نقش رسانه در میدان آشوب
فضای رسانهای ایران در ماههای اخیر، صحنه یکی از دشوارترین آزمونهای خود بوده است.
خبرگزاری فارس _ البرز : همین چند روز پیش بود که وقوع آشوبهای خیابانی و قطعی گسترده اینترنت، کارکرد رسانههای داخلی را در موقعیتی بیسابقه و سهگانه قرار داد: آنها میبایست هم مرجع خبری یک جامعه بیخبر باشند، هم امنیت روانی را در فضایی آکنده از شایعه حفظ کنند، و هم روایتگر مظلومیت قربانیان حوادث در برابر روایتسازی هدفمند دشمن. گزارشی که میخوانید، واکاوی دغدغههای مطرحشده از سوی متولیان رسانهای استان البرز در مواجهه با این بحران چندوجهی است.صحنه اول: قطعی اینترنت و بحران بیمرجعینخستین و ملموسترین ضربه، قطع گسترده و طولانی مدت دسترسی به اینترنت بینالمللی بود. این اقدام اگرچه با هدف مهار اغتشاش صورت گرفت، اما یک پیامد فوری و خطرناک داشت: ایجاد خلأ اطلاعاتی در جامعه. در چنین شرایطی، رسانههای رسمی داخلی به ناگاه با دو چالش عمده روبرو شدند:1. کاهش شدید دامنه نفوذ: اتکای بخش عمدهای از جامعه، به ویژه نسل جوان، به پیامرسانهای خارجی و شبکههای اجتماعی برای دریافت خبر، باعث شد مخاطبان سنتی رسانههای ملی نیز به ناچار در تاریکی اطلاعاتی فرو روند.2. طوفان شایعات در خلأ: طبیعت بشری در خلأ اطلاعاتی، به تولید و باور شایعه روی میآورد. شبکههای ماهوارهای و رسانههای معاند، از این فرصت حداکثر استفاده را کردند تا با انتشار تصاویر جعلی، ادعاهای نادرست و روایتهای اغراقآمیز، بر آتش التهاب بیفزایند.
محمدباقر فرهند، مدیرکل روابط عمومی استانداری البرز، به این نقطه ضعف حیاتی اشاره میکند: دشمن با تحریف واقعیتها و مصادره تصاویر دردناک، در پی ایجاد یأس و اختلال در ادراک ملی است. این جمله به وضوح نشان میدهد که در آن بازه زمانی، سرعت و جذابیت روایت دشمن، بر دقت و دسترسی رسانه داخلی پیشی گرفته بود. سؤال اینجاست: آیا رسانههای داخلی برای چنین موقعیتهای «آفلاین» اجباری، دارای بانک محتوای از پیش آماده، راهبردهای ارتباطی جایگزین (مثل رادیوهای محلی، اپلیکیشنهای داخلی مقاوم) و پروتکلهای سریع اطلاعرسانی بودند؟ به نظر میرسد پاسخ چندان مثبت نباشد.صحنه دوم: نبرد روایتها؛ مظلومیت در برابر اغتشاشدر قلب این بحران، یک تراژدی انسانی رخ داد: شهادت و مجروحیت شهروندان بیگناه، نیروهای خدمترسان و امنیتی. اینجا بود که دومین وظیفه خطیر رسانهها نمایان شد: روایتگری مظلومیت. دشمن تلاش کرد این قربانیان را یا نادیده بگیرد یا در بهترین حالت، صرفاً به عنوان آمار قربانیان «سرکوب» معرفی کند.ابراهیم نوروزیفر، رئیس سازمان بسیج رسانه، به این نکته کلیدی پرداخت: «باید بررسی کرد که... چه کسانی از این اتفاق سود میبرند... تجربه نشان داده دشمنان... با ایجاد فضاسازی، در نهایت تلاش میکنند نظام را مقصر جلوه دهند.»این اظهارات، ضعف دیگری را نشان میدهد: ناتوانی در تولید روایتهای جذاب، انسانی و چندرسانهای به موقع. روایت رسمی غالباً محدود به بیانیهها و گزارشهای نوشتاری خشک بود، در حالی که رسانههای مخالف با استفاده از تصاویر ویرایش شده و روایتهای احساسی، فضای ذهنی بخشی از جامعه را به تسخیر خود درآورده بودند.
آیا رسانه داخلی برای روایت داستان زندگی یک آتشنشان، پرستار یا شهروندی که در آشوب کشته شد، با همان قدرت تکنیکی و روایی رقبای خود مجهز بود؟صحنه سوم: امنیت خبرنگار؛ حلقه مفقوده شجاعت رسانهایمحمد عباسزاده، مدیرعامل خانه مطبوعات، به عمیقترین ضعف ساختاری اشاره کرد: «اعتماد عمومی، سرمایهای است که بهسختی به دست میآید و بهراحتی از بین میرود.» اما این اعتماد چگونه به دست میآید؟ با عملکرد شفاف، جسورانه و مستقل رسانه. نوروزیفر شرط این شجاعت را چنین بیان کرد: «امنیت خبرنگار شرط شجاعت رسانه است... حمایت از خبرنگار هزینه نیست، سرمایهگذاری برای سلامت جامعه است.»این دقیقاً پارادوکس موجود است. در بحرانی مانند آشوبهای اخیر، جامعه نیازمند گزارشهای میدانی، بررسیهای مستقل و پرسشگریهای بیطرف است تا بتواند به تصویری واقعبینانه دست یابد. اما اگر خبرنگار به دلیل نبود امنیت شغلی، حقوقی و حرفهای، نتواند یا نگران باشد که چنین گزارشهایی را تهیه کند، آنگاه رسانه در ارائه تصویری متعادل و قابل اعتماد ناکام میماند. جمعبندی: درسهایی برای آیندهآشوبهای اخیر و همراهی آن با قطعی اینترنت، برای رسانههای داخلی همچون یک «آزمون فشار» بزرگ عمل کرد. این آزمون چند ضعف کلیدی را برجسته کرد:1. آمادگی ناکافی برای شرایط قطع ارتباط: عدم وجود راهبردهای ارتباطی جایگزین قوی و سریع.
2. کمتوانی در نبرد روایتسازی: ضعف در تولید محتوای جذاب، سریع و چندرسانهای برای مقابله با روایتپردازی حرفهای دشمن.3. مشکل ساختاری امنیت و استقلال: نبود بستر امن و شفاف برای فعالیت حرفهای و نقادانه خبرنگاران که به از دست رفتن اعتماد عمومی میانجامد.راه برونرفت، تنها در شعار تقدیر از رسانه نیست. همانگونه که فرهند، عباسزاده و نوروزیفر به اشکال مختلف اشاره کردند، نیاز به بازنگری اساسی است: سرمایهگذاری روی فناوریهای ارتباطی داخلی مقاوم، آموزش تیمهای رسانهای برای تولید محتوای مؤثر در بحران، و مهمتر از همه، ایجاد چارچوبهای شفاف و مطمئن برای حمایت از استقلال و امنیت حرفهای خبرنگاران. تنها با تقویت این سه پایه است که رسانه میتواند در طوفانهای آینده، نه تنها پناهگاه امن اطلاعاتی جامعه، که سلاحی کارآمد در نبرد بزرگتر «جنگ روایتها» باشد.
17:19 - 14 بهمن 1404