طعم ناب یک رؤیای مشترک

آیین «شاخه نبات» به همت انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۸ دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار شد. ۲۵ زوج جوان در فضایی سرشار از شور و عشق، زندگی مشترک خود را آغاز کردند؛ جشنی که با حال‌وهوایی صمیمی، پر از امید، لبخند و سخنانی الهام‌بخش، قلب‌ها را به هم پیوند زد.
گروه حوزه و دانشگاه خبرگزاری فارس: شاخه نبات، گویی تکه‌ای از ماه است که در جام بلورین چای حل می‌شود؛ شیرینی‌اش روح را نوازش می‌کند و عطرش دل را به پرواز درمی‌آورد. اینجا، در آیین باشکوه «شاخه نبات»، که به دستان پرمهر انجمن اسلامی دانشجویان 1348 دانشکده علوم پزشکی شهید بهشتی برپا شده، 25 زوج جوان با قلب‌هایی لبریز از رویا و چشمانی پر از ستاره، دست در دست هم، به سوی باغی از عشق و همدلی قدم می‌گذارند؛ گامی در مسیر سنت حسنه ازدواج که پیامبر (ص) آن را مایه‌ خیر و برکت زندگی دانسته است.وقتی پا به محوطه‌ مراسم می‌گذارم، نسیمی از شادی و جوانی صورتم را نوازش می‌کند. همهمه‌ی خنده‌های بی‌ریا، مثل نغمه‌ای عاشقانه، فضا را پر کرده است. دختران و پسران جوان، با لبخندهایی که از شوق می‌درخشند، به دنبال گیفت‌های عروسی‌اند، شاید با این آرزوی نهان که روزی خودشان ستاره‌ این آسمان عاشقانه شوند. کنار استند گلی که با شمع‌های رقصان و کیک عروسیِ آراسته به گل‌های بهاری تزئین شده، گروهی با دسته‌گل‌های عروس عکس می‌گیرند. خنده‌هایشان، مثل زنگوله‌های نقره‌ای، در هوا می‌پیچد و هر رهگذری را وامی‌دارد که در دل زمزمه کند: «ای کاش این شادی، نصیب همه عاشقان شود!»
محوطه، با بادکنک‌های گلبهی که مثل حباب‌های رویا در هوا شناورند، انگار تکه‌ای از بهشت است. روی هر بادکنک، آرزویی نوشته شده: «خوشبختی برای همه‌ی جوانان». بنری بر دیوار سالن با عنوان «هر چی تو دلته، از شاخه نبات تا کله قند» خودنمایی می‌کند. این بنر، گویی دفترچه‌ای است از آرزوهای عاشقانه؛ یکی نوشته «داماد باید شازده‌ قصه‌های عاشقانه باشد»، دیگری با شیطنت افزوده «جهان، بوم نقاشی توست، عاشق شو!» و یکی، با خطی لرزان از عشق، نگاشته «پنج سال گذشته، اما قلبم هنوز برای تو می‌تپد، مثل روز اول». این واژه‌ها، مثل شعری از حافظ، دل را به رقص می‌آورند.هلهله‌ عروس و دامادی از سالن، مثل آواز شب‌بیداران عاشق، مرا به سوی خود می‌کشد. وارد سالن که می‌شوم، عروس‌خانم‌ها، در جامه‌های سپید چون پروانه‌های بهاری، با دسته‌گل‌هایی که در دستشان می‌درخشند، قدم به صحنه می‌گذارند. دوستان و هم‌کلاسی‌هایشان با دست‌زدن‌های پرشور، سوت و هلهله‌های عاشقانه، چنان فضا را پر از زندگی می‌کنند که گویی زمین و زمان برای شادی آن‌ها آفریده شده. سالن عقد، که بر سن با گل‌های رنگین و نورهای رویایی آراسته شده، مثل باغی جادویی است که هر نگاه را مسحور می‌کند. در این لحظه، انگار تمام دغدغه‌های دنیا، از سختی‌های روزگار تا تنگناهای زندگی، رنگ می‌بازند و جوانان، زندگی را در ناب‌ترین شکلش، با تمام وجود در آغوش می‌کشند.
در میان این شادی بی‌مرز، صدای دکتر سعید عزیزی، روانشناس مراسم، مثل چشمه‌ای زلال، دل‌ها را سیراب می‌کند. با لبخندی که گرمای آفتاب را دارد، می‌گوید: «هر کدام از شما به یک مخاطب خاص نیاز دارید؛ یک هم‌نفس آسمانی که در شادی و غم، دستتان را بگیرد، دلتان را آرام کند و با محبتش، شما را به اوج برساند. می‌گوید: من مخاطب خاصم را یافتم: مادرم، حضرت زهرا (س). وقتی دعا می‌کنم، از او می‌خواهم که همراهم باشد. به شما هم می‌گویم وقتی خانه‌تان را ساختید، تابلویی زیبا بر دیوار زنید و بنویسید السلام علیک یا فاطمه الزهرا. خانه‌تان حرم می‌شود؛ آقا کار می‌کند، نه خسته می‌شود، نه منت می‌گذارد، چون می‌داند آسمان‌ها پاداشش را می‌دهند. این‌گونه، عشق در زندگی‌تان ریشه می‌دواند و قلب‌هایتان پر از نور می‌شود.» این کلمات، مثل باران بهاری، بر دل‌ها می‌بارند و چشمان را از اشک شوق پر می‌کنند.در این فضای سرشار از نور و عشق، شاخه نبات گویی تجلی کلام پیامبر (ص) است که فرمودند: «هر که ازدواج کند، نیمی از دینش را کامل کرده است، پس برای نیم دیگر تقوای الهی پیشه کند.» این مراسم، نه‌تنها جشنی برای پیوند قلب‌هاست، بلکه دعوتی است به سوی مودت و رحمتی که خداوند در دل‌های عاشقان نهاده؛ همان که در قرآن کریم وعده داده شده تا زندگی را به باغی از آرامش و محبت بدل کند. اینجا، هر زوج جوان، با عهدی که می‌بندد، گامی در مسیر این برکت الهی برمی‌دارد.
به سوی عروس‌ها و دامادها می‌روم تا قصه‌ عشقشان را از زبان خودشان بشنوم. سارا حسینی، عروسی با چشمانی درخشان و لبخندی که انگار از ستاره‌ها قرض گرفته شده، می‌گوید: شاخه نبات برای من مثل قصه‌ پریان بود که رنگ واقعیت گرفت. اینجا یاد گرفتم که عشق، مانند رنگین‌کمانی در طوفان، می‌تواند آسمان زندگی را به هزار رنگ زیبا بیاراید.امیر رضایی، دامادی با نگاهی پر از اطمینان و لبخندی گرم، می‌افزاید: ازدواج دانشجویی یعنی با هم از صفر شروع کردن، با هم رویا بافتن. اینجا، در این مراسم، انگار همه‌مان تکه‌ای از قلب هم شدیم. شاخه نبات به ما آموخت که عشق، از هر سختی قوی‌تر است.نازنین محمدی، عروسی که دسته‌گلش را با عشق در دست گرفته، با خنده‌ای شیرین می‌گوید: وقتی وارد سالن شدم، حس کردم پروانه‌ای در باغ بهشت شدم. این مراسم به من یادآوری کرد که زندگی با عشق، مانند باغی پر از گل است که هرگز پژمرده نمی‌شود.
محمد احمدی، دامادی که با غرور کنار عروسش ایستاده، اضافه می‌کند: شاخه نبات فقط یک مراسم نبود، جرقه‌ای بود که به ما نشان داد با هم بودن، یعنی دنیایی پر از امید. ما اینجا قول دادیم که همیشه کنار هم، مانند دو ستاره در یک آسمان، بدرخشیم.شاخه نبات، مثل تکه‌ای از قند پارسی است که در فنجان زندگی حل می‌شود؛ شیرین، مسحورکننده و پر از امید. اینجا، در این جشن عاشقانه، نه تنها عروس‌ها و دامادها، که هر کس در این لحظه حضور دارد، با دلی پر از آرزوهای رنگین، زندگی را به زیباترین شکل لمس می‌کند. این مراسم، نغمه‌ای است که تا ابد در سینه‌ها طنین‌انداز خواهد ماند.پایان پیام/#دانشگاهیان #دانشگاه_شهید_بهشتی #شاخه_نبات #ازدواج_دانشجویی #دانشجو #تأهل
13:18 - 1 خرداد 1404

7 بازنشر20 واکنش
64٫9k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌علی‌
@altest1 خرداد 1404
در پاسخ به
ای کاش حدود شرعی حجاب را در تصویر اصلی خبر رعایت میکردید. پوشاندن ساق دست بانوان واجب است!برای مخاطب مومن نوشتم. برای زن و مرد مومن حکم خدا مهمتر از هرچیزی ست.