دست هدایت الهی در انتخاب دو رهبر
گذر زمان بیش از پیش بر همگان آشکار و اثبات کرد که انقلاب اسلامی، همان طور که امام کبیر فرمودند: «انفجار نور و معجزه قرن» است.به عبارت دقیقتر، اصل وقوع یک انقلاب دینی با رویکرد توحیدی بر اساس تفکر و اندیشه اسلام ناب محمدی (صل الله علیه و آله و سلم) در ربع آخر قرن بیستم، با اراده الهی به دلیل «قیام لله» ملت ایران شکل گرفت و برخلاف همه محاسبههای مادی و نظریههای رایج انقلاب در آن زمان به پیروزی رسید.در حالی که این انقلاب از نظر شعار، اهداف و آرمانهای والایش، در برابر تمامی قدرتهای شیطانی و دنیاگرایان قلدر و زورگویان مستکبر قرار گرفت و آنان نیز با تمام قوا کمر به نابودی این حرکت توحیدی ملت ایران بستند؛ اما اکنون ایران با انقلاب اسلامی و نظام ولایی، به صورت معجزهآسا با عبور از جنگ سخت نظامی با آمریکا، به اذعان تمامی کارشناسان و متخصصان امور راهبردی در جهان، به چهارمین مرکز قدرت جهان تبدیل شده است.بنابراین، باید این واقعیت را پذیرفت که ملت ایران به دلیل ماهیت حرکت توحیدی و الهیاش، در پرتو ایمان، معنویت و حرکت مجاهدانه در راه خدا، همواره برای عبور از گردنههای سخت و خطرناک، از نصرت و هدایت الهی برخوردار بوده، و به صورت معجزهآسا از سختترین شرایط عبور کرده است.
نقش رهبر دوم در ماندگاری انقلابهااز جمله شرایط سخت و دشوار برای هر انقلابی، انتقال قدرت از رهبر اول انقلاب، به رهبر دوم است. اگر رهبر دوم در هر انقلابی از جنس رهبر اول در تمامی ابعاد فکری و اندیشهای، اصول و مبانی، جهانبینی و آرمانها، روحیات و منش و سبک زندگی نباشد، احتمال ایجاد انحراف در مسیر آن انقلاب بسیار بالا خواهد بود.بر اساس همین قاعده، دشمنان هر انقلابی، تلاش میکنند با اقدامات پنهانی و شبکهسازی، مسیر را به گونهای پیش میبرند تا بعد از کنار رفتن رهبر اول انقلاب، رهبر دلخواه آنان به قدرت برسد. بسیار روشن است که چنین رهبری، راهی متفاوت از رهبر اول در پیش خواهد گرفت و اینگونه میرایی برای آن انقلاب رقم خواهد خورد.این اتفاق با دسیسههای فراوان در صدر اسلام، برای اولین انقلاب اسلامی پس از رحلت پیامبر عظیمالشأن اسلام رقم خورد و رهبر دوم از نفس، جنس و گونه پیامبر خدا نبود.تمامی انقلابهای معاصر نیز که در همان دهههای اول گرفتار انحراف از اصول و مبانی و آرمانهای خود شدند؛ از قبیل انقلاب فرانسه و شوروی سابق، به دلیل همین رویکردهای متفاوت رهبر دوم با رهبر اول در آن انقلابهاست.هم جنس بودن امامین انقلاب اسلامیاما انقلاب اسلامی، یک استثنا از این نظر است. امام شهید در بیانیه گام دوم، تصریح دارند که انقلاب اسلامی، تنها انقلابی است که یک چله پر افتخار را پشت سر گذاشته، بدون اینکه به شعارها، اهداف و آرمانهای انقلاب خیانت شود.بدون تردید، از دلایل اصلی ماندگاری انقلاب اسلامی، هم جنس بودن رهبر دوم این انقلاب، با رهبر اول انقلاب است.
نکته قابل توجه اینکه تا قبل از رحلت جانسوز حضرت امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه) در ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸، هیچ کس تصور نمیکرد بعد از این رهبر الهی، فردی به نام «سیدعلی حسینی خامنهای» در جایگاه ولایت فقیه به عنوان رهبر دوم جمهوری اسلامی قرار گیرد.اما وقتی خبرگان رهبری پس از بحث و بررسیهای فراوان به این تشخیص رسید و نام مبارک ایشان را به عنوان رهبر دوم انقلاب اسلامی اعلام کرد، همه تیزبینان و اهل معنا و عموم مردم با اخلاص و مجاهدان فیسبیلالله، از این رویداد تاریخی و تاریخساز به منزله معجزهای یاد کردند که با هدایت الهی رقم خورده است.جالبتر آنکه، بیعت عمومی در سال ۱۳۶۸ با امام شهید، هم از نظر شکل و کمیت، و هم از نظر کیفی و اعلام وفاداری خواص و نخبگان، آن هم خود یک معجزه و فراتر از رویدادهای عادی بود.شعارهای یکپارچه مردم در سال ۱۳۶۸ در سراسر ایران و از جمله شعار، «خامنهای خمینی دیگر استـ ولایتش ولایت حیدر است»؛ نشان داد که همه چیز گویا با یک مهندسی الهی پیش میرود. خداوند متعال از یک سو، ذهن، قلب و دل اعضای خبرگان رهبری را متوجه امام شهید کرد و از دیگر سو اذهان و قلوب ملت ایران را، با این رهبر حکیم همراه کرد.امام شهید نیز در همان روزهای اول زعامت و رهبری، با صراحت اعلام کردند راه ما راه امام است و ما این راه را با قوت ادامه خواهیم داد.دوران ۳۷ ساله رهبری امام شهید، از هر نظر نشان داد که ایشان با تمام توان انقلاب اسلامی را در مسیر اصلی به پیش برد. علت اصلی دشمنیها و کینهتوزیهای دشمنان با رهبر دوم جمهوری اسلامی، به همین ثبات قدم، ایستادگی و مقاومت ایشان بر اصول انقلاب و سازشناپذیری با مستکبران و تلاش برای پیشرفت ایران و اعتلای جهان اسلام بر میگردد.
رهبر سوم در امتداد امامین انقلاببا ناکامی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی در به شکست یا به انحراف کشاندن انقلاب اسلامی از طریق نفوذ در رهبری دوم جمهوری اسلامی، در طول ۳۷ سال گذشته تلاشی صورت گرفت تا رهبری سوم، از حیث افکار و اندیشه و جهتگیریها، به ویژه در حوزه سیاست خارجی و استکبارستیزی، از جنس امامین انقلاب اسلامی نباشد.البته آمریکاییها و صهیونیستها، به دلایل گوناگون به این جمعبندی رسیده بودند که باید افزون بر براندازی جمهوری اسلامی و نابودی تمامی مؤلفههای قدرت ایران که طی ۴۷ سال ساخته شده بود؛ با هدف تسلط بر منطقه غرب آسیا و نابودسازی ظرفیتها و قابلیتهای تمدنسازی ایرانیها، کشور ایران را هم تجزیه کرد.سه توطئه بزرگ در سال ۱۴۰۴ شامل جنگ ۱۲ روزه، فتنه ۱۸ و ۱۹ دیماه و جنگ رمضان، با همین اهداف راهبردی از سوی آمریکاییها و صهیونیستها علیه ایران طراحی و به مرحله اجرا گذاشته شد.شکست و ناکامی متجاوزان در جنگ ۱۲روزه و فتنه دیماه، آنان را بر آن داشت تا با این تصور که در جنگ بعدی با به شهادت رساندن رهبر حکیم انقلاب اسلامی، ایران به سرعت دچار فروپاشی درونی میشود، به چنین جنایتی دست زدند و امام این جامعه را در روز نهم اسفندماه سال ۱۴۰۴، در همان آغاز جنگ تحمیلی سوم به شهادت رساندند.به طور قطع یکی از جلوههای نصرت الهی، نه تنها ایستادگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در برابر متجاوزان، بلکه مبعوث شدن مردم ایران و به صحنه آمدن آنان برای مبارزه با دشمن و خنثیسازی توطئههای متجاوزان، حفظ کشور و پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی است.
در حالی که دشمنان با عملیات خود با عنوان «خشم حماسی» در رؤیای تسلط سه روزه بر ایران با تحقق اهداف راهبردی خود بودند، به دلیل دفاع مقتدرانه ملت بزرگ ایران در پرتو امدادهای غیبی و نصرت الهی، در یک جنگ پر خسارت گرفتار شدند.دشمنان در فروپاشی ایران بعد از شهادت رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حساب ویژهای باز کرده بودند. این برآوردهای دشمنان از وضعیت ایران بدون رهبری ولی فقیه، متأثر از نقشآفرینیهای امام شهید در دوران ۳۷ ساله زعامت و رهبری، در انسجامبخشی اجتماعی و عبور دادن کشور از وضعیت سخت و سرنوشتساز بود.بنابر چنین برآوردی، ترامپ و نتانیاهو بر این تصور بودند که با ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی، همه چیز وفق مراد آنان در جنگ پیش رفته و آنان به سرعت به همه اهداف راهبردی خود دست خواهند یافت.اما دشمنان خدانشناس و ناآشنا با ملت امام حسینی ایران، با آغاز جنگ در عمل چیزهای دیگری را مشاهده کردند.برای نمونه، ژنرال مکنزی، فرمانده سابق سنتکام در منطقه غرب آسیا میگوید: «هیچ کس در جهان و حتی خود من هم تصور نمیکرد ایران در برابر توان آمریکا، آن هم بعد از ترور آیتالله، بتواند بیش از دو یا سه روز تاب بیاورد؛ اما اینک جهانیان چیز دیگری را مشاهده میکنند!»در کنار معجزه مقاومت و ایستادگی ملت ایران در جنگ تحمیلی سوم، معجزه قابل توجه دیگری همگان را در جهان متحیر کرد و آن معجزه، تعیین رهبر سوم برای انقلاب اسلامی و ایران از سوی مجلس خبرگان رهبری، آن هم در سختترین شرایط امنیتی بود.آمریکاییها که به جنایت ترور ناجوانمردانه رهبر حکیم انقلاب اسلامی عزیز دست زده بودند، مصمم بودند در صورت شکست نخوردن ایران، از تشکیل مجلس خبرگان رهبری جلوگیری کرده، ایران را گرفتار خلأ رهبری کنند.
بمباران ساختمان خبرگان رهبری در قم، و ناامنسازی محل برگزاری جلسات از سوی متجاوزان، با همین هدف دنبال میشد.در چنین وضعیتی، هم تشکیل مجلس خبرگان رهبری به صورت حضوری، و هم رسیدن اعضای خبرگان رهبری به فردی که از سوی علماء، صالحان و اولیای زمان، از هر نظر دارای صلاحیتها و شایستگیهای لازم برای این جایگاه است، خود معجزهای الهی است.این معجزه الهی در شعارهای مردم مبعوث شده، که از باورهای دینی و مذهبی این مردم خداجوی سرچشمه گرفته، این گونه در تجمعات در سراسر کشور سر داده شد:«دست خدا عیان شد خامنهای جوان شد»مبنای هدایت الهیآنچه در این نوشتار آمد، مبنی بر دست هدایت الهی در انتخاب رهبر دوم و سوم جمهوری اسلامی، در واقع رویدادی بر اساس سنتهای قطعی خداوند متعال است. خداوند به مؤمنان و مجاهدان فی سبیل الله، وعده نصرت داده است.ملت ایران به امام خمینی (ره) که در راه خدا قیام کرده بودند، صادقانه لبیک گفت و با پیروی از این رهبر الهی، انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند.مردم در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در سختترین شرایط، به ویژه در دوره دفاع مقدس هشت ساله، با بیش از ۲۰۰ هزار شهید و ۳۰۰ هزار جانباز و دهها هزار آزاده، به گونهای درخشیدند که امام کبیر در وصف این مردم فرمودند: «با اطمینان میگویم مردم ما از مردم حجاز در عهد رسول خدا و مردم کوفه در عهد امیرالمؤمنین برتر هستند!»
بسیار روشن است که چنین مردم مؤمن و متدین و مجاهد فی سبیل الله، همواره از نصرت الهی برای عبور از تنگناها برخوردار باشند.به طور قطع وقتی این مردم شایسته دریافت نصرت الهی باشند، یکی از مقاطع لازم برای نصرت و هدایت این مردم از سوی خداوند، همان لحظهای است که رهبر صالحی، چون امام کبیر را از دست میدهند. در چنین وضعیتی، خداوند راه را بر افراد غیر صالح میبندد و طبق قاعده «صالح بعد صالح»، مسیر رفتن توجهات به فرد صالح و شایسته بعدی را هموار میکند.آری، چنین هدایت و نصرتی از سوی حضرت حقتعالی، یک بار در سال ۱۳۶۸ و یک بار دیگر هم در سال ۱۴۰۴، موجب شد تا نمایندگان ملت در مجلس خبرگان رهبری، در تشخیص مصداق ولی فقیه جامعالشرایط، بهترین و دقیقترین تشخیص را داشته باشند.این رویداد، در واقع همان راهنماییها و هدایتهای الهی است که خداوند به مؤمنان بر حرکت در مسیر درست وعده داده است.آری هم او فرمود: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا».بدون تردید، با حرکت ملت ایران در مسیر نورانی که امام کبیر با انقلاب اسلامی و نظام ولایی در پیش روی مردم ما قرار داد، و در دوره خلف صالح آن عزیز سفر کرده، یعنی امام شهید به مدت ۳۷ سال به طول انجامید، با استمرار این حرکت در دوره حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی)، روزی فراخواهد رسید که تمامی اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی تحقق پیدا کرده باشد؛ چرا که:«وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم».
19:49 - 15 خرداد 1405