شبی که فوتبال رقیب کنکور شد
کنکور برای هر داوطلب یک داستان است؛ داستانی پر از اضطراب، امید، اشتباههای کوچک و لحظههایی که سالها بعد هنوز با لبخند یا حسرت از آنها یاد میشود.
به گزارش خبرنگار گروه حوزه و دانشگاه خبرگزاری فارس، کنکور فقط چند ساعت نشستن روی یک صندلی و پاسخ دادن به سؤالات نیست؛ پشت هر پاسخنامه، یک دنیا خاطره پنهان شده است. خاطره شبهایی که خواب به چشم نمیآمد، صبحهایی که خانوادهها زودتر از همیشه بیدار میشدند و لحظههایی که یک تصمیم کوچک میتوانست مسیر یک روز بزرگ را تغییر دهد.بعضیها شب قبل از آزمون، کتابها را ورق میزدند، بعضیها مدام ساعت را نگاه میکردند و بعضیها تلاش میکردند آرام بمانند؛ اما در میان این همه اضطراب، یک نفر حالوهوای دیگری داشت؛ داوطلبی که شب قبل از کنکور، بیشتر از آنکه به آزمون فردا فکر کند، پیگیر اتفاقات فوتبال بود.شب کنکور؛ وقتی اضطراب همه را گرفت جز یک نفر«در آن روزهای پرالتهاب که همزمان با برگزاری مسابقات جام جهانی بود، خاطرهای عجیب در ذهنم نقش بسته است.»این را یکی از داوطلبان سالهای قبل که حالا فارغالتحصیل دانشگاه است، میگوید؛ کسی که شب قبل از کنکور، به جای مرور فرمولها و نکتههای آخر، اخبار تیم ملی و فعالیتهای کارلوس کیروش، مربی وقت تیم ملی، در شبکههای اجتماعی را دنبال میکرد.او میگوید که دوستانش که از استرس آزمون پیش رو پر بودند، رفتار او را باور نمیکردند و برایشان عجیب بود که چطور کسی که قرار است فردا یکی از مهمترین آزمونهای زندگیاش را تجربه کند، اینقدر آرام است.اما شاید همین آرامش، چیزی بود که او در آن لحظه به آن نیاز داشت؛ اینکه اجازه ندهد اضطراب، تمام فضای ذهنش را پر کند.صبح آزمون؛ یک مسیر کوتاه با یک آرامش بزرگ
صبح کنکور برای خیلیها با صدای زنگ ساعت، عجله برای آماده شدن و آخرین بررسی وسایل شروع میشود. کارت ورود به جلسه، مداد، پاککن، تراش و هزار بار چک کردن اینکه چیزی جا نمانده باشد.اما برای یک داوطلب، مهمترین بخش آن صبح نه وسایل آزمون بود و نه مسیر رسیدن به حوزه؛ حضور پدر و مادرش بود.او میگوید: «صبح آزمون که بیدار شدم، پدر و مادرم با دلهره پرسیدند که آیا برای رفتن به حوزه آژانس گرفتهام یا نه؟ تعجب کردم؛ گفتم مگر قرار است تنها بروم؟»او اصرار داشت که خانوادهاش همراهش باشند؛ چون میدانست در آن صبح پراضطراب، آرامش حضور آنها چیزی نبود که بتوان جایگزینش کرد.برای خیلی از داوطلبان، پشت درهای حوزه فقط یک خانواده منتظر نیست؛ یک دنیا امید، دعا و نگرانی ایستاده است.توصیهای که زبان را به مرخصی ۱۰ ساله فرستاددر سالهای کنکور، هر داوطلب مجموعهای از توصیهها را میشنود؛ از دوستان، خانواده، مشاوران و کسانی که فکر میکنند راه موفقیت را پیدا کردهاند.اما گاهی یک توصیه، خودش تبدیل به خاطرهای فراموشنشدنی میشود.یکی از داوطلبان میگوید در دوران پیشدانشگاهی، مشاوری به او پیشنهاد کرد برای موفقیت در کنکور، زبان انگلیسی را کنار بگذارد و تمام تمرکزش را روی درسهای آزمون بگذارد.او هم این کار را انجام داد؛ اما نه فقط برای چند روز یا چند ماه.«زبان را نه برای ۱۰ روز، بلکه برای ۱۰ سال کامل از زندگیام حذف کردم.»خاطرهای که شاید امروز با خنده تعریف شود، اما یادآور این است که در مسیر کنکور، هر تصمیمی نیاز به فکر کردن دارد.جلسهای که ریاضی همه چیز را تغییر دادگاهی در جلسه کنکور، هیجان از منطق جلو میزند.
یکی از داوطلبان تعریف میکند که بعد از پاسخ دادن به چند سؤال ابتدایی، احساس اعتمادبهنفس زیادی پیدا کرد و تصمیم گرفت بخش زیادی از توانش را روی ریاضی بگذارد.اما این علاقه و هیجان، نتیجهای که انتظار داشت به همراه نداشت.او میگوید: «از شدت علاقه و جوگیری، بیشتر از حد لازم روی ریاضی وقت گذاشتم.»زمان اما منتظر نماند؛ و در نهایت، این تصمیم باعث شد فرصتهای دیگری را از دست بدهد و تجربهای متفاوت از جلسه آزمون برایش رقم بخورد.وقتی زمان، آرام و بیصدا گذشتیکی از سختترین لحظههای کنکور، زمانی است که داوطلب فکر میکند هنوز فرصت دارد؛ اما ناگهان صدای پایان آزمون همه چیز را تغییر میدهد.یکی دیگر از داوطلبان از اشتباه محاسباتی خود در زمان آزمون میگوید؛ اشتباهی که ریشه در تجربه آزمونهای آزمایشی داشت.او تصور کرده بود هنوز ۳۰ دقیقه زمان باقی مانده، اما اعلام پایان آزمون نشان داد زمان خیلی زودتر از چیزی که فکر میکرد تمام شده است.گاهی در کنکور، نه یک سؤال سخت، بلکه یک دقیقه از دسترفته میتواند تبدیل به خاطرهای ماندگار شود.کنکور تمام میشود، اما داستانش نهنتایج میآیند، انتخاب رشته انجام میشود و سالها میگذرد؛ اما خاطرات کنکور همچنان باقی میمانند.کسی شب قبل از آزمون دنبال اخبار فوتبال بود، کسی با بدرقه پدر و مادر آرام گرفت، کسی با یک توصیه اشتباه مسیرش را تغییر داد و کسی زمان را از دست داد.کنکور شاید یک آزمون چندساعته باشد، اما برای هر داوطلب، یک داستان چندماهه و گاهی چندساله است؛ داستانی که پایانش روی کارنامه نوشته نمیشود، بلکه در خاطرات زندگی باقی میماند.پایان پیام/#کنکور #آزمون_سراسری 11:52 - 23 مرداد 1405