نخلگردانی؛ آیینی از کوچههای یزد تا آسیاببرجی کرج
سالهاست تاسوعا و عاشورا که میشود، از همه شهرهای اطراف میآیند که نخلگردانی هیئت آسیاب برجی کرج را ببینند. نخل روی شانهها بالا میرود، گلوی جمعیت یکصدا "یا حسین" فریاد میزند. جهانی را انگار روی تابوت میبرند.
به گزارش خبرگزاری فارس_البرز؛ سالهاست تاسوعا و عاشورا که میشود، از همه شهرهای اطراف میآیند که نخلگردانی هیئت آسیاب برجی کرج را ببینند. نخل روی شانهها بالا میرود، گلوی جمعیت یکصدا "یا حسین" فریاد میزند. جهانی را انگار روی تابوت میبرند؛قیامت میشود؛ نخل روی سیل جمعیت شناور است و همه بر سرو سینه میزنند؛ سکوت آسمان کرج را فریاد یا حسین(ع) میشکند. نخلبرداری یا نخلگردانی آیین سنتی یزدیهاست که از کوچه پسکوچههای یزد در دلکویر، برای خودش راهی به قلب کرج بازکرده. کرج هم که ایران کوچک است؛ آغوشش برای همه قومیتها از ترک و لُر، عرب و عجم، فارس و بلوچ و ...باز است. مردمی که بذر فرهنگهای رنگارنگشان را در دل ایران کوچک کاشتند و حالا به زیبایی در گوشهگوشه این شهر شکوفا شده. این روزها و شبهای محرم هر کوچه و محله، هر کس به زبانی ذکر حسین(ع) میگوید و در محله آسیاب برجی قدیم یا شهرک شهید فهمیده امروز هم در حسینیه بابالحوائج سنت عزاداری کهن یزدیها برپاست. شاید زیبایی کرج هم به همین باشد که در یک شبِ محرم میشود هم صدای تاریخ یزد را شنید و هم تپش قلب ایران کوچک برای حسین(ع) را حس کرد.
وقتی شانههای کرج زیر نخل حسین(ع) میلرزد
اصلا محرم یزد است و نخلبرداری، از عهد صفویه تا حالا. اما نخلِ آیینی هیچ ربطی به درخت خرما ندارد، شاید تقدس نخل است که این چوببست بزرگ را به نامش زده. نخلِ آیینی به شکل برگ درخت یا شبیه درخت سرو، همان درخت جاودانگی و آزادگی است که هر سال تاسوعا و عاشورا سیاهپوش عزای حسین(ع) میشود. اسکلت آن یک اتاق چوبی مشبک و حجیم بهشکل مکعب مستطیل با یک کفبند است با تیرچهها و ستونهای چوبی بلند که یکسال گوشه حسینیه در رویای سیاهپوشی حسین و اهلش، روزگار میگذراند.نخل آیینی نماد تابوت حسین(ع) است. کربلا اینجاست؛ در حسینیه بابالحوائج آسیاب برجی کرج؛ صدای یا حسین(ع) گوش فلک را کَر میکند؛ نخل روی شانههای جمعیت روان میشود؛ تابوتی به عظمت نام حسین (ع)؛ اینجا کربلاست و داغ همان داغی است که بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز جگر شیعه را میسوزاند. هنوز زمین و زمین بر پیکر بیسر، بیغسل و کفن حسین(ع) روی شنهای داغ نینوا اشک میبارد و هفت آسمان ضجّه میزند. انگار همین حالا پیکر ارباً اربای علی اکبر(ع) و گلوی پاره علیاصغر (ع) بر زمین افتاده؛ انگار همین حالا پیکر قمربنیهاشم(ع) بر گوشه فرات میدرخشد و همین حالا رقیه زیر تازیانه خولیها جان میدهد. جمعیت بر سر و سینهمیزنند. تابوت حسین(ع) در آغوش جمعیت تشییع میشود. هر سال تاسوعا و عاشورا هزاران نفر از گوشهگوشه کرج و شهرهای اطراف میآیند تا نخلبرداری حسینیه بابالحوائج کرج را ببینند.
نخلی که از یزد در کرج ریشهدار شد
اما داستان از اینجا شروع میشود که ۷۰ سال پیش خانواده اسدالله شفیعی یزد را به امان خدا میسپارند و به آسیاب برجی کرج میآیند. آقا اسدالله همینجا به دنیا میآید اما اصالتش که فراموش نمیشود. سال ۶۹ آقا اسدالله و خانوادهاش تصمیم میگیرند آیین خاص یزدیها در محرم را همینجا در دل کرج بنا بگذارند. نخل کوچکی میسازند و زمین ۴۰۰ متری کنار خانهشان را حسینیه میکنند برای یک عمر نوکری اباعبدالله(ع)؛ حسینیه بابالحوائج.
آوازه نخلبرداری کرج به همه جا میرسد و جمعیت از همهجا میآیند برای دیدن یک گوشه از تاریخ یزد در قلب کرج؛ آنقدر که جا برای عزاداری این جمعیت و برداشتن نخل کممیآید. بعد از ۱۰ سال خانواده شفیعی تصمیم میگیرند که حسینیه و نخل را بزرگتر کنند. یک زمین ۶ هزار متری یک گوشه محله میخرند و حسینیه به آنجا منتقل میشود؛ یعنی همین حسینیه فعلی؛ ساده و سنتی و بیآلایش. نخلی میسازند با وزن ۱۹ تن که چوبهایش خشک شده و به حدود ۱۳ تن رسیده و باید ۴۰۰ نفر برای برداشتنش شانه خم کنند زیر تابوت اباعبدالله(ع). اینها را آقا اسدالله میگوید که روز پنجم محرم آمده تا سری بزند به حسینیه و همه چیز را آماده کند برای عزاداری شب و نخلبرداری روزهای تاسوعا و عاشورا. روز عاشورا ۱۲ هزار نفر و روز تاسوعا ۶ هزار نفر را اینجا اطعام میکنند.
زیر سایه نخل
خودش میگوید: اصل نخلبرداری روز عاشوراست که نخل به نشانه تابوت امام حسین(ع) تشییع میشود. اما خیلیها میآیند که حاجت بگیرند. برای همین که جمعیت مدیریت بشود، در روز عاشورا و تاسوعا ۴ بار نخلبرداری را انجام میدهیم؛ روزهای تاسوعا و عاشورا ظهر و شب نخلگردانی میکنیم تا همه از فیضش بهره ببرند و همه بدانند حسین(ع) تنها نیست. وقتی نخل برداشته میشود بار آن حدود ۴ برابر و نزدیک به ۶۰ تن می شود اما هیچکس هیچ فشاری روی دوشش حس نمیکند. تازه گاهی بیمارها و حاجتدارها هم از نخل آویزان میشوند. نخل با ۳ بار یا حسین(ع) بلند میشود و روی شانههای مردم میرود، دست خداست انگار روانش میکند. به نشانه حج نیمه تمام امام حسین(ع) نخل را ۷ بار دور تا دور حسینیه طواف میدهیم. نخل که بلند میشود انگار قلب جمعیت کنده میشود و حال هیچکس دست خودش نیست. هنوز بعد از این همه نخلبرداری که دیدهام، لحظه نخلبرداری حال خودم را نمیفهمم.
خیالت راحت؛ از درِ خانه حسین(ع) دست خالی نمیروی
همه مردم از شهرهای دور و نزدیک میآیند و اینجا دخیل میبندند. اینجا حسینیه بابالحوائج است هرکس بیاید دست خالی نمیرود. خصوصا آنها که برای اولین بار میآیند؛ من که تا حالا ندیدم کسی اینجا از در خانه امام حسین(ع) دست خالی برود. چند روز قبل از محرم، خانمی از تهران آمد با گریه گفت که؛ نوزاد ۶ ماههام توی کماست. امیدم ناامید شده، آمدهام اینجا حاجت بگیرم. ناخودآگاه گفتم؛" برو خیالت راحت. تا برگردی حاجتتو گرفتی."
چند روز بعد آمد، گفت؛" حاجتمو گرفتم. میخوام برنج بدم به هیئت. فقط بهم بگین کجا تحویل بدم؟" گفتم؛" اینجا ما نذری تحویل نمیگیریم. برنجو ببر واسه بچه یتیما.خرج اینجا از بانی تأمین میشه و اگر کسی دلش بخواد، پول نذرشو میریزه به حساب هیات."به نخل نیمه سیاهپوش که وسط حسینیه قامت کشیده خیره نگاه میکند؛ چه میبیند؟! نمیدانم. فقط میگوید؛ ما اینجا نوکر امام حسینیم و او واسطه خیر. مطمئنم هیچکس را دست خالی بر نمیگرداند.تصاویر از: متین جوکار#محرم #نخل_برداری#نخل_برداری_کرج 10:49 - 31 خرداد 1405