اینجا مُلکِ سلطان است

باید به این خاک، به نامِ صاحبش نگریست. خاکی که به نام ایران است و دژی که به اسم رضا ست. «ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ».
خبرگزاری فارس؛ شیراز: فکر کن خبرها از در و دیوار می‌بارند؛ فکر کن بوق‌های جنگ گوش آسمان را کر کرده‌اند؛ فکر کن به نقشه‌های شومی که روی میزها پهن شده تا بند دلت را پاره کنند؛ فکر کن که دلهره، عین خوره افتاده باشد به جانِ امنیت این مرزها و دریغ از یک نقطه امن در مختصات این خاورمیانه پرآشوب؛ آن‌وقت کجا می‌روی؟سراغ که را می‌گیری تا سایه‌اش را روی سر این مملکت بیندازد و پناهت باشد؟ در کدام قلعه را می‌کوبی تا بی‌منت، شرِّ کفتارها را از این بیشه کم کند؟
۴ MB

قطب‌نمایی رو به پایتختِ آرامش

فکر نکن. بیا. فقط بیا و به پاهای حیران‌ات اجازه بده خودشان مرزهای مملکت سلطان را پیدا کنند. با من بیا تا از میان این اقیانوس متلاطم، تو را به لنگرگاهی ببرم که هیچ طوفانی تا به حال، نتوانسته ستون‌هایش را بلرزاند. بیا تا به چشم‌های نگران‌ات، نوری را نشان بدهم که پس از دیدن‌اش، ترسِ هیچ جنگی در مردمک‌هایت جایی نخواهد داشت.باید از میان ازدحام خط و نشان‌ها رد شویم؛ از میان نقشه‌هایی که برای این خاک کشیده‌اند. این مردم را ببین؛ همان‌هایی که با این تن‌های خسته از تحریم و تهدید، از هزار جغرافیای این سرزمین، روحِ مستحکمشان را آورده‌اند اینجا تا زیر پرچمِ خانه‌زادِ سلطان بایستند.سلطانی به بلندای دماوند، به وسعت فلات ایران و به سخاوت خلیج فارس. سلطان و آقا و سروری که این خاک، شش‌دانگ به نام اوست. اما تو، با من بیا، و بگذار او را، آن فرمانده کل این جغرافیای ناآرام را، همان‌طور که دوست می‌دارد صدا بزنیم؛ یعنی به نام نامی «ضامن».

در آستانه دژ تسخیرناپذیر

همین جا می‌ایستیم؛ زیاد جلو نرو؛ در آستانه صحن انقلاب؛ نگذار رنج تهدیدها دستپاچه‌ات کنند؛ با لذت تماشا کن؛ دقیقا از این جایی که پرچم سبز گنبد طلایی سلطان، بالاتر از تمام پهپادها و موشک‌های جهان، در آسمان می‌درخشد و ما را می‌خوانَد به سوی آرامش.دنبال چه می‌گردی؟ وقتی که تمام دار و ندار امنیتِ ما اینجاست. قصه این خاک، سر دراز دارد. خاکی که به نام ایران است و دژی که به اسم رضاست. «ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ». و به تماشا بنشین که چگونه وقتی در پناه این حصار قرار می‌گیری، فاتح و پیروز باز خواهی گشت.

ضمانتی به وسعتِ یک سرزمین

آرام و متین و موقر بایست. نترس. نلرز. ناامید مباش. تو در پناه خورشید ایستاده‌ای. نگاه مهربانِ فرماندهِ خراسان، بدرقه راه این ملت است.دل دل نکن. اویی که آهو را در برابر نیزه و چنگال صیاد ضمانت کرد، این مملکت را در برابر صف‌آرایی گرگ‌ها رها می‌کند؟ نه، این‌طور نگو. خوب ببین کجا ایستاده‌ای. گنبد را می‌بینی؟ و آن شفق سبزی که روی نقشه ایران می‌پاشد؟ خیالت تخت‌ترین باشد؛ دیگر به هیچ جنگی فکر نکن؛ که ولی‌نعمتِ ما، آقای گرفتنِ زهرچشم از تمام طوفان‌های گذشته و آینده این خاک است؛ فرماندهِ بی‌بدیل، حضرتِ سلطان، آقا، علی بن موسی الرضاست.
08:33 - 9 اردیبهشت 1405
فرهنگ
استان ها
فارس

14 بازنشر13 واکنش
106٫8k بازدید




1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌بهروز پارسی 🇮🇷‌
@Behruz109 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌بهروز پارسی 🇮🇷‌
بهروز پارسی 🇮🇷

@Behruz10  •  8 اردیبهشت 1405

نگهداری و معرفی سردر مسجد جورجیر
مطالبه

نگهداری و معرفی مسجد جورجیر

سردر تاریخی مسجد جورجیر که با قدمت هزار ساله در محله‌ی باب‌الدشت اصفهان واقع شده است از قدیمی‌ترین ابنیه‌ی شهر اصفهان به شمار می‌رود و متاسفانه با سهل‌انگاری مسئولین رو به تخریب است. از مسجد تاریخی جورجیر فقط همین سردر زیبا و ارزشمند باقی مانده و همین سردر هم به خوبی محافظت نمی‌شود! این اثر تاریخی که از دوره دیلمی به یادگار مانده و دارای تزیینات فراوان هنری و اسلامیست با آجرکاری‌های ظریف و هنرمندانه، نقوش اسلامی را به تصویر کشیده اما حتی به درستی به گردشگران معرفی هم نشده و تعداد کمی از مسافران اصفهان نام آنرا شنیده‌اند! حفظ و نگهداری هر اثر تاریخی به عهده‌ی تک‌تک ماست اما مسئولین میراث فرهنگی و شهرداری اصفهان وظیفه‌‌ای بس سنگین‌تری بر شانه دارند.

مردم ایران شهرداری اصفهان سازمان میراث فرهنگی

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه