هشت روز مستمراً تهران بودم میخواستیم کمی از درد مردم کم کنیم اندکی کمک کنیم و بگیم تنها نیستید تمام تلاشمون اینه که زندگی رو زودتر به خونه های مردم برگردونیم و در این بین چقدر ارتباط جدید و همدلی تازه بین ماها اتفاق افتاد آدمهایی که هم تیپ و قیافه هم نبودیم اما از دیدن هم آروم میشدیم آدمهایی که در سختترین لحظات زندگیشون سر میذاشتن روی شونه ما و درد از دست دادن عزیزشون رو گریه میکردن آدمهایی که اولش که میشنیدن ما جهادی هستیم، بهون فحش میدادن و ما رو آدم حکومت حساب میکردن اما بعدش جوری با هم رفیق میشدیم که قضاوتشون در مورد حکومت هم عوض میشد این هشت روز اینقدر اتفاقات پیاپی افتاد که انگاری هشت سال طول کشیده بعضیهاشو دیگه اصلاً یادم نمییاد...#رسول_زارع