عدل و زیست
پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفتهی قوهی قضائیه، در نگاه نخست شامل دو نکتهی نسبتا نامالوف است:- نخست، تأکید بر مسئلهی محیط زیست- دوم، استفاده از لقب عدل منتظَر برای امام دوازدهم (عج).این دو نکته احتمالا جداگانه و فرعی دیده میشوند، و نوعی ذوق ادبی یا چاشنی متنی با حداکثر صرفاً توصیههایی پراکنده به نظر میآیند؛ اما در نگاهی کلاننگر اینها میتوانند در حقیقت بخشی از یک حرکت فراگیرتر باشند که میتوان آن را «نهضت بازپسگیری» نامید.نهضت بازپسگیری در این نگاه، نهضتی است که پس از شهادت رهبر شهید، هم در عرصهی اجتماعی و خیابانی جریان یافته است و هم در سطح مفهومی و دینی.در عرصهی اجتماعی، بیش از صد شب است که مردم با حضور شبانه در خیابانها برای عزاداری رهبر شهید، خیابان را از انحصار نهادهای رسمی و فضای شبه امنیتی دههی شصت خارج کردهاند و دوباره به صحنهی عاملیت مردمی بدل کردهاند.حالا دیگر عکسالعمل عادی به حضور مردم در خیابان سوال «اینجا چه میکنید؟» نیست. پذیرش عادی بودن حضور است. این بازپسگیری خیابان، نشانهی بازگشت مردم به متن حیات اجتماعی است؛ بازگشتی که نشان میدهد خیابان دیگر صرفاً محلی با ملاحظات امنیتی و تحت سیطرهی نهادها نیست، بلکه عرصهی حضور و کنشگری مردم است.در سطح مفهومی نیز، میبینیم که رهبر معظم انقلاب، با تأکید بر مفاهیمی مثل محیط زیست و عدل منتظَر، در حال بازگرداندن مفاهیم اصیل اسلامی و شیعی از فراموشی و تحریف به متن زندگی دینی، فقهی، و قضایی است.این بازپسگیری مفهومی، همسنگ بازپسگیری خیابان است؛ هر دو نشاندهندهی بازگشت به اصل و بنیان دین مصطفوی و امامت مرتضوی هستند.
محیط زیست در سنت اسلامی جایگاهی بنیادین دارد. پیامبر اسلام (ص) حتی در شرایطی چون فتح مکه، مردم را از قطع درختان و شکستن شاخهها نهی کردند. آسیب رساندن بیجا به حیوانات چه در متونی مانند رسالهی حقوق و چه در پیکرهی فقه امری منکَر است.این نشان میدهد که رابطهی انسان با طبیعت بخشی از عدالت و اخلاق دینی است. با گذر زمان و اولویت یافتن مسائل روز در قرون پیشین، این اصل به طور نسبی به حاشیه رفت و کمتر مورد توجه قرار گرفت. اکنون، تصریح دوباره بر محیط زیست در پیام اخیر، در حقیقت بازپسگیری یک مفهوم فراموششده و آوردن آن به متن عدالت اجتماعی و حقوق عامه است.این بازپسگیری، یادآور این نکته است که مفهوم محیط زیست نه یک مفهوم حادث، مدرن، و غربی، بلکه مفهومی بنیادین، دینی، و برخاسته از عدالت اسلامی است. عدالتی که تنها به روابط انسانی محدود نمیشود، بلکه شامل رابطهی انسان با طبیعت نیز هست؛ رابطهای که اگر نادیده گرفته شود، عدالت ناقص خواهد بود.از سوی دیگر، لقب «عدل منتظَر» برای امام دوازدهم، پاسخی به تحریف تاریخی مهدویت است. در برخی خوانشهای تقلیلگرایانهی فرقههای مدعی تشیع، امام دوازدهم چنان تصویر میشود که او را جز یک انتقامگیرندهی خانوادگی نمیبینید؛ در حالی که حقیقت انتظار، برپایی عدالت فراگیر و عمیق در جهان است، و انتقام آل الله ذیل این عدالت معنا پیدا میکند.
کاربست دقیق لقب عدل منتَظَر، بازگرداندن مهدویت به معنای اصلی خود و بیرون آوردن آن از حصار تحریفات تاریخی است. این بازخوانی، نشان میدهد که انتظار نه یک حالت منفعلانه، بلکه یک پروژهی فعال برای تحقق عدالت است؛ عدالتی که حداقلی و محدود و موقت نیست، عدالتی که بنیادین و فراگیر است. عدالتی که هم در سطح اجتماعی و سیاسی و هم در سطح اخلاقی و طبیعی جریان دارد.بدین ترتیب، به کار بردن عبارتهای محیط زیست و عدل منتظَر میتوانند دو وجه یک حرکت واحد باشند: بازپسگیری عدالت از چنگال فراموشی و تحریف و تقلیل در همهی ابعاد، چه در رابطهی انسان با طبیعت و چه در بازخوانی مفاهیم دینی.این همان نهضت بازپسگیری است؛ بازپسگیری خیابان، بازپسگیری مفاهیم، و بازپسگیری عدالت. در این چارچوب، پیام اخیر نه تنها یک توصیهی قضایی یا دینی، بلکه بخشی از یک پروژهی بزرگتر برای بازگرداندن جامعه به اصول بنیادین اسلامی است که برای حفظ کرامت انسانی تعبیه شدهاند؛ پروژهای که هدف آن، احیای عدالت در همهی ساحتها است.
11:30 - 8 تیر 1405