آتلانتیک: از این به بعد، ایران قدرت برتر خاورمیانه است
نشریه آمریکایی روز یکشنبه تأکید کرد که کشورهای غرب آسیا در حال تطیبق خود با واقعیتهای جدید منطقه هستند، چرا که اکنون، نَه آمریکا و نَه اسرائیل، بلکه ایران قدرت برتر منطقه است.
گروه بینالملل خبرگزاری فارس؛ برای سالها، ایران با موازنهای از قدرت در خاورمیانه روبرو بود که به ضرر او رقم خورده بود. این منطقه تحت تسلط یک ابرقدرت متخاصم (آمریکا)، اسرائیلی مسلح به سلاح هستهای و بازیگران محلی مانند مصر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی بود که همسو با آمریکا بودند.اما به نوشته آتلانتیک، امروز ایران در شرایطی کاملاً جدید قرار دارد. این کشور با آمریکا و اسرائیل وارد نبرد شده و در برابر سنگینترین سلاحهای آنها مقاومت کرده است. در نتیجه پس از تجاوز نظامی آمریکا، ایران ساختار قدرت در خاورمیانه و خلیج فارس را کاملاً دگرگون کرده است. قدرت مسلط در این منطقه از این پس ایران خواهد بود، نه آمریکا و نه اسرائیل.نشریه آمریکایی افزود که کشورهای همسایه هماکنون در حال تطبیق خود با این واقعیت جدید هستند و قدرتهای دورتر نیز چنین خواهند کرد. برای سالها، جهان با ایرانی محدود شده سر و کار داشت، اما اکنون دنیا خواهد فهمید که ایران آزاد و مهارناپذیر چگونه است.آتلانتیک افزود که ایران نیازی به توافق با آمریکا ندارد و این فرض که «ایرانِ ضعیف و فقیر» ناگزیر باید با قدرت آمریکا کنار بیاید، تنگه هرمز را باز کند و به فکر ترمیم اقتصاد خود باشد، اشتباه از آب درآمده است. با وجود تمام تجاوزات نظامی، ایران دوام آورده و هیچ امتیازی نداده است. برعکس، ایران پاشنه آشیل آمریکا را عیان کرد: آسیبپذیری همسایگان ایران. یکی از نقاط عطف درگیریهای کنونی در اواسط مارس رخ داد، زمانی که اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی ایران حمله کرد و در مقابل مجتمع راس لفان قطر، بزرگترین تأسیسات گاز مایع طبیعی جهان هدف قرار گرفت.
کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترامپ بلافاصله درک کردند که ایران توانایی پاسخ متقابل دارد. در نتیجه آمریکا حملات به اهداف انرژی ایران را متوقف کرد، به اسرائیلیها دستور مشابهی داد و بعد بدون گرفتن هیچ امتیازی از ایران تجاوزات را متوقف کرد. از آن زمان تاکنون و با وجود تهدیدات فراوان، ترامپ حتی یک بار هم دستور حمله مجدد به زیرساختهای انرژی ایران را صادر نکرده است.این به تنهایی برای تغییر موازنه اهرمهای فشار بین ایران و آمریکا کافی بود. از آوریل تا ماه گذشته (در طول سه ماه)، ترامپ بارها تهدید کرد که حمله عظیم دیگری به ایران انجام خواهد داد. هر بار، ایران تهدید به تلافی کرد، کشورهای حاشیه خلیج فارس درباره عواقب آن هشدار دادند و ترامپ عقبنشینی کرد.پس از سهچهار بار بلوفزنی ترامپ در این موضوع، تهران به این نتیجه رسید که آمریکا دیگر حاضر نیست از نردبان تشدید تنش با ایران، بالا برود. ترامپ در اواسط ژوئن این موضوع را علنی کرد، زمانی که گفت ادامه جنگ به «فاجعه اقتصادی» و حتی احتمالاً «رکود» منجر خواهد شد و او نمیخواهد به «هربرت هوور» تبدیل شود، رئیسجمهور اسبق آمریکا که رکود بزرگ اقتصادی را تجربه کرد.تفاهمنامهای که آمریکا و ایران در ژوئن امضا کردند، این واقعیت را منعکس کرد. اگرچه متن تفاهمنامه تا حد امکان برای حفظ آبروی آمریکا تنظیم شده بود، اما پیروزی آشکاری برای ایران بود. در آن اعلام شد که جمهوری اسلامی ایران، و نه هیچ کشور دیگری، ترتیبات «عبور ایمن کشتیهای تجاری» را از طریق تنگه هرمز فراهم خواهد کرد. ایران در گفتگو با عمان، بدون میانجی یا شرکتکنندگان دیگر، اداره تنگه را «مطابق با قوانین بینالمللی قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی» تعیین خواهد کرد.
به نوشته آتلانتیک، این تفاهمنامه در واقع شکستی را که آمریکا در ماه مارس متحمل شده بود را تدوین کرد.در ادامه، هنگامی که ارتش آمریکا شروع به هدایت نفتکشها از سمت عمان در تنگه هرمز کرد و آتشبس را نقض نمود، ایرانیها تردیدی به خود راه ندادند. از نظر ایرانیها، مسیر عمانی تلاشی از سوی آمریکا برای بازپسگیری آنچه از دست داده بود، محسوب میشد.آمریکا و ایران مدتی درگیر حملات متقابل شدند. وقتی این حملات تأثیری نداشت، ترامپ در ۱۵ جولای هشدار داد که آمریکا «همه نیروگاههایشان را از کار خواهد انداخت» و «همه پلهایشان را» تخریب خواهد کرد، مگر اینکه ایران مذاکره کند. باز هم هیچ حملهای در کار نبود.سپس جهان یکی از دلایل اصلی عقبنشینی آمریکا را فهمید: ذخایر مهمات حیاتی آمریکا به طرز خطرناکی کم شده و رئیس ستاد مشترک ارتش این کشور به دنبال «راه خروج» است.کمبود موشک، خطر یک حمله بزرگ به زیرساختهای ایران را افزایش میداد. آمریکا مجبور میشد جنگندههای بیشتری را در برد پدافندی ایران به کار گیرد و تعداد نسبتاً کمی رهگیر برای محافظت از کشورهای حاشیه خلیج فارس و پایگاههای خود در منطقه در اختیار داشت. خطر تلفات آمریکایی بالا بود، همانطور که خطر برای زیرساختهای انرژی منطقه نیز بالا بود. همچنین هیچ چیز تضمین نمیکرد که چنین حملهای مؤثرتر از بیش از پنج هفته بمباران باشد.اقدامات آمریکا به وضوح نشان داده است که واشنگتن بیش از ایران از تشدید تنش میترسد. گزارش شده است که ترامپ به مشاوران خود گفته است که نمیخواهد دستور حملات بیشتر به ایران را بدهد.
آتلانتیک با اشاره به فهرست خواستههای ایران در مذاکرات از جمله تسلط بر تنگه هرمز نوشت: «یک فاتح مجبور نیست به پای میز مذاکره بازگردد، مگر برای تعیین شرایط تسلیم.»ایران اکنون آن شرایط را تعیین کرده است. ایران ماههاست تصریح کرده است که کنترل تنگه قابل مذاکره نیست. این تصور که همواره توسط دولت ترامپ و رسانهها مطرح میشود که ایرانیها نمیتوانند تصمیم خود را بگیرند و مدام مواضع خود را تغییر میدهند، مزخرف است.از سوی دیگر، نشریه آمریکایی افزود این ایده که ایران با وجود مقاومت در برابر حملات نظامی و تحریمها، اکنون تنها در اثر تحریمها تسلیم خواهد شد، یک توهم است.در روز بزرگداشت شکست پرتغال توسط ایران در تنگه هرمز در سال ۱۶۲۲، رهبری ایران اعلام کرد که «به حول و قوّه الهی، آینده درخشان منطقه خلیج فارس، آیندهای بدون آمریکا خواهد بود».برای ایران، کنترل تنگه هرمز نه یک تجمل است و نه یک برگ برنده است. بلکه با توجه به این احتمال که اسرائیل یا آمریکا ممکن است در آینده دوباره حمله کنند، تنگه هرمز قویترین و مطمئنترین بازدارنده ایران محسوب میشود.همچنین این آبراه، کلید گشودن بسیاری از محدودیتهایی است که نظم جهانی تحت سلطه آمریکا طی دههها برای ایران ایجاد کرده بود، و راه برهم زدن یک سیستم اقتصادی منطقهای و جهانی است که برای حذف و فقیر کردن ایران طراحی شده بود.کنترل ایران بر تنگه هرمز ابزاری مفیدتر از یک سلاح هستهای است. یک سلاح هستهای ممکن است از حمله جلوگیری کند، اما کنترل تنگه به ایران اهرم فشار میدهد. ایران با این ابزار میتواند به دوستان پاداش دهد، دشمنان را مجازات کند، درآمد کسب کند و تحریمها را کاهش دهد. ایران میتواند همه اینها را بدون شلیک یک گلوله انجام دهد.
استراتژی تحریمهایی که برای دههها علیه ایران اجرا شد، بر همکاری بینالمللی متکی بود. کشورهایی که به دسترسی به تنگه وابسته هستند، مانند ژاپن و کره جنوبی، باید بین دسترسی به یک منبع انرژی قابل اعتماد و مشارکت در تحریمهای تحت حمایت آمریکا، یکی را انتخاب کنند. آیا آنها همبستگی با واشنگتن را بر منافع اقتصادی خود ترجیح خواهند داد؟ در نظم جدیدی که ایران ایجاد میکند، یک رژیم تحریم جهانی احتمالاً پایدار نخواهد بود.از سوی دیگر، حاکمان کشورهای حاشیه خلیج فارس که زمانی روی ضمانت امنیتی آمریکا حساب میکردند، اکنون باید با قدرتی که ثابت کرده قادر به شکست حامی آنهاست، کنار بیایند. رد توافقنامههای ابراهیم از سوی عربستان سعودی، به نفع یک پیمان استراتژیک با پاکستان و ترکیه، نشاندهنده وضعیت آینده منطقه است. پیمان ابراهیم نشاندهنده تحکیم قدرت و نفوذ اسرائیل در منطقه و مهار بیشتر ایران بود، اما پیمان مکه کاملاً متفاوت است.نه پاکستان و نه ترکیه، ایران را تهدیدی بزرگ نمیدانند. پاکستان، مانند ایران، روابط نزدیکی با چین دارد، اسرائیل ترکیه را تهدیدی منطقهای دوم، پس از ایران میداند. به جای نظم آمریکایی-اسرائیلی، این موازنهای خواهد بود که با ایران خصومت کمتری دارد، دوستی کمتری با اسرائیل داشته و مستقلتر از آمریکا خواهد بود.علاوه بر این، ذخایر موشکها و رهگیرهای آمریکا زمان زیادی برای بازیابی مجدد نیاز دارند و ممکن است در سالهای آینده در نقاط دیگر جهان مورد نیاز باشند، ایران در تمام این مدت با کمک روسیه و چین در حال تسلیح مجدد خواهد بود و به طور بالقوه میتواند سال آینده آمریکا را در موقعیتی بدتر از امروز قرار دهد.
تأثیرات این وضعیت، بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش خواهد یافت. متحدان آمریکا در آسیا و اروپا میتوانند ببینند که یک جنگ نسبتاً کوتاه، بخش عظیمی از زرادخانه پدافندی آمریکا را مصرف کرده است. آنها میتوانند ببینند که آمریکا جنگی را آغاز کرد که نتوانست به پایان برساند، متحدان خود را در معرض خطر قرار داد و سپس وقتی هزینهها بسیار زیاد شد، از ادامه درگیریها منصرف شد.#ایران_قوی #ایران#آمریکا#آتلانتیک#خاورمیانهبا دنبال کردن صفحه بینالملل فارس در جریان آخرین تحولات جهان قرار گیرید. 19:05 - 1 شهریور 1405