انتشار تصویر دستکاریشده از تجمعات دانشجویی، یک خطای ساده رسانهای نیست؛ یک عملیات ادراکی است. وقتی جمعیت با هوش مصنوعی «دوخته» میشود، یعنی طراحان آن به واقعیت میدانی اعتماد ندارند. این همان جنگ روایتهاست؛ جایی که معاندان با ابزار دیجیتال میکوشند ضعف اجتماعی خود را پنهان کنند و از خلأ حضور واقعی، تصویرسازی مصنوعی بسازند.اعتراف ابزار «Grok» به ترکیبی بودن تصویر، نشان میدهد حتی فناوریهای وابسته به جریانهای غربی هم نمیتوانند جعل را پنهان کنند. تجربه سالهای اخیر ثابت کرده هرجا پروژه «بزرگنمایی خیابان» فعال میشود، پشت آن اتاقهای فکر رسانهای بیرون از کشور قرار دارد که هدفشان القای ناامنی و بیثباتی است؛ نه دلسوزی برای دانشجو.واقعیت این است که دانشگاه میدان تضارب آراست، اما تبدیل آن به صحنه عملیات روانی، ظلم به حقیقت و دانشجوست. راهکار روشن است: سواد رسانهای باید جدی گرفته شود، انتشار هر تصویر بدون راستیآزمایی محکوم شود و مطالبه شفافیت از پلتفرمهای خارجی افزایش یابد. در عصر هوش مصنوعی، اگر روایت را دقیق و مستند نسازیم، دیگران آن را بهجای ما «طراحی» خواهند کرد.