تنشهای ایران و آمریکا؛ روسیه میتواند میانجی باشد؟
در بحبوحه تنشهای میان ایران و آمریکا که بهخاطر بازگشت ترامپ به قدرت و اقدامات رژیم صهیونیستی تشدید شده است، اندیشکده ریاک میگوید که روسیه با توجه به منافعی که از ثبات منطقهای در خاورمیانه بهدست میآورد، میتواند میان تهران و واشنگتن نقش میانجی را ایفا کند.
گروه بینالملل خبرگزاری فارس؛ در ماههای ابتدایی سال ۲۰۲۵ به دلایل متعددی تنشهای میان ایران و آمریکا تشدید شد و اثرات بیثباتکنندهای داشت.تحلیلگر اندیشکده شورای روسیه «ریاک» در این باره مینویسد که اولین دلیل اوجگیری تنشها بدون شک بازگشت رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ به قدرت است. بر همگان آشکار است که او در دوره ریاستجمهوری اول خود در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای ایران (برجام) خارج شد، تحریمهای قبلی را بازگرداند و تحریمهای جدید و شدیدی را علیه تهران اعمال کرد.ترامپ موضعی سختگیرانه در قبال حاکمیت ایران اتخاذ کرد و آن را تهدیدی برای حقوق بشر و ثبات منطقهای خواند. او قبلاً خواستههای شدیدی از ایران مطرح کرده بود. کاهش چشمگیر یا احتمالاً برچیدن کامل برنامه هستهای، دست کشیدن از موشکهای بالستیک قارهپیما و توقف حمایت از گروههای متحد در منطقه از جمله درخواستهای ترامپ از تهران بود.رئیسجمهور آمریکا با وجود ادعاها درباره مذاکره، ایران را تهدید به اقدام نظامی کرد. تحلیلگر همچنین به ترور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهید قاسم سلیمانی اشاره کرد که به دستور ترامپ انجام شد. کارشناس تأکید کرد که ایرانیان سلیمانی را یک جنگجوی شریف و یک سرباز حرفهای میدانند که مردم سوریه و عراق را از جنایات تروریستی نجات داد و از ترور او خشمگین شدند.
بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵ به معنای موج جدیدی از تهدیدها بود. ترامپ در اولین ماه بازگشت خود به قدرت، به ایران دو ماه مهلت داد تا امتیاز بدهد یا با واکنش روبرو شود.دلیل دوم تشدید تنشها میان ایران و آمریکا سیاست تهاجمی و توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی است. به گفته تحلیلگر، بنیانگذار انقلاب اسلامی آیتالله خمینی مدتها اسرائیل را پروژهای استعماری -مهاجرنشین توصیف میکرد که توسط غرب ایجاد شده و ذاتاً به دنبال گسترش از طریق تصرف سرزمینهای کشورهای همسایه مسلمان و ارتکاب جنایات علیه جمعیتهای مسلمان آنها است و هدف نهایی آن ایجاد اجباری «اسرائیل بزرگ» از نیل تا فرات است.اقدامات اسرائیل نسبت به همسایگانش بهویژه پس از به قدرت رسیدن نیروهای افراطی راستگرا، به شدت تهاجمی شده است، دقیقاً همانطور که آیتالله خمینی توصیف کرده بود. به گفته تحلیلگر، ویرانی که این دولت در نوار غزه ایجاد کرده و آن را با خاک یکسان کرده خود گویای همه چیز است.پس از سقوط رهبری قدرتمند بشار اسد در سوریه، اسرائیل بلافاصله از فرصت استفاده کرد و تمام تسلیحات سنگین سوریه را نابود کرد و عملاً این کشور را خلع سلاح کرد. سپس این رژیم اشغالگر به تصرف زمینهای بیشتری از سوریه فراتر از بلندیهای جولان اقدام کرد و تخلفات جدیدی را در آنجا مرتکب شد.به گفته اندیشکده ریاک، سیاست دولت کنونی اسرائیل درباره ایران بر سرنگونی حکومت و نصب مقامات دستنشانده متمرکز است. نخستوزیر رژیم صهیونیستی بنیامین نتانیاهو که به خاطر خصومت بیامان خود با حاکمیت ایران شناخته شده است، آشکارا از تمایل خود برای پایان دادن به آن سخن گفته است.
شایعاتی در فضای رسانهای ایران وجود داشت که اسرائیل ممکن است پسر آخرین شاه ایران رضا پهلوی را بهعنوان رهبر نمادین برای یک «ایران سکولار» در نظر داشته باشد. در داخل ایران دیدگاهها نسبت به سلسله پهلوی به شدت منفی است. به گفته تحلیلگر این سلسله بهعنوان سلسلهای طرفدار غرب دیده میشود که از ریشههای سنتی اسلامی جدا شده، منابع ملی را استثمار کرده و مسلمانان و روحانیون اسلامی را سرکوب کرده است. علاوه بر این اسرائیل مجموعهای از عملیاتها علیه متحدان ایران، بهویژه با هدف قرار دادن حزبالله در لبنان و شبهنظامیان طرفدار ایران در سوریه انجام داد. فرماندهان کلیدی حزبالله و چندین افسر سپاه پاسداران به شهادت رسیدند و انبارهای تسلیحاتی نابود شدند.با وجود همه این تنشها، ایران به دلایل مختلف آغاز مذاکرات را پذیرفت. به گفته اندیشکده، یکی از دلایل این امر تلاش برای بهبود شرایط اقتصادی کشور بود. بر اساس دادههای رسمی، تورم بین 21 مارس و 20 آوریل 2025 به 39 درصد رسید. اگرچه ایران در گذشته نزدیک شرایط بدتری را تجربه کرده است، این ارقام همچنان نگرانکننده هستند. به گفته اندیشکده، مسائل دیگر شامل تغییر دولت در ایران، تغییر نظر بخشی از جامعه سیاسی، فشار افکار عمومی «که در نتیجه جنگ نرمی که کشورهای غربی علیه ایران به راه انداختند» و تلاشها برای کاهش نارضایتی مردم است.
برنامه هستهای؛ سازش ممکن است، تسلیم نهکارشناس مسائل بینالملل افزود که با وجود سالها اتهامات متقابل و از بین رفتن اعتماد، تهران به نظر میرسد آماده مصالحههای تاکتیکی است اما نه تسلیم. وی افزود که رهبر انقلاب آیتالله علی خامنهای با بحث در مورد همه پارامترهای برنامه هستهای، از جمله سطح غنیسازی اورانیوم و شرایط دسترسی بازرسان بینالمللی به تأسیسات هستهای موافقت کرده است.با این حال برچیدن کامل برنامه هستهای به طور گسترده غیرممکن محسوب میشود، زیرا در فرهنگ سیاسی ایران بهعنوان تحقیر ملی تلقی خواهد شد. با توجه به این موضوع، سناریوی در نظر گرفتهشده در تهران شامل این امتیازات احتمالی است: توقف موقت غنیسازی اورانیوم بیش از 60 درصد، کاهش ذخیره اورانیوم با غنای بالا، دسترسی گستردهتر آژانس بینالمللی انرژی اتمی به سایتهای هستهای منتخب و همچنین بیانیهای که اهداف صلحآمیز برنامه هستهای را با تضمینهای قانونی تأیید میکند.در مقابل ایران برای رفع تحریمهای عمده فشار خواهد آورد، نه تنها در بخش مالی بلکه در فناوری از جمله لغو ممنوعیت سرمایهگذاری در صنعت نفت و گاز ایران، محدودیتهایی که از اواخر دهه 1990 اعمال شدهاند.برنامه موشکی ایران موضوعی جداگانه و بسیار حساس باقی مانده است. به گفته تحلیلگر، این برنامه بهعنوان نمادی دستنیافتنی از غرور ملی و خودمختاری استراتژیک تلقی میشود. تحلیلگر افزود که تهران احتمالاً هرگونه پیشنهادی برای کاهش پتانسیل موشکی خود را رد خواهد کرد.
به گفته کارشناس، همه اینها به این معناست که مذاکرات ممکن است، اما دامنه آنها کاملاً محدود خواهد بود، با این حال نتایج دو دور مذاکرات غیرمستقیم اخیر در عمان و رم مقداری خوشبینی ایجاد کرده است.چشمانداز مذاکرات بین ایران و آمریکا تنشهای نظامی را منتفی نمیکند. برعکس در سال جاری هر دو کشور مجموعهای از نمایشهای قدرت را انجام دادند تا پیامی ارسال کنند: «ما از موضع قدرت به مذاکرات نزدیک میشویم.»ایران از یک سو، فعالیتهای نظامی خود را در مرزهای خارجی افزایش داده است. اندیشکده روسی این اقدامات را هم بهعنوان حمایت از شبهنظامیان شیعه و هم بهعنوان نشانهای از آمادگی ایران برای انجام حملات در صورت بروز درگیری تلقی میکند.رزمایشهای نظامی در تنگه هرمز نیز اهمیت ویژهای پیدا کرد، زیرا نیروی دریایی ایران مجموعهای از مانورها را با قایقهای موشکی، مینها و پهپادهای زیرآبی انجام داد. تا 20 درصد از تجارت دریایی نفتِ جهان، حدود 18 میلیون بشکه در روز، از این تنگه عبور میکند. محاصره احتمالی آن بهعنوان آخرین راه برای فشار بر بازارهای بینالمللی در صورت اعمال دور جدیدی از تحریمها در نظر گرفته میشود.علاوه بر این، تحلیلگر میگوید که ایران با گسترش پایگاهها در بوشهر، بندرعباس و هرمزگان حضور نظامی خود را در استانهای جنوبی افزایش داده است. این امر عمق عملیاتی را در صورت حمله آمریکا یا رژیم صهیونیستی ایجاد میکند و روایت داخلی را تقویت میکند که «ایران تسلیم نخواهد شد بلکه آماده دفاع از خود است.»
در مقابل ایالات متحده با استقرار شش بمبافکن استراتژیک B-2 در پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند تلاش کرده که قدرت نظامی خود را نمایش دهد. آمریکا همچنین یک گروه ضربت ناو هواپیمابر به خلیج فارس فرستاد و سامانههای دفاع هوایی را در پایگاههای خود در کویت، قطر و عراق تقویت کرد.بنابراین، تقویت نظامی در منطقه نه تنها آمادگی برای درگیری احتمالی بلکه بخشی از بازی دیپلماتیک است. تهران نشان میدهد که میتواند پاسخ قاطعی بدهد و هر امتیازی که میدهد نشانه تسلیم نیست، بلکه گامی عملگرایانه به سوی ثبات است. در همین حال، واشنگتن آمادگی خود را برای سناریوی نظامی نشان میدهد تا در مذاکرات اهرم فشار به دست آورد.اندیشکده روسی میگوید که هماکنون چند سناریوی مختلف در قبال مذاکرات ایران و آمریکا وجود دارد. سناریوی اول کاهش تنش آمریکا و ایران به توافقی در مورد پرونده هستهای، حتی در قالبی محدود، است. این امر فرصتی کوتاهمدت برای تثبیت ایجاد خواهد کرد. ایران از رفع جزئی تحریمها، افزایش ظرفیت صادرات نفت و جذب سرمایهگذاری در بخشهای کلیدی بهرهمند خواهد شد.در مقابل تهران به شفافیت، کاهش سطح غنیسازی اورانیوم و نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی متعهد خواهد شد. با این حال، حتی این سناریو چندین مسئله مورد اختلاف را برطرف نمیکند.خصومت ایدئولوژیک بین ایران و رژیم صهیونیستی، موضع ثابت تهران در مورد برنامه موشکی، حضور نظامی آمریکا در عراق و خلیج فارس از جمله این مسائل هستند.سناریوی دوم موج جدید تشدید تنش است که در صورت عدم نتیجهگیری مذاکرات، چه به دلیل خواستههای بیش از حد واشنگتن، چه به دلیل امتناع ایران از مصالحه در مسائل حساس، ممکن است رخ دهد.
روسیه بهعنوان میانجیبه گفته اندیشکده ریاک، در میان برنامههای خاورمیانهای ترامپ و گزینههای جهان اسلام در قبال تنشهای ایران و آمریکا، روسیه میتواند بهعنوان یک میانجی بالقوه ظاهر شود. نقش آن نه تنها توسط پویاییهای سیاسی کنونی بلکه توسط پیوندهای عمیق ساختاری که در سالهای گذشته بین مسکو و تهران ایجاد شده، شکل گرفته است.در ماه آوریل هیئتی ایرانی به رهبری وزیر امور خارجه سید عباس عراقچی به مسکو سفر کرد و نتایج اولیه توافق هستهای جدید را با وزیر امور خارجه روسیه سرگئی لاوروف مطرح نمود. فراتر از دیپلماسی هستهای، طرفین طیف گستردهای از مسائل منطقهای، از جمله سوریه، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی را مورد بررسی قرار دادند.
به گفته تحلیلگر، این دیدار بیش از یک ژست دیپلماتیک بود و منعکسکننده منافع واقعی هر دو کشور است. مسکو به جمهوری اسلامی بهعنوان منبعی برای ثبات و شریکی در جهان چندقطبی نوظهور علاقهمند است. تهران نیز از سوی دیگر قطعنامههای علیه روسیه را در سکوهای بینالمللی تأیید نمیکند و به منافع مسکو در منطقه احترام میگذارد.روابط روسیه و ایران نه تنها از نظر سیاسی بلکه از نظر زیرساختی نیز در حال تقویت است. در سال 2023، هر دو کشور پیشرفت قابلتوجهی در پیشبرد کریدور حملونقل بینالمللی شمال -جنوب داشتند، پروژهای که برای اتصال سنپترزبورگ به بندر بمبئیِ هند از طریق ایران طراحی شده است. این ابتکار که توسط روسیه و ایران حمایت میشود، جایگزینی برای مسیرهای لجستیکیِ متمرکز بر غرب ارائه میدهد و موفقیت در آن نیازمند ثبات در ایران است.به گفته تحلیلگر، موضع روسیه روشن است: مسکو مخالف هرگونه بیثباتی در ایران است، زیرا این امر تعادل منطقهای را تهدید میکند، نفوذ غرب را تقویت کرده و شراکت با ایران را به خطر میاندازد. همانطور که سرگئی لاوروف تأکید کرده است روسیه از هر گامی که به کاهش تنش و رفع تحریمها از ایران منجر شود، حمایت خواهد کرد، به شرطی که حاکمیت و قوانین بینالمللی رعایت شوند.
اندیشکده میگوید که روسیه بیش از یک متحد ایران است و یکی از بازیگرانی است که کانالهای ارتباطی مبتنی بر اعتماد را با تهران و چندین کشور غربی حفظ میکند. این امر مسکو را به یک میانجی بالقوه تبدیل میکند، بهویژه در زمانی که آمریکا گزینههای محدودی برای گفتوگوی مستقیم با ایران دارد و میانجیهای اروپایی بخش زیادی از نفوذ سابق خود را از دست دادهاند.#ایران #آمریکا #مذاکره#روسیهبا دنبال کردن صفحه بینالملل فارس در جریان آخرین تحولات جهان قرار گیرید 19:27 - 30 آوریل 2025