جنگ شناختی علیه طوفانالاقصی با هوش مصنوعی چگونه شکل گرفت
مدرس دانشگاه سوره در خبرگزاری فارس رابطه بین هوش مصنوعی و جنگ شناختی و ابعاد و دامنه جنگ شناختی در قرن کنونی را تشریح کرد.
به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، سمیرا خطیبزاده دکترای مدیریت رسانه و عضو هیأت علمی دانشگاه سوره در نشست تخصصی جنگ شناختی، هوش مصنوعی و طوفانالاقصی که با همکاری معاونت پژوهشی دانشگاه بینالمللی سوره در خبرگزاری فارس برگزار شد به تعریف جنگ شناختی و توضیح پروژههای جنگ شناختی در دنیا، رابطه بین هوش مصنوعی و جنگ شناختی و ابعاد و دامنه جنگ شناختی در قرن کنونی پرداخت. وی گفت: در جنگ شناختی، هدف اصلی چیزی فراتر از اقدام نظامی است. کشورهای درگیر در چنین جنگهایی به دنبال تحمیل اراده خود بر طرف مقابل هستند، نه صرفاً ارتکاب به خشونت. در این جنگها، هدف واقعی ایجاد مشروعیت در سطح جهانی و تحمیل اراده بر جبهههای مقاومت است. به عبارت دیگر، اگر دشمن نتواند به پیروزی برسد و ارادهاش در برابر جبهه مقاومت تضعیف شود، احساس شکست میکند.این استاد دانشگاه یادآور شد: در تحولات منطقهای کنونی، اگرچه اسرائیل درگیر کشتار نظامی است، هدف نهایی آن ایجاد تصویری از مشروعیت در سطح جهانی است. به همین دلیل، طرفین مختلف در منازعات جهانی با استفاده از ابزارهای جنگ شناختی، سعی دارند بدون باقی گذاشتن ردپای مستقیم، طرف مقابل را از صحنه کنار بزنند.خطیبزاده اضافه کرد: در جنگ شناختی، اطلاعات به کار گرفته میشود تا طرف مقابل را متقاعد کند، ذهن عمومی را مشوش سازد یا افکار عمومی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. گاهی هدف ایجاد تفرقه و شکافهای عمیق در جوامع مختلف است. این جنگ در سطح سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میتواند رخ دهد. برای مثال، تحریمهای اقتصادی علیه ایران نمونهای از ابعاد اقتصادی جنگ شناختی است.
وی یادآور شد: در این نوع جنگ، ذهن انسانها به عنوان میدان اصلی نبرد شناخته میشود. آنچه در ذهن فرد، چه در جبهه خودی و چه در جبهه دشمن میگذرد، مهم است. به همین ترتیب، نحوه تفکر و عمل هر طرف در این جنگ اهمیت ویژهای دارد. جنگ شناختی تلاش دارد که فرمولهای فکری مردم را تغییر دهد، به گونهای که آنچه که در ذهن آنها قرار میگیرد، مطابق خواسته و هدف طراحان این جنگ باشد.این استاد دانشگاه عنوان کرد: ناتو در سال 2020 پنج حوزه اصلی جنگ زمینی، هوایی، دریایی، فضایی و سایبری را مشخص کرده است که به گفته این سازمان، جنگ شناختی به عنوان مهمترین عرصه شناخته میشود. وزارت دفاع ایالات متحده نیز به همین ترتیب، جنگ شناختی را به عنوان عرصه ششم جنگهای آینده معرفی کرده است. در سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از بودجههای دفاعی به پژوهشهای شناختی و فناوریهای مرتبط با آن اختصاص یافته است. برای مثال، در پاییز 2021، کانادا میزبان یک چالش نوآوری به نام "تهدید نامرئی: ابزارهایی برای مقابله با جنگ شناختی" بود، که هدف آن ارائه راهحلهای نوآورانه در زمینه تکنیکها و فناوریهای شناختی بود.
خطیبزاده در ادامه اضافه کرد: در دنیای امروز، جنگ شناختی به عنوان یک عرصه جدید نبردهای آینده شناخته میشود. سازمانهای نظامی برجستهای چون ناتو به طور فزایندهای در حال همکاری با دانشگاهها و موسسات تحقیقاتی معتبر در حوزه علوم و فناوریهای شناختی هستند. این همکاریها نشان میدهد که جنگ از عرصههای نظامی به دامنههای جدیدتر، از جمله جنگ شناختی، منتقل شده است. این تحولات به طور واضح پیامی جهانی ارسال میکند که نبردها دیگر محدود به میدانهای جنگ فیزیکی نیستند و ابعاد شناختی به یکی از ارکان اصلی جنگهای آینده تبدیل شدهاند.وی با بیان اینکه اکثر پروژههای تحقیقاتی در زمینه جنگ شناختی به وسیله سازمانهای دفاعی از لحاظ مالی پشتیبانی میشوند گفت: این حمایتها نشاندهنده اهمیت روزافزون این حوزه در استراتژیهای نظامی و دفاعی کشورهای پیشرفته است.عضو هیأت علمی دانشگاه خاطرنشان کرد: در حالی که در عملیات روانی، هدف تحریف باورها و ایجاد اضطراب و استرس در طرف مقابل است، جنگ شناختی به دنبال تغییر نحوه تفکر و تمرکز افراد است. در جنگ شناختی، به جای ایجاد ترس، تلاش میشود تا ذهن و توجه فرد به سوی مواردی خاص هدایت شود. این رویکرد به جای سرکوب رقیب، بر تغییر و هدایت افکار و تصمیمگیریهای فرد متمرکز است.خطیبزاده افزود: در عملیات روانی، تمرکز بر شناسایی و سوءاستفاده از نقاط ضعف طرف مقابل است. این عملیات با هدف ایجاد نتیجهای خاص در ذهن مخاطب اجرا میشود. در مقابل، جنگ شناختی بر تغییر قضاوتها و سوگیریهای شناختی تأکید دارد. در این نوع جنگ، به جای سرکوب یا ایجاد اضطراب، هدف بر ایجاد خطا در قضاوتها و تغییر رفتار فرد در درازمدت است.
وی عنوان کرد: با توجه به این تحولات، میتوان گفت که جنگ شناختی به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از ارکان اصلی استراتژیهای نظامی است. این حوزه از جنگ، در حال حاضر با استفاده از پیشرفتهای علمی و فناوریهای نوین، به یکی از مهمترین ابزارهای تاثیرگذاری در تصمیمگیریها و تحولات جهانی تبدیل شده است.این استاد دانشگاه اضافه کرد: در دوران معاصر، جنگ شناختی به ابزاری حیاتی برای کشورهای غربی تبدیل شده است. این کشورها در تلاش هستند تا از طریق جنگ شناختی، جبهه مقاومت در خاورمیانه و کشورهای چون ایران، حزبالله لبنان و سوریه را تحت تاثیر قرار دهند. هدف اصلی آنها ایجاد سوگیری شناختی در مردم این کشورها است؛ به طوری که مردم خود را به تفکرات رژیم صهیونیستی نزدیک کنند، و به پیادهنظام دشمن تبدیل شوند. در این راستا، اراده آنها به سادگی میتواند از طریق تغییرات ذهنی و شناختی افراد تحقق یابد.جنگ شناختی و ارتباط آن با هوش مصنوعیخطیبزاده با بیان اینکه جنگ شناختی فراتر از مداخله در شناخت طرف مقابل است و با شبیهسازی فرایندهای مغزی ارتباط مستقیم دارد گفت: در این راستا، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای شبیهسازی و نظارت بر مغز و فرایندهای شناختی افراد ضروری است. بسیاری از دولتها در حال سرمایهگذاری گسترده در این حوزه هستند تا بتوانند به این ابزارها دست یابند و از آن برای رسیدن به اهداف خود بهرهبرداری کنند.
وی افزود: جنگ شناختی به عنوان یک علم بینرشتهای، با حوزههایی چون علوم کامپیوتر، روانشناسی، فلسفه و انسانشناسی ارتباط نزدیک دارد. این علم به چگونگی تاثیرگذاری بر فرایندهای ذهنی و شناختی فرد و گروهها پرداخته و از تکنیکهایی همچون فریب شناختی و تغییر نگرشها برای دستیابی به اهداف استفاده میکند.این استاد دانشگاه یادآور شد: در جنگ شناختی، هدف تنها آسیبرسانی به طرف مقابل نیست. این جنگ شامل محافظت از مغز و نظارت بر آن نیز میشود. همچنین، توانمندسازی شناختی و بازتوانی از دیگر ابعاد این جنگ است که در آن برای تغییر نگرشها و مجابسازی افراد از تکنیکهای ویژه استفاده میشود.خطیبزاده اضافه کرد: جنگ شناختی تنها محدود به اهداف نظامی نیست. بسیاری از اقتصاددانان، سیاستمداران و حتی تاجران به دنبال بهرهبرداری از این جنگ برای اهداف اقتصادی، سیاسی یا تجاری هستند. این تکنیکها میتوانند به کسب سود بیشتر و تسلط بر مسائل اجتماعی منجر شوند.وی با بیان اینکه در تحولات اخیر خاورمیانه، جنگ شناختی به ویژه در حوادثی چون طوفانالاقصی در غزه و درگیریهای سوریه به وضوح مشاهده شده است گفت: رژیم صهیونیستی با استفاده از تکنیکهای مختلف مانند قاببندی واقعیت، دروغ بزرگ، مظلومنمایی و اختلافافکنی، سعی در تغییر تصویری که افکار عمومی از این درگیریها دارند، کرده است. این تکنیکها به ویژه در جنگهای اخیر در سوریه و غزه دیده میشود که در آن خطای محاسباتی دشمن به راحتی میتواند نتیجههای فاجعهباری ایجاد کند.
این استاد دانشگاه یادآور شد: جنگ شناختی در حال تبدیل شدن به یکی از ارکان اصلی نبردهای آینده است. این جنگ نه تنها به عرصههای نظامی، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز وارد شده است. با توجه به پیشرفتهای تکنولوژیکی و شبیهسازیهای شناختی، کشورها در حال توسعه این تکنیکها برای تسلط بر افکار عمومی و تغییر نگرشها هستند. خطیبزاده به تکنیک قاببندی اشاره کرد و گفت: تکنیک قاببندی واقعیت در جنگهای رسانهای به معنای انتخاب و بازنمایی بخشی از واقعیت است که میتواند دیدگاههای خاصی را القا کند. در منازعه بین اسرائیل و حماس، رژیم صهیونیستی از این تکنیک برای جابجایی جایگاه ظالم و مظلوم استفاده کرد. بهعبارت دیگر، اسرائیل سعی داشت تا آنچه که در واقع یک اقدام دفاعی و پیشدستانه از سوی حماس بود، بهعنوان یک حمله تروریستی معرفی کند.وی افزود: رژیم صهیونیستی هیچگاه به تشریح دقیق وضعیت فلسطینیها در طول 8 دهه گذشته و علل ظهور گروههایی همچون حماس و جهاد اسلامی نپرداخت. از منظر رسانهای، اسرائیل سعی داشت حقیقت را پنهان کرده و تنها بخشی از آن را که به نفع خود بود، به نمایش بگذارد. این در حالی بود که مردم فلسطین برای بیش از ۸۰ سال از خانه و کاشانهشان اخراج شده، قتل عام و به اسارت گرفته شده بودند. در این زمینه، مقاومت فلسطین بهویژه حماس، بهعنوان یک سازمان نظامی و دفاعی از دل مردم فلسطین شکل گرفت.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: رسانههای اسرائیلی با معرفی حماس بهعنوان یک گروه تروریستی، واقعیتهای پشت پرده حملات اسرائیل را مخفی کردند. در حالی که رژیم اسرائیل در ماههای قبل از عملیات طوفانالاقصی به ترور، آدمربایی و ایجاد توافقات با کشورهای سازشکار در منطقه همچون ترکیه، عربستان و امارات مشغول بود، هدف اصلی آن پاکسازی قومی و نسلکشی در سرزمین فلسطین بود. در چنین شرایطی بود که حماس اقدام به حمله پیشدستانه کرد تا اسرائیل را ضربهپذیر کند.عضو هیأت علمی دانشگاه یادآور شد: در این جنگ رسانهای، اسرائیل با استفاده از قاببندی واقعیت، تلاش کرد تا مظلومیت خود را در برابر مردم فلسطین جلوه دهد و بهنوعی حماس را بهعنوان تهدیدی تروریستی معرفی کند. در حالی که این قاببندی فقط بخش کوچکی از واقعیت را نشان میداد و حقیقت تلخ این بود که فلسطینیها در دفاع از سرزمین خود و در برابر تجاوزات اسرائیل دست به مقاومت زدهاند.خطیبزاده به تکنیک قاببندی واقعیت اشاره کرد و گفت: در جنگهای رسانهای، رژیم صهیونیستی به جای نمایش کل واقعیت، تنها بخش خاصی از آن را به جهانیان عرضه میکند. به این ترتیب، واقعیت به شکلی انتخابی و دستکاری شده نمایش داده میشود تا اهداف خاصی را پیش ببرد. رژیم اسرائیل هیچگاه به بیان واقعیات کامل در تاریخ خود پرداخته و بهویژه در مورد نقش خود در جنوب لبنان در سال 1982 و اشغال بیروت، که به شکلگیری حزبالله لبنان انجامید، سکوت کرده است. در این زمینه، اسرائیل تنها حزبالله را بهعنوان گروهی تروریستی معرفی کرده و نقش اشغالگری خود را نادیده گرفته است.
این استاد دانشگاه یادآور شد: همین شیوه در دیگر مناطق نیز اعمال میشود. در یمن، ظهور انصارالله در پاسخ به تجاوزات عربستان و حمایت از مردم یمن در برابر ظلم و فشارهای خارجی به نفع رژیمهای استکباری نشان داده نمیشود. در جنگ ایران و عراق نیز، بسیج مردمی در دفاع از کشور در برابر تجاوز صدام، بهعنوان یک حرکت دفاعی مشروع نمایش داده میشود، اما رسانههای اسرائیلی تنها بخشهایی از این داستان را که به نفعشان است، روایت میکنند.وی به تکنیک دروغ بزرگ اشاره کرد و گفت: این تکنیک ابتدا توسط هیتلر معرفی شد و به این معناست که یک دروغ بزرگ و غیرواقعی آنقدر تکرار میشود که مردم آن را بهعنوان حقیقت میپذیرند. در آغاز عملیات طوفانالاقصی، رسانهها با استفاده از این تکنیک، ادعاهایی چون سربریدن کودکان اسرائیلی توسط حماس را منتشر کردند. این در حالی بود که خبرنگار سیانان بعدها مجبور به تصحیح این ادعا شد و گفت که دولت اسرائیل نتوانسته است این ادعاها را تایید کند. این دروغها، علیرغم نادرستیشان، اثر خود را در روزهای ابتدایی جنگ گذاشته بود.این استاد دانشگاه عنوان کرد: ادعاهای دیگری نیز از جمله تجاوز به زنان شهرکهای صهیونیستی و نگهداری کودکان اسرائیلی در قفس توسط حماس مطرح شد که هیچگونه سند و مدرکی برای اثبات آنها وجود نداشت. حتی ویدئویی که در ابتدا در سطح جهانی منتشر شد و مدعی حملات به فلسطینیها بود، بعدها توسط تلویزیون فرانسه افشا شد که این ویدئو اصلاً مربوط به غزه نبود و به جنایات داعش در سوریه در سال 2015 تعلق داشت.
خطیبزاده به تکنیک قاببندی واقعیت اشاره کرد و گفت: در حمله به بیمارستانی در غزه، رژیم صهیونیستی ادعا کرد که در زیرزمین بیمارستان کانالهای مخفی حماس وجود دارد که از آنجا حملات به اسرائیل سازماندهی میشود. این دروغ تأثیر زیادی گذاشت و بسیاری از مردم باور کردند، اما پس از تخریب بیمارستان و بررسی زیرزمین، تنها تجهیزات پزشکی یافت شد. با این حال، این تکنیک توانست افکار عمومی را تا حدی تحت تأثیر قرار دهد.وی افزود: حماس با انتشار فیلمی از یک مادر اسرائیلی که با فرزندانش به اسارت گرفته شده بود و مکالمهای بین آنها نشان میداد، تصویر منفی اسرائیل را اصلاح کرد. در این فیلم، نیروهای حماس به مادر اسرائیلی اطمینان میدهند که به آنها آسیبی نخواهند رساند. این اقدام تا حد زیادی توانست اثرات اولیه رسانههای اسرائیلی را کاهش دهد و چهره واقعی حماس را نشان دهد.این استاد دانشگاه گفت: در تکنیک مظلومنمایی پس از عملیات طوفانالاقصی، رژیم اسرائیل سعی کرد خود را بهعنوان قربانی حملات نشان دهد. رسانهها بهطور گستردهای تلاش کردند که اسرائیل را مظلوم و مورد حمله قرار گرفته نشان دهند و حماس را بهعنوان دشمنی خشونتطلب معرفی کنند. این تلاشها با انتشار آمارهایی همچون 41 هزار و 586 شهید و 96 هزار و 210 زخمی، که 60 درصد آنها زنان و کودکان بودند، تحت تأثیر قرار گرفت و بسیاری از مردم جهان در نهایت متوجه شدند که اسرائیل خود مظلومنما است و در واقع مردم غزه و جبهه مقاومت مظلوم واقعی هستند.
خطیبزاده یادآور شد: تکنیک اختلافافکنی در گروههای مقاومت یکی از دیگر تکنیکهای رسانهای اسرائیل، تلاش برای ایجاد اختلاف میان گروههای مختلف مقاومت در جبهه فلسطین و کشورهای حامی آنها بود. رژیم صهیونیستی سعی داشت بین ایران و لبنان، و همچنین میان حماس و جهاد اسلامی تفرقه بیندازد. رسانهها ادعا میکردند که این گروهها در حملات نظامی خود هماهنگی ندارند و در برخی حملات به جای هدف قرار دادن اسرائیل، خانههای فلسطینیها تخریب شده است.وی افزود: در تکنیک سانسور اطلاعات رژیم اسرائیل در ابتدا تلاش کرد تا تلفات و خسارات خود را پنهان کند. آنها از ترس واکنش منفی مردم خود به آمار کشتهها و اسیران، اخبار مربوط به تلفات اسرائیل را سانسور کردند. اما حماس در پاسخ به این سانسور، روزانه اخبار و تصاویری از کشتهها و اسیران اسرائیلی منتشر کرد و نشان داد که حملات آنها هدفمند بوده است. این اقدام حماس به شدت در مقابله با سانسور اسرائیل مؤثر واقع شد و به رسانهها اجازه داد تا تصویر واقعتری از اوضاع به جهانیان نشان دهند.این استاد دانشگاه عنوان کرد: بعد از این که حماس تصاویر کشتهشدگان اسرائیلی را منتشر کرد، اسرائیل تلاش کرد این تصاویر را رد کند و مدعی شد که کشتهشدگان اعراب ساکن سرزمینهای اشغالی بودهاند و نه نیروهای اسرائیلی. این تلاشها برای سانسور بیشتر و تحریف واقعیت، نشاندهنده استراتژی اسرائیل برای جلوگیری از افشای حقیقت در مورد وضعیت خود بود.پایان پیام/
08:03 - 22 آذر 1403