رهایی از قفسی به نام دنیا برای عاشقی با آرزوی قلبی شهادت
فرزندم همیشه از من میخواست برای عاقبت به خیری اش دعا کنم، بعدها فهمیدم که این دعا چیزی جز شهادت نبود. او یک نفر بود اما به ارزش هزار نفر، که تمام خوبیهای جهان در وجودش خلاصه میشد.
به گزارش خبرگزاری فارس از کازرون، شهید عبدالخالق رنجبر، مهندس پرواز کادر امداد هوایی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، متولد سال ۱۳۵۹ در تاریخ ۶ فروردین سال ۱۳۹۵ در حین انتقال بیمار از لامرد به شیراز توسط بالگرد هلیکوپتر دچار سانحه شد و به درجه رفیع شهادت نایل آمد. در این سانحه هوایی، ۵ نفر به عنوان کادر پرواز و ۲ نفر از تکنسین اورژانس به شهادت رسیدند.شهید عبدالخالق رنجبر تربیت یافته خانوادهای متدین، مذهبی و انقلابی از بخش جره و بالاده شهرستان کازرون استان فارس است که دختران او به نامهای فاطمه و مائده نیز در همین مسیر ادامه دهنده راه پدر هستند. فاطمه دختر ۱۸ ساله که سال آخر دوره متوسطه دوم تحصیل میکند، از نخبههای فرهنگی کشور است که روز دانش آموز سال گذشته با رهبر معظم انقلاب نیز دیدار داشت. فرزند اول شهید رنجبر در گفتگو با خبرنگار فارس میگوید: ما هیچ گاه نمیتوانیم مصیبت امام حسین و واقعه عاشورا را آن گونه که باید کامل درک کنیم، اما پدرم با زندگی و نحوه شهادتش درک این واقعه را برای ما آسان تر ساخت.بدن پدرم در آن سانحه پرواز تکه تکه شده بود و سر نداشت. وقتی پیکر بی سرش به روی شانه های هزاران نفری که به یاد خوبی ها و مظلومیتش اشک می ریختند به سوی بهشت بدرقه می شد با وجود سن کمی که داشتم عشق را دیدم.عشقی در مراسمی با شکوه، آنقدر که ما را یاد سالار شهیدان می انداخت و ما به واسطه آن آرام تر می شدیم.من آن روزها ۱۰ سال بیشتر سن نداشتم ولی با تمام وجودم فهمیدم دختر شهید بودن چقدر سخت است و این برای مائده خواهر کوچکم خیلی سخت و باور نکردنی بود، طوری که با شنیدن خبر شهادت پدر فقط جیغ کشید و از هوش رفت.
عمه ام هم نام حضرت زینب سلام الله علیهاست. مهربان و صبور. او ما را به کربلا برد تا شاید نبود پدر را بهتر قبول کنیم و با دلتنگیهایمان بیشتر کنار بیاییم. بیشک نقش مادرم در مسیری که پدر انتخاب کرد و جاودانه شد نقشی مهم و تاثیرگزار است و حالا باید جای خالی پدر را نیز برایمان پر کند.مادرم چند روز قبل از شهادت پدر، خواب عجیبی دیده بود خواب ۲ قبر بزرگ و کوچک که به هم متصل هستند.وقتی پرسیده بود که این قبرها متعلق به کیست؟ گفته بودند این قبر بزرگ قبر امام حسین علیه السلام است و آن قبر کوچک را به زودی میفهمید. مادرم چند روزی نگران و پریشان از خوابی که دیده بود، اما شهادت پدرم ما را متوجه این خواب عجیب کرد. پدرم همیشه آرزوی شهادت داشت، سه بار برای اعزام به سوریه اسم نوشته بود اما با توجه به موقعیت شغلی اش با درخواست او مخالفت کرده بودند با تمام این حرف ها اما او آرزویی که در خاک سوریه دنبال میکرد همین جا در وطن خود به آن رسید و چیزی جز این نمیتوانست باشد. حالا من و خواهرم در مسیری سخت قرار گرفتهایم که وظیفه ما را سنگینتر کرده است. فاطمه امیدوار است که ادامه دهنده راه پدر باشد و با تلاش ها و ازخود گذشتگیهای مادرش زهرا در مسیری که پدر برای او و به خاطر او جان داد، بتوانند سربلند بیرون بیایند.با مادر شهید هم کلام میشوم، مادران شهید معمولا با لحنی آرام و بغض آلود همراه با دلتنگیهای خاصی که دارند سخن می گویند، اما انتظاری در فراسوی رشته کلامشان موج میزند.انتظاری که شاید این مادران را به جگرگوشههای گمشدهشان متصل میکند.قطع به یقین اولین کسی که شهید در آن دنیا شفاعتش میکند مادر است.
مادر که ثانیه به ثانیه با فرزندش خاطرات دارد، بانو کوثر بالادهی از خاص بودن فرزندش میگوید. از اینکه از کودکی خوب بود و با اعتقادات مذهبی بزرگ شد.عبدالخالق خودش همیشه مسجد میرفت و بقیه را نیز برای مسجد رفتن تشویق میکرد. علاقه خاصی به دعا و روزه داشت، او همیشه آرزوی شهادت داشت.به قول عامیانه ما "او یک دانه بود"، یک دانه به ارزش هزار دانه، هرگز قبل از من و پدرش قدمی برنمیداشت احترام خاصی برای ما قائل بود. او بعد از گذراندن دوران دانشکده افسری که در دانشگاه امام حسین علیه السلام تهران بود و دورههای آموزشی اش در اصفهان، بعدها در شیراز خدمت میکرد و از جایگاه شغلی خوبی برخوردار بود.من همیشه به داشتنش افتخار می کردم به اوگفتم اینقدر از من میپرسند پسرت چه درجهای دارد و کارش به چه صورت است می گفت مادر بگو کارمند ساده فرودگاه است، هیچوقت به درجه و پست و مقام نناز که همه ما بسته به اعمالمان نزد خداوند درجه بندی می شویم.از تواضع و فروتنی اش همه خبر داشتندعبدالخالق ۲۵ ساله بود که برایش آستین بالا زدیم تا ازدواج کند او با همه شرایطی که مهیا بود اما قبول نکرد که جشن عروسی بگیریم و بعد از جاری شدن خطبه عقد در مراسم ساده دانشجویی به همراه حاجیه زهرا، ماه عسل به زیارت خانه خدا رفته و توفیق حج عمره را داشتند.او هرگز دل به دنیا و زرق و برقش نبست و همیشه به فکر شهادت بود.
یک روز که خواهرانم مهمانمان بودند، در جمعشان نشسته بود و من پشت سر او ایستاده بودم او متوجه حضور من نبود و با خالههایش تعریف میکرد که گفت: باید کم کم مادرم را راضی کنم و بروم. باید ذهن مادرم را آماده کنم که برای دفاع از حرم به سوریه بروم و قطعاً شهید میشوم این آرزوی قلبی من است.باید آنها این آمادگی ذهنی را داشته باشند که من یک روز شهید میشوم. من ناخوداگاه ناراحت شدم و پشت شانههایش زدم و گفتم پسر این چه حرفیه؟ اشک از چشمانم سرازیر شد و گفتم من که طاقت نبودن تو را ندارم این حرفها را نزن، برگشت و با لبخند گفت که مادر شهادت سعادتی است که لیاقت میخواهدو و رضایت خانواده.او همیشه از خدا میخواست که با عزت برود و این عزت را تنها در شهادت میدید هر چند ما خیلی دلتنگ او هستیم اما خوشحالیم که به آرزوی قلبی اش رسید،همیشه تاکید داشت که من دعایش کنم و به من میگفت که مادر برایم دعا کن تا عاقبت بخیر شوم، من همیشه از خداوند عاقبت بخیری فرزندم را میخواستم اما نمیدانستم که منظور او شهادت بود. قطعاً این آرزوی قلبی او بود اما من کامل و واضح نمیدانستم و امروز در نبودش این را خوب درک میکنم او به من میگفت: مادر همیشه سوره حمد و سه بار قل هوالله بخوان و ختم قرآن داشته باش. اعتقادات بسیار قوی داشت از بچگی مومن و نمازخوان بود و مرتب دعای عهد می خواند.هر چند من مخالف بودم اما او مشتاق رفتن به سوریه بود و ارادت قلبی به حضرت رقیه علیهم السلام داشت اما قسمتش این بود که اینجا شهید شود.اسکندر رنجبر، پدر شهید عبدالخالق رنجبر رزمنده ۸ سال دفاع مقدس، ایثارگر و از نیروهای بازنشسته سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است.
وی کلامی رسا با فن بیانی خاص دارد، وقتی از عبدالخالق میگوید؛ حس غرور و بالندگی و افتخارافرینی فرزندش را از میان گفتارش میتوان فهمید. وی گفت: شهید همیشه برای رضای خداوند قدم برمیداشت بسیار مردمدار بود، مرتب صدقه میداد و ذرهای فکر مال دنیا نبود. او همیشه دعای عهد را زمزمه میکرد این دعا را حفظ کرده بود و میخواند. عبدالخالق فردی سادهزیست و خودساخته بود، هرگز نماز و دعاهای مذهبیاش ترک نمیشد.او آرزوی شهادت داشت و چندین بار گفته بود که اگر شهید شدم در تشییع جنازهام روضه حضرت زهراسلام الله علیهم را بخوانید که توسط گروه عشاق الزهرا این دعا در تشییع جنازهاش خوانده شد.تشییع شهید از آستان مقدس سید علاءالدین حسین (ع ) علیه السلام شیراز تا کازرون و از کازرون تا بالاده و از بالاده به طرف گلزار شهدا هر سه بار روضه حضرت زهرا خوانده شد. نن آن روز زیباییهای زیادی دیدم صحنههایی از تشییع جنازه فرزندم که برایم بسیار لذت بخش بود.آنموقع به یاد فرمایشات حضرت آقا افتادم که در مورد تشییع جنازه حسین همدانی فرمودند: حضور این جمعیت زیاد و خلق این همه صحنه و زیبایی نتیجه عمل حاج حسین بود نه خود حاج حسین و من به چشم دیدم شکوه و عظمت آن روز بخاطر عمل عبدالخالق رنجبر بود که از خود کارنامه درخشانی به جا گذاشت و سبکبال دنیا را ترک کرد. ما دُر گرانبهایی را از دست دادیم و دلتنگش هستیم اما برای هر پدر و مادری عاقبت به خیری فرزندان آرزوی قلبی است و خوشحالیم که فرزندم به این آرزوی مشترکان رسید و الحمدالله همسر و دختران ارزشمندی دارد که برای ما به اندازه خود عبد الخالق ارزش دارند.
تمام سالهای بودن شهید خاطره بود و یادآوری تمام خاطراتش خس خوب به ما انتقال میدهد. خوب به یاد دارم که عبدالخالق در روستا یک میش و بره داشت روزی به او گفتم پسرم حالا این ها قیمت خوبی دارد الان میتوانی بفروشی.به من گفت زود با یک قصابی تماس بگیرم همین کار را کردم و او گوسفندان را به دست قصاب داد تا بکشد و تمام گوشتها را خودش بستهبندی کرد و بین فقرا و نیازمندان پخش کرد. حتی ذرهای از این گوشت را برای خودش و خانواده ما قبول نکرد. اخلاق عجیبی داشت همیشه به فکر دیگران بود و اینکه حتماً خیری از آن به دیگران برسد دستگیری از مستمندان اولویت زندگی اش بود بعد از شهادتش فهمیدیم چقدر به نیازمندان کمک میکرده است.من همیشه سجده شکر به جای میآورم و در میان دعاها و راز و نیاز و مناجات با پروردگارم از او سپاسگزاری میکنم که هدیه با ارزشی به من داد و این هدیه را با ارزش از من گرفت تا به او عزت ببخشد و عزت این شهید شامل حال ما هم بشود.وی ضمن بیان این که چهار فرزند دیگر خانواده رنجبر در خط ولایت و رهبر معظم انقلاب هستند گفت: امیدواریم لیاقت این را داشته باشیم که در مسیر فرزندم عبدالخالق و عبدالخالقهای دیگر شایسته قدم برداشته و سربلند بیرون بیاییم.رنجبر در پایان ضمن تشکر از مجموعه خبرگزاری فارس تصریح کرد: قطعا کار خبرنگاران و قلم زدنشان در این عرصه کمتر از شهدا نیست و بی اجر نخواهد ماند. گرامی می داریم یاد و خاطره شهدا را به همه طرقی که ختم به سعادتمندی و عاقبت به خیری است.گزارش: طیبه خسروی#فارس#کازرون#شهید#شهید_عبدالخالق_رنجبر 09:28 - 15 شهریور 1403