یک زن دست فروش جلوی یکی از شعبه های که حساب جاری دارم 15 ساله با بچه های یتیمش که الان دیگه هم بچه دار شدن هم همشون بیمارن کل پول سودشون میریزن در همون بانک 4 تا مدیر عوض کرده یکیش نگفته خانم بیا این وام بگیر یک مغازه اجاره کن در سرما گرما نشسته ای دم درب بانک ولی یک دلال یک وارد کننده خودرو یک بساز بفروش میاد با احترام قهوه میگن شما بفرمایید پشت و ضمن سیستم چاپلوسی اجباری کارمندان میگن شما جون بخواه وام که خوبه،