده است.
وقتی تحریمها دار قالی را خاموش میکند
اما این شکوه سالهاست زیر سایه سنگین تحریمها و محدودیتهای تجاری قرار گرفته است؛ الیاسی میگوید پیش از تشدید تحریمها از سال ۱۳۹۷ به بعد فرش تمامابریشم قم به کشورهای متعددی از جمله کشورهای حوزه خلیج فارس، خاور دور، روسیه، آمریکا، شمال آفریقا و اروپا صادر میشد، اما پس از اعمال تحریمها، صادرات فرش دستباف ایران تا حدود ۹۵ درصد کاهش یافت و در مقاطعی حتی به صفر رسید.مدیرکل صمت قم نیز تأیید میکند که حدود ۲۰ درصد از صادرات فرش دستباف ایران در گذشته به قم مربوط بوده، اما اکنون به دلیل تحریمهای تجاری صادرات بیشتر بهصورت چمدانی و از مبادی غیررسمی انجام میشود؛ موضوعی که هم حجم صادرات را کاهش داده و هم امکان ثبت و رصد دقیق آمار را دشوار کرده است.بازارهای اصلی فرش قم، از آمریکا و اروپا تا کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس بهشدت محدود شدهاند و اکنون چین یکی از معدود بازارهایی است که هنوز بهطور جدی خریدار فرش تمامابریشم ایران به شمار میرود؛ بازاری که به گفته تولیدکنندگان، بیش از هر چیز به اصالت، برند و شناسه هنری محصول توجه دارد.
بحران تأمین ابریشم گرهای دیگر بر تار و پود تولید
در کنار محدودیتهای صادراتی بحران تأمین مواد اولیه نیز به چالشی جدی برای تولیدکنندگان بدل شده است؛ الیاسی با اشاره به نیاز سالانه کشور به حدود ۸۰۰ تن نخ تکلای ابریشم میگوید: در بهترین شرایط تنها حدود ۱۵۰ تن از این نیاز در داخل تولید میشود و نزدیک به ۶۵۰ تن کسری وجود دارد که باید از خارج وارد شود.او معتقد است تعرفههای بالای گمرکی برای واردات ابریشم، اگرچه با هدف حمایت از تولید داخلی وضع شده اما در عمل به زیان صنعت بزرگتر فرش دستباف تمام شده است؛ به گفته وی در حالی که حدود ۱۵ هزار خانوار نوغاندار در کشور فعالیت میکنند حدود دو میلیون خانواده از طریق بافندگی فرش امرار معاش دارند و سیاستگذاری باید به گونهای باشد که زنجیره بزرگتر اشتغال آسیب نبیند.
انباشت فرش در انبارها و تولیدی که صرفهاش را از دست داده است
یکی دیگر از چالشهای مهم این صنعت الزام به بازگشت ارز حاصل از صادرات است؛ مسئلهای که به گفته فعالان این حوزه، بسیاری از صادرکنندگان را از حضور در بازارهای خارجی منصرف کرده است. الیاسی در این باره میگوید: وقتی صادرکننده میداند در مهلت مقرر امکان بازگرداندن ارز را ندارد از صادرات صرفنظر میکند؛ نتیجه آن دپوی فرش در انبارها، توقف فروش، کاهش تولید و در نهایت بیکاری بافندگان است.این وضعیت در حالی رخ داده که کل صادرات فرش دستباف ایران به کمتر از ۵۰ میلیون دلار رسیده؛ عددی که برای صنعتی با این پیشینه، اعتبار و گستره اشتغال، بسیار ناچیز ارزیابی میشود.
رقابت نابرابر با فرشهای "ابریشمنما"
چالش فرش دستباف قم فقط به تحریم و مواد اولیه محدود نمیشود؛ در سالهای اخیر تولید فرشهای ماشینی با تراکم بالا و ظاهر مشابه فرش ابریشم به یکی دیگر از تهدیدهای جدی این صنعت بدل شده است.به گفته الیاسی بسیاری از این محصولات موسوم به «ابریشمنما» با استفاده از طرحها و نقشههای اصیل فرش قم تولید میشوند؛ در حالی که در گذشته کارخانههای فرش ماشینی مجاز به استفاده از این طرحهای بومی و اصیل نبودند؛ او هشدار میدهد در برخی موارد این فرشها چنان به فرش دستباف نزدیک شدهاند که حتی تشخیص آنها برای برخی فعالان این حوزه در نگاه اول دشوار است و همین مسئله موجب شده در مواردی فرش ماشینی بهجای فرش دستباف به مشتری عرضه شود.این اتفاق، تنها یک رقابت تجاری نیست؛ بلکه ضربهای مستقیم به اعتبار برند فرش قم و اعتماد بازار داخلی و خارجی است.
بافندگانی که بار اصلی تولید را بر دوش دارند اما سهمشان ناچیز است
با این همه شاید مهمترین ضلع بحران فرش قم، وضعیت بافندگان باشد؛ همان حلقه اصلی تولید که بیش از هر بخش دیگری تحت فشار قرار دارد، روایت بافندگان از دستمزدهای پایین، ناپایداری شغلی و هزینههای بالای زندگی، تصویری متفاوت از ویترین پرزرقوبرق فرش دستباف ارائه میدهد.علی رحیمزاده، از اساتید و بافندگان فرش دستباف که بیش از ۲۷ سال سابقه فعالیت در این حوزه دارد، معتقد است بافندگان با وجود آنکه بار اصلی تولید را بر دوش میکشند، از کمترین سهم در زنجیره ارزش برخوردارند، او میگوید: «کسی که فرش میبافد، جایش روی حصیر نیست.»به گفته او، پایین بودن دستمزدها، نبود سازوکار مؤثر برای احقاق حقوق صنفی و بیتوجهی به مطالبات واقعی بافندگان، موجب شده بخش زیادی از فعالان این حرفه نه از سر علاقه، بلکه صرفاا از سر ناچاری به کار ادامه دهند.
زنگ خطر برای آینده: نسل جدید دیگر پای دار قالی نمینشیند
فعالان این صنعت معتقدند ادامه این روند، آینده فرش دستباف را با تهدیدی جدی مواجه میکند، کریمی مدیرکل صمت قم با اشاره به کاهش شمار بافندگان میگوید: عدم افزایش دستمزد قالیبافی متناسب با تورم و تأمین نشدن هزینههای زندگی، منجر به تغییر شغل بسیاری از بافندگان و کاهش استقبال نسل جدید از ورود به حرفه قالیبافی شده است.رحیمزاده نیز با تأکید بر همین مسئله عوامل اصلی بیرغبتی جوانان را شکاف درآمدی، انحصار در تولید و فروش و ضعف در معرفی ظرفیتهای اقتصادی فرش در رسانهها میداند؛ به گفته او اگر این روند اصلاح نشود صنعت فرش بهتدریج نیروی انسانی ماهر خود را از دست خواهد داد.
۱۲ هزار شاغل و ۱۰ هزار کارگاه خانگی؛ ظرفیتی که نیازمند حمایت است
بر اساس اعلام مدیرکل صمت قم در حال حاضر حدود ۱۲ هزار نفر بهصورت پارهوقت و تماموقت در رشتههای مختلف فرش دستباف در استان فعالیت میکنند، همچنین حدود ۱۰ هزار کارگاه خانگی در قم فعال است و در مجموع ظرفیت اشتغال ۴۰ هزار نفری در مشاغل وابسته به فرش دستباف در استان وجود دارد.وی میگوید بیش از ۳۱ هزار نفر از بافندگان فرش دستباف قم تحت پوشش اتحادیه صنفی بافندگان، تولید و فروش و صنوف وابسته فرش دستباف قم قرار دارند و حدود ۳ هزار نفر دیگر نیز زیر پوشش اتحادیه روستایی فرش دستباف استان هستند.این آمارها نشان میدهد فرش دستباف قم فقط یک هنر یا کالای صادراتی نیست، بلکه ستون معیشت هزاران خانوار به شمار میرود، ستونی که اگر تضعیف شود پیامد آن فراتر از یک بخش اقتصادی خواهد بود.
حمایتهایی که هست، اما کافی نیست
به گفته کریمی در حال حاضر امکان استفاده بافندگان از بیمه تأمین اجتماعی یا بیمه اجتماعی صندوق عشایر و روستاییان با تأیید اتحادیه صنفی فرش دستباف وجود دارد؛ همچنین پرداخت تسهیلات مشاغل خانگی به بافندگان فعال و دارای گواهینامه مهارت حرفهای در سنین ۱۸ تا ۵۵ سال از دیگر حمایتهای موجود است.او همچنین از اقداماتی نظیر برگزاری دورههای آموزش ارتقای مهارت، نشستهای علمی و تخصصی، ارتباط فعالان فرش با مراکز دانشگاهی و شرکتهای فناور، تلاش برای ایجاد مرکز رشد فرش دستباف در پارک علم و فناوری قم، و برگزاری رویدادهای نوآورانه برای شناسایی نیازها و چالشهای این صنعت خبر میدهد.با این حال، آنچه از دل روایت بافندگان و تولیدکنندگان برمیآید این است که این حمایتها هنوز نتوانسته مسائل اصلی صنعت، بهویژه در حوزه بازار، صادرات، دستمزد و امنیت شغلی را برطرف کند.
کلام آخر:
فرش دستباف قم امروز بیش از هر زمان دیگری در نقطهای حساس ایستاده است، از یک سو، میراثی هنری و اقتصادی با جایگاهی ممتاز در ایران و جهان، و از سوی دیگر، صنعتی درگیر با تحریم، افت صادرات، بحران مواد اولیه، رقابت فرشهای ابریشمنما و نارضایتی عمیق بافندگانی که اصلیترین سرمایه آن هستند.اگر قرار است فرش قم همچنان شناسنامه هنری ایران باقی بماند این شناسنامه فقط با ستایش از نقش و رنگ حفظ نمیشود بلکه نیازمند بازنگری جدی در سیاستهای حمایتی، اصلاح سازوکارهای صادراتی، تأمین مواد اولیه، صیانت از اصالت طرحها و مهمتر از همه، توجه واقعی به معیشت و منزلت بافندگان است.واقعیت این است که شکوه فرش قم، بر شانههای دستانی بنا شده که سالهاست کمتر دیده شدهاند؛ دستانی که نه فقط تار و پود، بلکه رؤیای زندگی را گره میزنند
16:13 - 20 خرداد 1405