هیچ اسباب‌بازی‌ای در کمد این بچه نماند

«می‌خوام اسباب‌بازی‌هامو بدم به بچه‌هایی که آمریکا و اسرائیل اسباب‌بازی‌هاشون را سوزوندن»؛ این جمله پوریای شش‌ساله بود که کمدش را از همه اسباب‌بازی‌ها خالی کرد.
خبرگزاری فارس، چهارمحال‌ و بختیاری| سرش را چسباند به شیشهٔ ماشین تا تجمّعات خیابان را بهتر ورانداز کند. برعکس تمام شب‌ها، بی‌حوصله شده بود و از سر و کولمان بالا و پایین نمی‌پرید. حتّی با دیدن مغازه‌هایی که با خوراکی‌های خوشمزه به او‌ چشمک می‌زدند، بهانه‌ی پیتزا نمی‌کرد و با اشک و زاری، قارچ سوخاری نمی‌خواست.

اتّفاقی افتاده؟

خواهرجانم که از این رفتار پوریایِ شش‌ساله‌اش علامت تعجّبی جا خوش کرده بود توی ذهنش و نگرانی کم‌کم داشت هجوم می‌آورد به سویش، پرسید: - عشق مامان! اتفاقی افتاده که این همه ساکتی؟جوابی دستگیر خواهرجانم نشد که نشد.

چرا اسباب‌بازیاتو به هم می‌ریزی؟

به خانه که رسیدیم، پوریا بی‌آنکه لباس‌هایش را درآورد، رفت توی اتاقش و تندتند اسباب‌بازی‌هایش را از توی کمدش در آورد و ریخت توی سبدهای صورتی و قرمز و کیسهٔ طوسی رنگش.خواهرجان که علامت تعجبش بزرگ‌تر شده بود، رفت کنارش و با صدایی که نرم‌تر از قبل بود، دلیل رفتار او را پرسید.- عشق مامان! چرا اسباب‌بازیاتو به هم می‌ریزی؟

جواب عجیب پوریا

لبخندی پر رنگ نشست روی لب‌های باریک پوریا و گفت: - مامانی! می‌خوام اینا رو بدم به همهٔ بچّه‌هایی که اسرائیل و آمریکا اسباب‌بازیا اونا رو خراب‌کردن و آتیش زدن و هیچی ندارن تا باهاش بازی کنن.با این جواب، پوریایی را توی ذهنم مرور کردم که تا پیش از امشب، اجازه نمی‌داد کسی به اسباب‌بازی‌هایش نزدیک شود، چه برسد به آنها دست بزند و آنها را بردارد.هیچ اسباب‌بازی‌ای توی کمد نماند!#امام_شهید#بعثت_مردم#جنگ_رمضان#کودکان_قهرمان#فرزندان_ایران#پوریا
07:33 - 23 اردیبهشت 1405

0 بازدید