بارورسازی ابرها؛ امید و سرمایه اجتماعی

در سال‌های اخیر، تقریباً هر رخداد و مسئله‌ای در کشور ــ از اقتصاد و سیاست گرفته تا محیط‌زیست و خشکسالی به سوژه‌ای برای جریان‌های مخالف و رسانه‌های معاند علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است؛ در حالی که سکوت و بی‌تفاوتی مسئولان در برابر این فضاسازی‌ها، میدان روایت‌سازی را به‌طور کامل در اختیار دشمن قرار داده و زمینه تضعیف اعتماد و سرمایه اجتماعی را فراهم آورده است.
در سال‌های اخیر، تقریباً می‌توان گفت هر اقدام، رخداد و وضعیتی در کشورمان به سوژه‌ای برای تولید محتوا علیه نظام تبدیل شده است.از اقتصاد و سیاست و ورزش گرفته تا فرهنگ، محیط زیست و حتی وضعیت آب‌وهوا، همگی به دستاویزی برای جریان‌های مخالف و معاند نظام جمهوری اسلامی بدل شده‌اند؛ موضوعی که مسئولان از آن آگاه‌اند، اما در عمل توجه چندانی نشان نمی‌دهند. این بی‌اعتنایی باعث شده طرف مقابل میدان را خالی ببیند و روایت‌سازی یک‌طرفه را با قدرت بیشتری دنبال کند.در ماه‌های اخیر، هم‌زمان با تشدید آثار خشکسالی، بار دیگر شاهد فعالیت‌های مستمر و پرحجم رسانه‌های ضدانقلاب علیه نظام بوده‌ایم. آنان ابتدا تبعات خشکسالی و تأثیر منفی آن بر زندگی مردم و محیط زیست را بزرگ‌نمایی کرده و سپس علت این وضعیت را سوءمدیریت و تصمیم‌گیری‌های نادرست معرفی می‌کنند. با انتشار منظم و هدفمند محتوا، نارضایتی اجتماعی را افزایش داده و سرمایه اجتماعی نظام را هدف قرار می‌دهند؛ اقدامی که متأسفانه در برخی موارد نیز با موفقیت نسبی همراه بوده است.در کنار تلاش دشمن، عامل دیگری که به وخامت این شرایط دامن می‌زند، سکوت و بی‌تفاوتی مسئولان است. در حالی که جریان‌های معاند از مسئله خشکسالی برای تأثیرگذاری گسترده بر افکار عمومی استفاده می‌کنند، نبود روایت رسمی و اطلاع‌رسانی مؤثر از سوی دستگاه‌های کشور سبب شده میدان روایت‌سازی عملاً در اختیار طرف مقابل قرار گیرد.حال سؤال این است: در چنین شرایطی چه باید کرد؟
بی‌تردید بخش زیادی از وضعیت خشکسالی ناشی از عوامل طبیعی، اقلیمی و کاهش بارش‌هاست؛ با این حال می‌توان با اجرای اقدامات اصولی، از شدت آثار آن کاست و در کنار آن مدیریت افکار عمومی را نیز تقویت کرد. یکی از مهم‌ترین اقدامات، اطلاع‌رسانی شفاف و مستمر درباره کارهایی است که واقعاً انجام می‌شود؛ زیرا در نبود اطلاع‌رسانی، حتی اقدامات صحیح و مؤثر نیز دیده نمی‌شوند.به‌عنوان نمونه، «بارورسازی ابرها» یکی از راهکارهای شناخته‌شده برای افزایش بارش و مقابله با خشکسالی است. این موضوع در افکار عمومی به مطالبه‌ای جدی و گسترده تبدیل شده، اما در همین حوزه خلأ مهمی وجود دارد: نبود ارتباط مؤثر میان دستگاه‌های مسئول و مردم.با وجود اهمیت موضوع، تاکنون جز سکوت یا اطلاع‌رسانی‌های ناقص از سوی متولیان چیزی دیده نشده است؛ رویکردی که به افزایش بدبینی عمومی نسبت به عملکرد مسئولان انجامیده است. در این زمینه دو سناریو مطرح می‌شود: یا توان علمی و اجرایی لازم برای بارورسازی ابرها در کشور وجود ندارد، یا اگر وجود دارد، دستگاه‌های مسئول در اقناع افکار عمومی و اطلاع‌رسانی درست موفق نبوده‌اند. هر دو حالت به یک اندازه برای اعتماد عمومی آسیب‌زا هستند.در مجموع، اگر مسئولان با دقت، هوشمندی و بینش صحیح عمل کنند، می‌توانند از تهدید بزرگ خشکسالی، فرصتی برای افزایش سرمایه اجتماعی بسازند. فرصتی که دقیقاً در همان نقطه‌ای نهفته است که مردم چشم‌انتظار توضیح، شفافیت و روایت قابل فهم‌اند.
و این چگونه میسر می‌شود؟با اطلاع‌رسانی دقیق، صادقانه و منطبق بر ذائقه مخاطب، و استفاده از زبانی ساده و مستند (به‌ویژه زبان تصویر) در معرفی اقدامات انجام‌شده در حوزه بارورسازی ابرها؛ نه با مصاحبه‌های خشک و پشت‌میزنشینانه که تنها فاصله مردم و مسئولان را بیشتر می‌کند.فقط در این صورت است که می‌توان با پاسخ دادن به مطالبه واقعی مردم، روزنه‌ای از امید در دل جامعه ایجاد کرد، سرمایه اجتماعی را ارتقا داد و در برابر هجمه سنگین رسانه‌ای دشمن، مقاومت مؤثر نشان داد.
12:40 - 23 آذر 1404
رسانه
لرستان

1367 بازدید