اغتشاش مسلحانه؛ جعل خطرناک تاریخ انقلاب
بازخوانی تجربه تاریخی نهضت امام خمینی(ره) نشان میدهد که منطق انقلاب، نه بر گلوله و ناامنسازی، بلکه بر آگاهی عمومی، حضور مردم و نفی خشونت کور استوار بوده است؛ تجربهای که امروز نیز پاسخی روشن به پروژههای مسلحانه و ناامنساز میدهد.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس، سیدمهدی طباطبائی: میانه دیماه سال جاری، برخی خیابانهای کشور شاهد بروز خشونتهایی کمسابقه بود؛ خشونتهایی که نه ناگهانی رخ داد و نه زاییده یک خشم کور اجتماعی. شواهد میدانی، قرائن رسانهای و اعترافات بعدی، همگی از یک واقعیت حکایت داشتند: پیش از آنکه نخستین سنگ پرتاب شود و پیش از شلیک اولین گلوله، سناریوی ناامنسازی در اتاقهای فکر خارج از مرزها طراحی شده بود؛ جایی که جان مردم نه یک خط قرمز، بلکه ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تلقی میشود.چند روز پیش از آغاز آشوبها، حساب کاربری منتسب به موساد در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار پیامی تأملبرانگیز، از «صدها هزار کشته» بهعنوان بهای رسیدن به آنچه «آزادی» نامیده میشد سخن گفت؛ پیامی که عملاً اعلام ورود به فاز خشونت عریان و عبور از هرگونه مرز انسانی بود. محتوای این پیام بهروشنی نشان میداد که هدف، دیگر اعتراض یا مطالبهگری نیست، بلکه کشتار، ارعاب و ناامنسازی جامعه است؛ مسیری که قربانیان اصلی آن، شهروندان عادی، نیروهای امدادی و حافظان امنیت بودند.
توجیهسازی ضدانقلاب برای خشونت و اقدامات تروریستیبا گذشت زمان، پردهها یکییکی کنار رفت. حدود دو هفته پس از درگیریهای خیابانی، خبرنگار یکی از شبکههای رسمی رژیم صهیونیستی ناخواسته به واقعیتی اعتراف کرد که پیشتر بارها از سوی رسانههای ضدانقلاب انکار میشد: مسلحسازی آشوبگران به سلاح گرم توسط بازیگران خارجی. اعترافی که بهوضوح نشان داد کشتهشدن نیروهای امنیتی و شهروندان بیگناه، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه محصول یک پروژه هدایتشده و سازمانیافته بوده است.در این میان، جریانهای ضدانقلاب کوشیدند برای توجیه خشونتهای خیابانی و اقدامات تروریستی، حوادث اخیر را با مبارزات انقلابی دهه ۵۰ مقایسه کنند؛ مقایسهای که نهتنها از نظر تاریخی نادرست است، بلکه در تعارض آشکار با مواضع صریح امام خمینی(ره) قرار دارد.
امام خمینی و نفی صریح خشونت مسلحانهبرخلاف روایتسازی جریانهای معاند، امام خمینی(ره) از آغاز نهضت، بارها و بارها گروههای مختلف را از اقدامات مسلحانه و تروریستی برحذر داشتند. اسناد تاریخی نشان میدهد بسیاری از گروههای مسلح آن دوران، در پی کسب تأیید امام برای آغاز قیام مسلحانه بودند. زمانی که امام خمینی در نجف اشرف تبعید بود، برخی از این گروههای التقاطی بیش از بیست روز به دیدار ایشان میرفتند و با استناد به قرآن و نهجالبلاغه تلاش میکردند مجوز اقدام مسلحانه بگیرند، اما امام صراحتاً مخالفت کرده و هشدار دادند که چنین اقداماتی به نابودی نیروها و بینتیجه ماندن مبارزه میانجامد (صحیفه امام، ج ۱، ص ۴۶۱).در موارد متعدد، از جمله درخواست ترور شاه، ترور حسنعلی منصور، یا اقدامات مسلحانه سازمان مجاهدین خلق، امام خمینی نهتنها مجوزی صادر نکردند، بلکه اساساً منطق ترور و خشونت را فاقد دستاورد راهبردی میدانستند. ایشان تأکید داشتند که ترور، علاوه بر معرفی نهضت بهعنوان یک جریان تروریستی در افکار عمومی جهان، موجب تشدید سرکوب، جایگزینی چهرههای خشنتر و در نهایت ایجاد هرجومرج و ناامنی در کشور میشود (نهضت امام خمینی، ج ۱، ص ۱۱۲۱).
منطق امام بر منطق گلوله پیروز شددر بین گروههای مبارز مسلح، هیأت مؤتلفه اسلامی تلاش می کردند تا از امام خمینی مجوزی برای قیام مسلحانه خود بگیرند ولی امام مخالفت می نمودند. ایشان معتقد بود که از این ترورها نتیجه ای حاصل نمی شود، علاوه بر این، ضررهایی هم دارد که عبارتند از: در دنیا تروریسم معرفی می شویم، حرف منطقی ما را زیر سؤال می برند و سوم این که با کشتن یک فرد، فردی با همان سیاست و یا بدتر از آن جایگزین می شود و آخر از همه این که، مبارزه مسلحانه در کشور هرج و مرج و آشوب به وجود می آورد که امنیت کشور را با خطر جدّی مواجه می کند (نهضت امام خمینی، ج 1، ص 1121).بعد از مدتها دیدیم که این حرکتهای مسلحانه به نتیجه مطلوب بلند مدت نرسید، ولی اندیشه امام خمینی با تلاش خستگی ناپذیرش، برای بیداری مردم و قیام مردم بیدار، ثمر بخش شد که در سال 1356ش مردم آگاه و بیدار ایران اسلامی دست به راهپیمایی علیه حکومت پهلوی زدند. رژیم پهلوی برای سرکوب مردم، آنها را می کشت، ولی مردم میدان را خالی نمی کردند، در سال 1357 ش این تظاهرات علیه رژیم پهلوی گسترده تر و کشتار مردم بیشتر شد. و در نهایت با پیوستن عموم مردم و نظامیها و فرار سران طاغوت وساواکیها، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
فراتر از شواهد میدانی و اعترافات رسانهای، آنچه در اغتشاشات اخیر اهمیت راهبردی دارد، نوع مواجهه طراحان خارجی با جامعه ایران است. دادههای رفتاری نشان میدهد الگوی آشوب نه بر «جذب اجتماعی»، بلکه بر «فرسایش امنیتی» بنا شده است؛ الگویی که پیشفرض آن، بیاهمیت بودن جان شهروندان و تبدیل خیابان به میدان جنگ شهری است. این همان نقطهای است که اغتشاش را از اعتراض جدا میکند و آن را در زمره پروژههای امنیتی تعریف میکند.ناامنسازی؛ بنبست راهبردی پروژه آمریکایی_اسرائیلیدر این چارچوب، استفاده از سلاح گرم، هدفگیری نیروهای حافظ امنیت و تخریب زیرساختهای عمومی، نه رفتارهای خودجوش، بلکه اجزای یک سناریوی کلاسیک ناامنسازی هستند؛ سناریویی که پیشتر در برخی کشورهای منطقه نیز آزموده شده و نتیجهای جز فروپاشی اجتماعی، جنگ داخلی و تداوم بیثباتی نداشته است. تجربههای میدانی منطقه نشان میدهد هر جا خشونت مسلحانه جای مطالبه را گرفته، اولین قربانی آن «مردم» بودهاند، نه ساختارهای قدرت.از منظر تاریخی، تلاش جریانهای معاند برای پیوند زدن اغتشاشات مسلحانه امروز با مبارزات پیش از انقلاب، نوعی تحریف آگاهانه حافظه جمعی است. امام خمینی(ره) نهتنها مشروعیت مبارزه را از اسلحه نگرفت، بلکه بارها هشدار داد که ترور و خشونت، مبارزه را از مسیر مردمی خارج و آن را به بنبست میکشاند. این تمایز راهبردی، یکی از مهمترین دلایل موفقیت انقلاب اسلامی در مقایسه با جنبشهای مسلحانه شکستخورده منطقه بود.
نکته قابلتأمل آن است که طراحان اغتشاشات اخیر، دقیقاً در نقطه مقابل این تجربه تاریخی ایستادهاند. آنها بهجای سرمایهگذاری بر اقناع اجتماعی، به شوک امنیتی روی آوردهاند؛ رویکردی که شاید در کوتاهمدت تصاویر رسانهای تولید کند، اما در میانمدت، موجب ریزش اجتماعی، افزایش انزجار عمومی و تقویت مطالبه امنیت میشود. واکنش گسترده مردم در فاصله گرفتن از خشونتها و تأکید مسئولان بر تفکیک اعتراض از اغتشاش، نشانهای روشن از شکست این محاسبه است.در نهایت، آنچه از مجموع شواهد برمیآید این است که ناامنسازی، نه امتداد انقلاب است و نه ابزار اصلاح؛ بلکه راهبردی فرسایشی است که بیش از هر چیز، سرمایه اجتماعی خودِ طراحان آن را از بین میبرد. تاریخ انقلاب اسلامی نشان داده است که تغییرات پایدار، تنها از مسیر آگاهی، مشارکت عمومی و کنش جمعی مسئولانه عبور میکند؛ مسیری که خشونت مسلحانه همواره در نقطه مقابل آن قرار داشته است.پایان پیام/#اغتشاشات #اعتراضات#امام_خمینی#جنگ 17:05 - 26 ژانویه 2026