چرا باید روحانیون میدان‌دار اعتراض باشند؟

🔻 در این روزها که اغتشاش‌گرانِ پروژه‌بگیرِ اسلحه‌به‌دست در شهرهای مختلف علیه مردم و نظام اسلامی صف کشیده‌اند، عده‌ای می‌پرسند چرا فکری برای ساماندهی و سازماندهی اعتراضات مردمی و واقعی نمی‌شود؟ چرا باید صدای مردم در میان هیاهوی اغتشاش شنیده نشود؟ به هر حال مشکلات معیشتی و اقتصادی را نمی‌توان انکار کرد و باید برای آن فکری اساسی کرد. حتی اگر در کنار این مشکلات، اغتشاش هم شکل بگیرد و عده‌ای بخواهند از آب گل‌آلودِ نارضایتی مردم، به نفع دشمنان نظام اسلامی ماهیِ نحس و نجس براندازی بگیرند، نباید صدای واقعی مردم و مردم واقعی نشنیده باقی بماند.🔻 واقعیت این است که معیشت مردم تحت فشار است و نمی‌شود در برابر آن بی‌تفاوت بود. اما برای سازماندهی و ساماندهی اعتراض مردم چه باید کرد؟ پاسخ‌ها ممکن است متعدد باشد ولی من از منظری دیگر می‌خواهم به آن نگاه کنم: در برابر این مشکلات چه کسانی باید پیش‌قدم شوند؟ و چرا؟ پاسخ من این است که «روحانیون» باید پیش‌قدم و میدان‌دار باشند اما «چرا باید روحانیون میدان‌دار اعتراض باشند؟»
🔹 اول برای اینکه «اعتراض» به «اغتشاش» تبدیل نشود. اگر قرار است اعتراض مردم مسالمت‌آمیز، به‌حق و رو به اصلاح باشد، نیاز به مرجعیت اخلاقی و اجتماعی دارد. مسئله معیشت اگرچه اقتصادی به نظر می‌رسد، اما خیلی زود پیامدهای اجتماعی و سیاسی پیدا می‌کند. تجربه‌های گذشته نشان داده اعتراض‌هایی که بدون چارچوب فکری و بدون هدایت اجتماعی شکل می‌گیرند، مستعد لغزش به سمت آشوب و بی‌نظمی و اغتشاش ‌است، خصوصاً که دشمن نیز بر آن تمرکز دارد. میدان‌داری روحانیت در اعتراض‌های معیشتی به معنای کنترل مردم یا خاموش‌کردن صداها نیست؛ بلکه یعنی ایجاد یک مسیر مشروع برای بیان نارضایتی، مسیری که هم حق اعتراض را به رسمیت می‌شناسد و هم مرزش را با خشونت، تخریب و آشوب و اغتشاش روشن می‌کند.🔹 دوم برای اینکه روحانیت در طول تاریخ ملجأ و پناه مردم بوده است. این جایگاه، محصول پیوند عمیق و تاریخی دین با زندگی روزمره مردم است، نه صرفاً موقعیت رسمی یا اداری روحانیت. در سنت اجتماعی ایران، روحانی کسی بوده که مردم دردشان را بی‌واسطه با او در میان می‌گذاشتند و انتظار داشتند شنیده شوند و پاسخی دریافت کنند. اگر امروز، در حساس‌ترین مسئله زندگی مردم یعنی معیشت، این نقش کم‌رنگ شود، فاصله‌ای جدی میان دین و تجربه زیسته جامعه شکل می‌گیرد. میدان‌داری اعتراض در این موقعیت، در واقع احیای همان نقش تاریخی است: بازگرداندن دین به متن زندگی مردم، و بازگشت روحانیت به جایگاه مطلوب اجتماعی‌اش؛ نه در جایگاه تماشاگر، بلکه به‌عنوان کنشگری مسئول.
🔹 سوم برای اینکه دشمن همواره می‌خواسته معیشت مردم را گروگان بگیرد. معیشت را گروگان می گیرند تا گرانی را بیشتر کنند. فشار اقتصادی یکی از مؤثرترین ابزارها برای ضربه‌زدن به انسجام ملی است؛ ابزاری که می‌تواند نارضایتی به‌حق مردم را به آشوب و بی‌ثباتی تبدیل کند. وقتی اعتراض معیشتی بدون منطق عدالت‌خواهی دینی و بدون توجه به حفظ انسجام ملی پیش برود، به‌راحتی در روایت‌های بیرونی مصادره می‌شود. حضور فعال روحانیت در صف اول مطالبه‌گری اقتصادی می‌تواند این مسیر را عوض کند؛ به‌طوری که مطالبه‌گری، به‌جای خدمت به پروژه‌های بیرونی، به حرکتی اصلاح‌گرایانه بر ساختارهای ناکارآمد و فاسد داخلی تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که عدالت اقتصادی و امنیت اجتماعی به هم گره می‌خورند و روحانیت می‌تواند نقش‌آفرین باشد.🔹 و آخر و مهم‌تر از همه، برای اینکه خداوند از علما پیمان گرفته است که در برابر شکم‌بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند (أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ). این عهد، روحانیون را از بی‌طرفی در برابر فقر و تبعیض و بی‌عدالتی دور می‌کند و آنها را به موضع‌گیری فعال و اثرگذار فرا می‌خواند. در این نگاه، عالم دینی فقط مفسر متن نیست؛ نگهبان عدالت در عرصه عمومی است. اگر اعتراض به وضعیت معیشتی با پرچمداری روحانیت شکل بگیرد، از جنس مسئولیت شرعی و اخلاقی خواهد بود، نه کنش هیجانی یا سیاسی‌کاری. چنین اعتراضی هم می‌تواند مطالبه‌گر باشد و هم سازنده؛ هم صدای مردم را برساند و هم جامعه را از افتادن در دوگانه خطرناک «سکوت یا آشوب» نجات دهد.
08:10 - 13 دی 1404
سیاست
فرهنگ
حوزه و دانشگاه

174 بازدید