چرا برخی به اعدام قاتلان نیروهای فراجا معترض شدند؟
فوق دکتری روانشناسی سلامت با اشاره به اظهارات برخی افراد درباره مخالفت با اعدام قاتلان ماموران فراجا در اغتشاشات سال گذشته، تاکید کرد: این روشها به گونهای طراحی میشوند که مخاطب با فرد خاطی همذاتپنداری کرده و با فعالسازی هیجاناتی نظیر ترحم، از اصل جنایت ارتکابی غافل شود و به صورت گزینشی وقایع اجتماعی را ادراک کند.
گروه سلامت: در پی اجرای حکم اعدام 3 تن از عاملان حمله و آتشزدن مأموران نیروی انتظامی در جریان اغتشاشات دیماه سال گذشته در اصفهان و متعاقب آن شکلگیری موجی از واکنشهای احساسی در فضای مجازی با محوریت شعارهای حمایت از جوانان و ابراز نگرانیهای انساندوستانه و حواشی سازی های مطرح شده توسط برخی سلبریتی ها با «فاطمه فیاض، معاون مرکز روانشناسان ایران مقاوم (مرام)، دانشیار دانشگاه الزهرا (س) و فوقدکتری روانشناسی از دانشگاه تهران»، در گفتوگویی تفصیلی به تبیین ابعاد روانشناختی و اجتماعی این پدیده پرداختیم که در ادامه متن کامل این گفتگو از نظر گرامیتان میگذرد.
خانم دکتر! با توجه به اینکه 3 نفر از قاتلان ماموران نیروی انتظامی در جریان اغتشاشات سال گذشته و به شهادت رساندن آنها به طرز فجیعی، اعدام شدند برخی افراد خاص نگاه به اصطلاح مهربانانه و احساسی نسبت به اعدام این افراد گرفته اند و به نوعی اعدام آنها را زیر سئوال برده اند توضیح دهید که از دیدگاه روانشناختی چرا چنین افرادی اینگونه موضع گیری میکنند؟قوانین جزایی در هر کشوری مبتنی بر مبانی خاص آن کشور تدوین میشود و روشهای اجرای مجازات در کشورهای مختلف متفاوت است. وی سپس به تحلیل روانشناختی موضوع پرداخته و تصریح کرد: آنچه در روانشناسی رسانه قابل بررسی است، این است که فضاسازیهای صورتگرفته از سوی گروهها و جریانهای معاند، بر پایه سه اصل اساسی استوار است: ارائه اطلاعات ناقص، ارائه اطلاعات مغایر با واقعیت، و تحریک هیجانی هدایت شده وقایع. این روشها به گونهای طراحی میشوند که مخاطب با فرد خاطی همذاتپنداری کرده و با فعالسازی هیجاناتی نظیر ترحم، از اصل جنایت ارتکابی غافل شود و به صورت گزینشی وقایع اجتماعی را ادراک کند.نمایش تصاویر احساسی از خانواده متهمان، بزرگنمایی سن کم آنان، و حذف جزئیات مربوط به عمل مجرمانه، همگی ابزارهایی هستند که در روانشناسی رسانه برای تغییر نگرش مخاطب و ایجاد جریانی مغایر با واقعیت به کار گرفته میشوند.
آسیبپذیری نوجوانان و جوانان و نقش مجازات در بازدارندگی اجتماعی فیاض در ادامه با اشاره به اینکه بیشترین تأثیرپذیری از این القائات در میان نوجوانان و جوانان مشاهده میشود، خاطرنشان کرد: این گروه به دلیل اقتضائات سنی نوجوانی مثل هیجان پذیری، استقلال طلبی، جستجوی عدالت و بیشتر در معرض همذاتپنداری با خاطیان قرار میگیرند.وی در تبیین اهمیت مجازات متناسب از منظر روانشناسی اجتماعی، بیان داشت: در روانشناسی اجتماعی، این اصل وجود دارد که در صورت عدم اعمال مجازات مناسب برای رفتارهای مجرمانه، یک چرخه یادگیری در میان افراد ناظر شکل میگیرد. این فرآیند که مبتنی بر شرطیسازی است، باعث میشود که عدم تنبیه مؤثر، به عنوان مجوزی برای تکرار آن رفتار تلقی گردد و به تدریج بازدارندگی ذهنی از بین برود.این استاد روانشناسی دانشگاه الزهرا ابراز کرد: اگر جامعه در برابر خشونتهای فجیع، مجازاتهای متناسب و بازدارنده نداشته باشد، نه تنها امنیت اجتماعی به مخاطره میافتد، بلکه زمینه برای تکرار و افزایش این گونه اقدامات فراهم میشود. بنابراین، چنانچه مردم خواهان امنیت برای خود، خانواده و نیروهای حافظ نظم عمومی هستند، باید از اعمال مجازاتهای متناسب با جرم حمایت کنند.فیاض با اشاره به حکم اعدام صادره، تأکید کرد: حتی این اعدام، به هیچ وجه معادل خشونت فجیعی نیست که علیه مأموران انتظامی اعمال شده است. کسی که مرتکب سوزاندن و شکنجه یک مأمور میشود، با یک اعدام ساده که مدت آن بسیار کوتاه است، مجازات میشود. به عبارت دیگر، این حداقل تنبیه ممکن برای چنین جرمی است.
وی در ادامه تصریح کرد: هرگونه تزلزل یا تعدیل در اجرای مجازاتهای قطعی، پیامدهای منفی اجتماعی در پی خواهد داشت و نشاندهنده انعطافپذیری در برابر جرم است که خود عاملی برای افزایش خشونت خواهد بود. در مقابل، قطعیت و پیشبینیپذیری مجازاتها، نقش مؤثری در کاهش ناهنجاریهای اجتماعی و حرکت جامعه به سمت امنیت و اعتدال ایفا میکند.نقش سلبریتیها در شکلگیری جریانهای هیجانی خانم دکتر درباره نقش سلبریتیها در این گونه جوسازیها توضیح دهید؛ افرادی که به نوعی با سوء استفاده از محبوبیت و نفوذ خود بین جامعه به ویژه جوانان سعی در تطهیر این افراد دارند و به حکم اعدام معترض شده اند.سلبریتیها در جامعه به عنوان الگوهای رفتاری شناخته میشوند و خود به مثابه یک رسانه تمامعیار عمل میکنند. تأثیرگذاری آنان به حدی است که یک موضعگیری ساده میتواند جمعیت عظیمی از مردم را با خود همراه کند. ویژگی رسانههای جمعی و فضاسازیهای مبتنی بر هیجان، این است که با ارائه اطلاعات ناقص و تحریک عواطف، قدرت تفکر انتقادی را از مخاطب میگیرند.» زمانی که مخاطب نسبت به یک سلبریتی احساس علاقه و اعتماد دارد، سخنان او را بدون هیچ گونه تحقیق و تأملی میپذیرد. این فرآیند با فعالسازی الگوریتمهای شبکههای اجتماعی تشدید میشود؛ به گونهای که محتوای مشابه، بارها و بارها در معرض دید کاربر قرار گرفته و هیجانات اولیه را تقویت میکند. نتیجه این است که فرد، به جای تحلیل منطقی، دچار خشم نسبت به مجازاتکننده و ترحم نسبت به مجرم میشود و این دقیقاً به معنای معکوسسازی جایگاه حق و باطل در ذهن اوست.
این استاد روانشناسی دانشگاه الزهرا با اشاره به رویکرد سایر کشورها در قبال مواضع افراد شاخص، خاطرنشان کرد: در بسیاری از جوامع، از جمله آمریکا، نسبت به مواضع افراد تأثیرگذار حتی در سطح استادان دانشگاه حساسیت بسیار بالایی وجود دارد و در صورت اظهارنظرهای خلاف نظر حکومت، با برخوردهای قاطع مثل زندان و اخراج از دانشگاه مواجه میشوند. اما در جامعه ما، متأسفانه گاهی نسبت به مواضع سلبریتیها که خود رسانه محسوب میشوند، حساسیت لازم وجود ندارد.وی در ادامه با اشاره به تناقض موجود در رویکرد برخی سلبریتیها، تصریح کرد: این افراد هنگامی که باید در برابر جنایات علیه کودکان و زنان بیگناه در غزه یا ایران موضعگیری کنند، سکوت اختیار میکنند؛ اما زمانی که یک فرد جانی و محکوم به قصاص، اعدام میشود، به دفاع از او برمیخیزند. این رفتار نشاندهنده نگاه سیاسی و هیجانی به مسائل است، نه نگاه مبتنی بر حقیقت و عدالت.سرایت هیجانات و ماهیت جنگ شناختیفیاض در ادامه به ویژگی سرایتپذیری هیجانات در فضای مجازی اشاره کرده و هشدار داد: هیجاناتی نظیر خشم، تنفر و ترحم، به سرعت در میان افراد جامعه و در بستر رسانههای اجتماعی منتقل میشوند. یک نوجوان با اندکی حضور در شبکههای اجتماعی و مواجهه با محتوای هیجانی و غیرواقعی، میتواند به انباشتی از خشم و کینه دست یابد و با یک تحریک جزئی، همان خشونت را در عرصه واقعی تکرار کند.
وی در تبیین ابعاد جنگ شناختی، افزود: جنگ شناختی، جنگی کاملاً حسابشده است که با هدف تغییر روایتها و معکوسسازی جایگاه گناهکار-بی گناه طراحی میشود. به عنوان مثال، در ایام جنگ رمضان و حملات رژیم صهیونیستی، رسانههای معاند با مانور بر روی آمار تلفات و تغییر ناگهانی روایتها، تلاش میکردند که خشم عمومی را به جای دشمن خارجی، به سمت نظام داخلی معطوف کنند. این دقیقاً همان هدفی است که در جریان فضاسازی پیرامون این حکم نیز دنبال میشود. راهکارهای پیشنهادی و لزوم آموزش سواد رسانهایاین استاد روانشناسی، راهکارهای عملی برای مقابله با این پدیده را بدین شرح برشمرد و افزود: نخستین و ضروریترین اقدام، آموزش سواد رسانهای به آحاد جامعه است تا قدرت تفکر انتقادی و تشخیص درست از نادرست در میان مردم تقویت شود. دوم، نظارت دقیقتر و هوشمندانه بر رسانهها و سلبریتیها، مشابه آنچه در سایر کشورهای جهان انجام میشود. وی تصریح کرد: سوم، تبیین مستمر و شفاف وقایع توسط کارشناسان متعهد، تا مردم با اطلاعات کامل و صحیح، قضاوت کرده و دچار فریبپذیری ناشی از القائات هیجانی و یکسویه نشوند و چهارم ترسیم دقیق انواع مجازات برای انواع جرمها در جامعه و پیش بین پذیر کردن آنهاست.فیاض تأکید کرد: اگر مردم خواهان امنیت پایدار برای خود، خانواده و نیروهای مدافع نظم عمومی هستند، باید از اجرای مجازاتهای قطعی و متناسب حمایت کنند؛ چه اینکه این مجازاتها نه تنها مانعی جدی برای تکرار جنایت محسوب میشوند، بلکه زیرساخت جامعهای امن، سالم و عدالت محور را فراهم میآورند.
11:46 - 7 مرداد 1405